معرفي م.نهانى


م.نهانى
جنسيت: تاريخ تولد: شنبه 31 ارديبهشت 1362
کشور: ايران شهر:
بی قافیه شعر می بارم در دنیای بی چتری...


آخرین اشعار ارسالی

نقاش

نقاش به دنیا آمده ام
تا سرخی لب ها و
آبی پیشانی ات را
با زمین و آسمان
قسمت کنم.


پایان

از لب های تو
شعر پایان غم انگیزی ندارد
اما با دست هایم
این سطرها به پایان می رسند
سکوت را بارانی نکن برایم
خیلی وقت است که خیسم!


آهنگ بهار

از گرد و خاک این شب تنها
باران ، تو را می شوید آرام
آهنگ بهار ،
زمزمه ی گوشواره ات!


همان

آب از آب تکان نخورد
تو همان آهوی وحشی بودی
و من ، شکارچی زندانی.


آئورت حادثه

آئورت حادثه
خون بسیاری می دهد
بیرون فکرها.
از آمدنت
ساعتی دیر
می میرد
علامت سوالی که
هنوز کشف نشده...


حرف دل

این تنهایی
چمبر اعتقادم می شود
دست ها که دعا می شوند
خدا را به نگاهی
صدا می زنند...
بی پرده گفتن را
از لب هایت آموخته ام
چرا می خواهی،
هر


راه (2)

به راهی
که مقصدش را
جاده هم نمی داند
این بی پایانی ،
فرصتی برای خودنمایی سایه ها نیست!


راه (1)

پشت کرده ای
ندیده ای
که راست می روی
در این کج راه مست
تو را این گونه می خواهند
اما کار تو تنها رفتن است!


بی جهان

شورشی جهانم را گرفت
تازیانه ها بارید
قلب شعرم پکید
فعل ها به دنبالم آمدند
تا که رسوا شوم
پریزادان!
باردیگر به گرد خواب هایم بچرخید...


39)

با چمدانی
پر از برگ های پاییزی
به زمستان سفر می کنم....

=============================

در عشق بازی های
باران و درخت
زندگی تفسیر دیگری دارد!