معرفی تقي جهانبخشي

جنسیت: متاهل تاریخ تولد: دوشنبه 3 خرداد 1344
کشور: ايران شهر:
taghi.jahanbakhshi.yahoo.com
.www.khake-istade.blogfa.comشعرفارسی به ویژه شعر نو رادوست دارم وفکر میکنم استاد وبنیانگذاراین شعر نیمایوشیج باجسارت ودانش خویش خدمت ارزنده ای به جامعه ی ادبی کرد یادش همیشگی باد. گاهی اندیشه ها و واکنشهای احساسوگله ودلتنگیهایم را مینویسم اسمی برای آنها ندارم دلنوشته اند
لیست دفتر شعر ها تقي جهانبخشي    نوشته های ادبی تقي جهانبخشي

آخرین شعرهای تقي جهانبخشي

کاسه ی داغتر از آش

تقي جهانبخشي از صدای دل ِ عاشق ثمری نیست که نیست
باغ ِ آباد ِ دلان را اثری نیست که نیست
صورت یخ زده گل ، دست دلی می طلبد
گرمی ِ دست ودلم برگ وبری نیست که نیست


نفس بریده

تقي جهانبخشي نفس ها بریدند جانم مپـرس !
قفس ها گشودند جانم مپرس!
ستایش نشستی زبانگاه عشق
هنربان خریدند جانم مپرس !
بسامان مگرکاش این روزگار
که غمها تنیدند جان


فوت شمع

تقي جهانبخشي فوت شمعها
میلادِ پروانه هاست !
سر ِتمکینم ،
برای دل عاصی ام پر پر می زند
دراین دنیای دست پاچه ،
باورهای شکسته ام ، زبان ِعشق را جویده است
در مر


همسنگر سکوت

تقي جهانبخشي در سنگر سکوتم ، گستاخ سر ستمگر
بالا بزن تو همّـت سنگر بگیر ِ سنگر
راه خرافه بازان ، ایمان به باد دادست
تکتیک راعوض کن، خنجربه روی خن


بورس خاک

تقي جهانبخشي در بورس خاک
جانها پیش فروش می شوند
امروز
که نفسم رنگ می دهد
چمدانی از خاطراتم ،
در همهمه ی شهر پر مخاطره ،
گم است
من سربرسینه ی خاک گذاشته از


همخوابگان

تقي جهانبخشي در فصلی ِ پرازخیانت
بوی بد ِهمخوابگی ِ دو خط ِ موازی !
بوی سیاهی دروغ های سپید
به گوش جهانیان ِ بی خیانت
می رسد!!
با این گرگم به هوای ِ باران


حسابرس

تقي جهانبخشي دست خالی ، بی حساب !
در نبودِ حسابرسی ، حساب پس میدهم !
**
در سکوتِ ابدی فریاد!
گورها ،
متولد می شوند!
**
درکار زار ِ این زمان ِ توانسوز ،
زمی

  • شعر را ۱۹۳ نفر ۵۷۰ بار خوانده اند.
  • احمد الماسی ، علی صمدی ، فرهین رام ، ، مریم شجاعی و 49 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 136 نظر در این شعر درج شده است، از جمله احمد الماسی ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • احمد الماسی نوشتند درود بیکران جناب جهانبخشی گرامی چه زیبا سرایشی در قامت بلند اندیشه یتان نمود دارد . چه انعکاسی از انسان و دردهایش و چه زیبا به حسابهای خویش میرسید ...

پوست کلفت

تقي جهانبخشي حالا
که پوستمان را کندند و پوست می اندازند ،
من هم !
پوست کلفت کرده ایمانم را ،
با پوست ، می خورم!
*
زنجیر ،
پاره می کند فکر زنجیری ام
فکر شل


داس ها بیکارند

تقي جهانبخشي
شانه ی مترسک های کشتزار من !
جای فرود ِ کلاغانی است ،
ـ که !
شرافت را ،
دانه دانه زیر سایه شان می چینند
بهاری نمی بینند گلهایم!
داس ها ،بی


نرخ آبرو

تقي جهانبخشي وقتی که نان ،
به نرخ ِ آبروست !
گردن ِ زندگی
نازکتر از مو می شود !
*
در خیال بهاریت
دلم ابری است ،چشمم پا به ماه
دست و دلم بکار نمی رود
می

  • شعر را ۳۱۷ نفر ۸۷۱ بار خوانده اند.
  • مریم شجاعی ، گل یاشیل ، امید احمدی ساکت ، سیروان مرادی ، فرهین رام و 58 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 129 نظر در این شعر درج شده است، از جمله جوادسرخابی ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • جوادسرخابی نوشتند درود مرد بزرگ واقعا سپید زیباییست ریتم یگنواخت مطلع عالی و اوج در فیمابین دو ستاره عالی بود و کار فوق العاده شما در پایان است در ریتم( لالایی)ه ...
  • جوادسرخابی نوشتند اصلاح میکنم: بوسه های خیسم چونه به پایت میمیرند.. جسارتم را ببخشید ..ولی خداییش کار فوق العاده ای بود .. ...
  • جوادسرخابی نوشتند بوسه های خیسم چگونه به پایت میمیرند.. ...