دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي رضا محمدزاده
آخرین اشعار ارسالی
پشت می کنی
و
می گريزی
و
نمی دانی
گردی زمين
خواه ،ناخواه
ترابه من خواهد رساند
........ راه فراری نيست
*****
***
*
اعتمادت به آيينه ها
اشتبا
ادامه شعر بازديد 41 نفر 52 نمایش
شب می ریزد
از پلک پنجره ها
ودر اطاق,
ازدحام سکوت
می خراشد
پرده های نازک گوشم را
,
چهار پایه ی
صندلی کنار تخت
می کشد هنوز بردوش
طاقت بی
ادامه شعر بازديد 33 نفر 41 نمایش
به بهانه ی فیروزکه مرگش ناگهانی بود
وآخرین
قطعه ی جورچین را که می چینی
به امید که
خانه ات آباد .......
ناگهان
صدای مهیبی
رشته ی آرزو هایت
ادامه شعر بازديد 16 نفر 23 نمایش
هوووووو
هوووووو
باد
می پيچد
چومارزخم خورده در ايوان
و می سايد تن ِ مچاله اش
به در و ديوار
وگاه
تلنگری می زند بر
شيشه های لق
و غبار گر
ادامه شعر بازديد 28 نفر 47 نمایش
روزگارم صحنه ی تردید بود
بسترم هم، آتش ِ تهدید بود
خانه ای بود و چراغی چون نبود
قاب عکسی خالی از خورشید بود
راه بودو ماه بود
ادامه شعر بازديد 26 نفر 45 نمایش
وبسان ِ قطره
می رود
صدای گنگ پوتین عقربک ها
به میدانگاه شیشه ای
که سان می دهند
،
در اعماق سنگین ذهنم
و
لابدکسی نمی داند
چه ها که نم
ادامه شعر بازديد 23 نفر 32 نمایش
دستی تکان دادی و آسان از کنارم رد شدی
بی آن درنگی و شتابان از کنارم رد شدی
دوران نون ها و قلم ها کی سر آمد این چنین
رفتی تو آسان ز
ادامه شعر بازديد 39 نفر 55 نمایش
بوسه هایت طعم ایمان می دهد
بوی ماندن زیر باران می دهد
توبه از این توبه هاهم مزه ی
غسل با شن در بیابان می دهد
بی قراری های بی هنگ
ادامه شعر بازديد 50 نفر 84 نمایش



