تکلیف مو معلوم کن ...
شاعر پرویز کدخدایینه ،آرومی تو آغوشم
نه، می سازی با احساسم
خودم بدعادتت کردم
از این احساس می ترسم
نمیذاری با تو
محمد مهدی اورسجی در 4/3/1344
مجید مبلّغ ناصری در 4/3/1346
جابر ترمک در 4/3/1346
رحمن ایزدی فر در 4/3/1350
معصومه اوجاقلو در 4/3/1359
كامبيز دارابي در 4/3/1360
مریم رحمانی در 4/3/1363
محمدكرمي(حيرت) در 4/3/1364
محمد باقر خمیسی نسب در 4/3/1364
سعید صولت در 4/3/1364
ستایش بابایی در 4/3/1365
میلاد شعبانی در 4/3/1366
سارا نظری در 4/3/1368
سعید پارسایی زاده در 4/3/1369
سعیده معتمدی در 4/3/1370
محمدرضا ناصری نژاد در 4/3/1370
سپیده درخشان در 4/3/1371
فرشیدنصیری در 4/3/1374
مجرد تاریخ تولد: شنبه 1 مرداد 1356 شاعر مجید عبودی از دفتر ای دل غافل انتشار ۵ ماه و ۱ هفته پیش
باز باران
باز غوغای خیابان
باز هم اشک کودکان به گل نشسته
با زهم آرزوهای بر باد رفته
باز هم قصه مه و خورشید و ابرست و باد
باز هم وعده های رفته از
شاعر مجید عبودی از دفتر ای دل غافل انتشار ۱۱ ماه و ۱ هفته پیش
فصل؛ فصل تابستان است
فصل کار و کوشش
اما برای کشاورز روستایی که آب مزرعه اش پشت سد خوابیده
تا سد راه زندگیش شود
روز تابستان دلهره آور می شود
و شب
شاعر مجید عبودی از دفتر ای دل غافل انتشار ۱ سال و ۰ ماه پیش
خداوندا زتو پرسم چرا شامم در این غربت به دل هرگز نمی چسبد
اگر چه ویژه باشد؛ قیمتی؛ خوشرنگ و خوشبو؛ عالی و طباخ ان ماهر
خدایا شاید خویش می گویی که غر
شاعر مجید عبودی از دفتر ای دل غافل انتشار ۱ سال و ۱ ماه پیش
کشاورز روستا زاده اهوازی ام و زمینم بایر
چون که که آبش کم
و کودش کم یاب است
بذرش آفت زده
زهکشش پرآب و شوریده
جوبش از بی آبی نالیده
و گلوی پدرم
شاعر مجید عبودی از دفتر ای دل غافل انتشار ۱ سال و ۱ ماه پیش
با خودم گفتم قلم و کاغذ را بر دارم و خط خطای موازی بکشم؛ دیدم نمیشه
خواستم با نوشتن قلب لامصعبم را قانع کنم که می خواهم از زندان بیان آزادش کنم؛ دیدم
شاعر مجید عبودی از دفتر ای دل غافل انتشار ۱ سال و ۱ ماه پیش
دوش خوابی دیدم بارانی وقت سحر
به تو گفتم بیا دیدن باران و تو گفتی برو می آیم وقت دگر
دادمش دست مفسر خواب را
و گفتا بگو باران است
و به معنی یعنی
شاعر مجید عبودی از دفتر ای دل غافل انتشار ۱ سال و ۱ ماه پیش
با کدامین دار؛ دارم خواهی زد
وقتی هر زنده روزی مردنی ست
ترس از مرگ چه معنی دارد
با کدامین دار؛ دارم خواهی زد
من که دارم برپا ست؛ تو چرا زحمت آن را
شاعر مجید عبودی از دفتر ای دل غافل انتشار ۱ سال و ۱ ماه پیش
بمناسبت روزیی که پرید.
« سپید »
خواستم شعری سراییم من برایت
رنگ خودکارم پرید
و
رنگ کاغذ را گرفت
و
نام شعرت شد سپید
زین س
©2005-2013 Shereno All Rights Reserved. • Design by Ali Karimabadi • Powered by Karizan Telecom
Run in 0.879 seconds , Load in 1 seconds