معرفي احمد تميمی


احمد تميمی
جنسيت: تاريخ تولد: پنجشنبه 15 مرداد 1366
کشور: ايران شهر: ahwaz
ahmadtamimiat
بنده متولد 15مرداد سال 1366هستم.فارغ التحصیل از رشته ی مهندسی عمران در سال 1388 می باشم.اولین بار سر کلاس های استاد رضا بختیاری اصل(از شاعران اهوازی) به شعر علاقه پیدا کردم.بعد ها با ورود به دانشگاه با محمدرضا تیزنوبیک(از شاعران جوان اهوازی) آشنا شدم و سپس به وسیله ی او به انجمن شعر دانشگاه راه یافتم و این آغاز دوران جدیدی در عرصه ی شعر برای من بود.اینجا بود که شاعر توانای استان ، استاد عزیزم جناب علیرضاشکرریز آشنا شدم.تقریبا از چهار سال پیش به طور جدی به شعر می پردازم.2 سالی را بیشتر به کار کلاسیک پرداختم و حالا حدود 2 سالی می شود که به کار آزاد روی آورده ام.اولین باری که شعری از من چاپ شد مربوط به 3 سال پیش در مجله راه زندگی می باشد.
وبلاگ : ahmadtamimiat.blogfa.com
ایمیل: ahmadtamimiat@yahoo.com
ahmadtamimiat@gmail.com


آخرین اشعار ارسالی

0

بی صدا ، صدا می آيد!

نمایش مشخصات احمد تميمی مويرگ ها و سرخرگ ها هم گره بخورند
حتی تمام تنم
پشت گوش نمی افتم
دلم منتشر شده در دلت
دلت در دلم
خبرها هم خبر ندهند
شهر از پشت پوستمان پيد


0

گاهی دلم برای غزل تنگ می شود

نمایش مشخصات احمد تميمی
پتویم جیغ می زد روی چشمانم ، تکانم داد
و شب می ریخت بی مهتاب و این هم ،داستانم داد
پتو کوچک شد و عریان سر و دستان و پاهایم
قلم قدقامتش را


0

تو ، جرمِ من!

نمایش مشخصات احمد تميمی با تفنگ آبی شليک می کنم
به زوايای غبار گرفته
دور افتاده از چشمانت.
با گلوله هايی پر از زندگی
که به دردشان می ارزد،
و تو که گريه می کنی
من


0

گرگ و ميش تر از هميشه!

نمایش مشخصات احمد تميمی زوایای مایکروسافت که روشن شود
شاید تمام رایانه ها
خون بالا بیاورند.
اصلا راه دور نروم
از کجا همین خودکار
اشک کودکی در آفریقا نباشد!
هر


0

پيراهن ِ هميشه!

نمایش مشخصات احمد تميمی بعيد نيست باران آتشم بزند
وقتی غروب
پيوسته در نگاهم طلوع می کند.
انگار همين ديروز بود!
تو را پوشيدم
گفتی نکند انتخاب مُدت باشم.
بردمت
رو


0

به آنان که شعر را زندگی می کنند!

نمایش مشخصات احمد تميمی شناسه که افتاد
ضمير را کجای جمله بگذارم؛
خودکار، سفيد
کاغذ، سفید
سفید بر سفید
ترجمان چشم های بسته و
دست های پوسیده در جیب
نفس های مضمون


0

اتهام!

نمایش مشخصات احمد تميمی چقدر رو به آفتاب شوم
باور کنی سپيدی جامه ام را.
نه در حمل درخت
شريک باد بوده ام
نه در باران همدست آسمان،
اما سبزه زار
بالقوه است
در پوست


0

تمام روزها فرداست

نمایش مشخصات احمد تميمی تمامِ دیروز
پشتِ امروزم
دستت بر چشمم
راه به جایی نمی برد
از آدم تا امروز وارثِ هزار چشمم
جاده اغلب اتفاقی است تکراری.
بر فردا قدم می زن


0

پرواز با يا بی ...

نمایش مشخصات احمد تميمی (( پرواز با یا بی... ))
شهر سوار هواپیما
یا هواپیما سوار شهر؟
مرا می گویی
نمی دانم جایی غیر از اهواز
می شود با یک بخاری
جلوی ز


0

((رنج باران شدن!))

نمایش مشخصات احمد تميمی دست بردی سمت سرم
سمت شاخه هایی که
ریشه می گرفتند
گفتی میوه ای می خواهم
که تلخی ام را بخورد
آمار باران را نشانت دادم
و تنی
در سال های اخر