دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
معرفي مهدی خطیبی
آخرین اشعار ارسالی
کدام اوج بگو تا کدام قله رسیدم
منی که کوه غرورم ، به جز سقوط چه دیدم
کدام جنگل و بیشه ، کدام باغ و بهاری ؟
که من به جز گل حسرت ، گل بهاره نچ
ادامه شعر بازديد 179 نفر 223 نمایش
اشکي شدم به گوشه ی چشمي که بيرياست
چشمي که انتهاي تمام غروبهاست
دريا سرود، چشم تو را با هجاي موج
دريا! بگو که خانه يِ چشمان او کجاست؟
ن
ادامه شعر بازديد 217 نفر 259 نمایش
صدای بوی گلی پیچید ، میان خنده ی زیبایت
هزار پنجره شد بیدار ، به سمت ِ روشن ِ شب هایت
من آن مسافر حیرانم که دل سپرده به رؤیایت
رسیده ام
ادامه شعر بازديد 142 نفر 194 نمایش
تو نیستی که ببینی چقدر دلتنگم
ببین ! حکایت آشوب موج با سنگم
چه عصر دل زده و تلخ و گیج و غمگینی است
وَ من مسافر آفاق تیره و تنگم
در آسمان
ادامه شعر بازديد 121 نفر 163 نمایش
به محمد حسن چگنی زاده
به پاس تلاش و مهری که به ایزد بانوی هماره باکره - شعر - دارد
می خواهم رها شوم
در عریانی کلمه
نیاکانم
شعر را
پ
ادامه شعر بازديد 177 نفر 245 نمایش
با رخصت از سبزه زار بارانی چشمانی که زمینه ساز شور این تغزل شد
به رضا کرمی که این غزل را دوست می دارد
به چشم های نجیبت، دلی دوباره سپردم
ادامه شعر بازديد 193 نفر 240 نمایش
تجاوز به عنف
گریه نوشتی برای مادرم زمین
چشم ها
راویان سرشت و سرنوشت
حکایت هایی دارند
کتاب هایی
مادر ! چرا خواندن این کتاب ها ر
ادامه شعر بازديد 123 نفر 162 نمایش
تلخم ، کسلم ، پنجره ی بازم کن
با خنده ی پر شکوفه ای سازم کن
من غربت « شاقله» ی برف آلودم
خورشید من آهسته بیا نازم کن
در کنج شکسته ی دلی اب
ادامه شعر بازديد 137 نفر 169 نمایش
برای بی تا و مهربانی هایش. می دانم که این غزل را دوست می دارد
وقتی که ماه من ! گل شب باز می شود
چشمت هزار پنجره آواز می شود
پلکی بزن که با
ادامه شعر بازديد 134 نفر 179 نمایش
به آن کس که می داند ، دوستش می دارم
به قول اسماعیل خویی: با ساغری از آن تلخ ،کامم را شیرین کن
- «بنويس با اشک هايت ، يک سطر از روزگارت
از غ
ادامه شعر بازديد 103 نفر 142 نمایش



