سیزیف - پیامبر خانگی
شاعر مهدی خطیبیپیامبر خانگی
مهاجری است
در ایستگاه همیشگی خانه و کار
پیامبری
که هجرتش
هیچ تقویمی را
رقم
عباس جفره در 1/3/1336
صمد پورامان در 1/3/1339
آوا رضایی(فتوحی) در 1/3/1340
سعیدمختار در 1/3/1346
محمد رضا گلی در 1/3/1346
سعادت ایران نژاد در 1/3/1347
رامتين خسروان در 1/3/1348
جعفرلاهوتی آذر در 1/3/1348
مهدی زواره ای در 1/3/1348
علیرضا سعادتی راد در 1/3/1349
آرزو صفایی در 1/3/1350
زهره ترابی (عسل بانو) در 1/3/1355
خداویس دهقانی(حميد) در 1/3/1356
افشین دلفان آذری در 1/3/1357
دکتررضا کیخائی در 1/3/1357
مهدی سیف در 1/3/1357
اردلان حی شاد در 1/3/1357
مزدک شیدایی در 1/3/1358
عليرضا فيضي در 1/3/1358
ناصر رعیت نواز در 1/3/1360
آسیه عطاآفرین در 1/3/1361
اریا محمودی در 1/3/1361
سمانه نوری در 1/3/1362
علی حمیــدی(بغــض) در 1/3/1362
مروت خیری در 1/3/1362
رضا محبی راد (مجنون) در 1/3/1363
سارا سجادی در 1/3/1364
مجیدسمیعی در 1/3/1364
یحیی محمد زاده در 1/3/1364
کیا برمک در 1/3/1365
مجرد تاریخ تولد: پنجشنبه 31 شهريور 1367 شاعر محمد نکویی از دفتر سه نقطه انتشار ۱ ماه و ۱ هفته پیش
به نام هستی هستان
به نام هیچ و بی دستان
به نان نامی گل ها
به نام رنگ بی فردا
به نام نام ایزد بار
به نام جان بی جانان
اگر نامت به نامم باز، گ
شاعر محمد نکویی از دفتر دنیا انتشار ۸ ماه و ۰ هفته پیش
رنگ ها رنگ میشند
همه همرنگ میشند
گاوا خر میشند
گرگا گوسفند میشند
نگاه ها تیر میشند
بخششا پیر میشند
گلا خار میشند
یکمی مار میشند
من و تو چی میش
شاعر محمد نکویی از دفتر سه نقطه انتشار ۱۰ ماه و ۰ هفته پیش
زندگی زنگ شده
پُرِ تشویش و بد آهنگ شده
غصه ی موندن و رفتن
کمی کم رنگ، کمی پر رنگ شده
دلم پُر پِرِ پرواز شده
بال درآوُرده، کمی راز شده
تن من م
شاعر محمد نکویی از دفتر دنیا انتشار ۱ سال و ۶ ماه پیش
-
آیا نمیدانی که میدانم
که از چشمت
کمی افتاده ام
میدانم نمیدانی که در چشمم
کسی لانه ای کردست
که هر روز از سحر تا بامداد
بسان رهنوردان می رود
شاعر محمد نکویی از دفتر دنیا انتشار ۱ سال و ۷ ماه پیش
تک و تنها شدم از تنهایی خویش
به هر جا جا شدم از تنهایی خویش
خدا یا مهر من در سینه افکن
که هر جا جا شدم از تنهایی خویش
شاعر محمد نکویی از دفتر سه نقطه انتشار ۲ سال و ۷ ماه پیش
خستم از این همه ریا
از دوری و از موندن تویه راه
جاده خالی رو می بینم
نقشایٍ قالی رو می بینم
ولی بازم سرم گرم نمیشه
خسته میشم از دیدنی ها
از نفر
شاعر محمد نکویی از دفتر سه نقطه انتشار ۲ سال و ۸ ماه پیش
قربان دلتنگ و اسیرم می کند
نمی دانم چرا
از غصه و اندوه پیرم میکند
نمی دانم چرا
به یاد قربانی اکبر می افتم
نخواسته یاد علی اصغر می افتم
بیا دو
شاعر محمد نکویی از دفتر دنیا انتشار ۲ سال و ۸ ماه پیش
منم سیگار بی فرجام
که با عشق می کشی آن را
منم سیگار بی فریاد
که جان را میدهی بر باد
مرا له کن
به زیر پای احساست لگدمال و تهیم کن
بگی
شاعر محمد نکویی از دفتر دنیا انتشار ۲ سال و ۹ ماه پیش
مرگ زیباست
برای زندگی کردن
چون مرگ پایان زندگی نیست
کوچه ای از زندگیست
که تو را می سپارد به بهار یا که تابستان
کدامی را می پسندی؟
خنکای بهاری
شاعر محمد نکویی از دفتر دنیا انتشار ۲ سال و ۹ ماه پیش
نخوان
نخوان شعرم را که بی حجاب گفتم
به رقیصدن خورشید و ماه گفتم
همان دم که انسان نبودش اختیار
به شوق وصال یار گفتم
به زمین و آسمان تلنگری زدم ز
©2005-2013 Shereno All Rights Reserved. • Design by Ali Karimabadi • Powered by Karizan Telecom
Run in 0.705 seconds , Load in 0 seconds