تکلیف مو معلوم کن ...
شاعر پرویز کدخدایینه ،آرومی تو آغوشم
نه، می سازی با احساسم
خودم بدعادتت کردم
از این احساس می ترسم
نمیذاری با تو
مجرد تاریخ تولد: شنبه 31 شهريور 1363 زاده ی مِهرم
مُهریلداخورده ام
یک عمرشب دیده ام
قد ونیم قد
ازشبی به شب دیگرمیروم
بازهمراهی ی مهروآذر
حاصلش شدیلدا
امشب هندوانه هاهم
ازشب من گری
*******
به بالشم یک عمربدهکاری
سالهانقش تورابازی کرده
********
رختخوابم را
یک پِلک مانده به سحر
جمع کردم
تایادنکنم تنهایی دیشب ر
دیروزکاشته شدم
برشانه جاده مشرق
امروز
تابلوی ازجاده گریخته ای هستم
آویزبردروازه خلا
بناکرده اند،مقصدی دیگر
کوریم؟
یاعادت کرده ایم به رانش
این
رازبقا/شوفر/آبستن/حبس
(1)
توله اش رابه دندان میکشید
جوجه ی مرغ همسایه را
تازه قورت داده بود
(2)
شوفرِتنها
خروجی شهر
اعتمادبنفس/بازهم نوازش
(1)
اینقدر
کلمات رو
برام لقمه گرفتند
تمام اعتمادبِنفسمو
بالاآوردم
(2)
دوست دارم توبغلش بخواب
(1)
توی تخت دونفره ام
بازهم کابوس
میبردنت
پریدم
خیس عرق
یک لیوان آب
ساعت
اما!!
سالهاست رفته ای
(2)
دستی به سرش کشیدم
ط
افساردلم ول شدازعقل بیافتاد
اسب هوسش زین شدازاصل بیافتاد
تشتش به زمین افتادزین حادثه رسواشد
فریادوطرب گویی ازطبل بیافتاد
وجدان طمع دست تبانی به دل
درمسلک مامعنی آغازچنین است
نشکفته دل ودرطلب یارغمین است
شامی که نخسبیم برِیارلبالب
تاصبح سحرنالمُ دل پیشه همین است
خاکی که تلاقی بکندجان من وتو
ا
تقدیم به دکترالهام وهابی به مناسبت روزپزشک ؛
بازای سفیرعشق برناتوان من جانی دوباره میدهی؛
اوج صداقتی هنوزجاویدوبی ریابوی ستاره میدهی؛
مجذوب بست
(1)
خواب:
دیشب خوابم دیده بودی؟
امشب بالِشت به من قرض ده
سالهاست ندیده ام خودم را!
(2)
امانت:
درشهری که مردمانش
نان ازدهان سگ میدزدند
چ