معرفي کريم لقمانی


کريم لقمانی
جنسيت: تاريخ تولد: یکشنبه 7 مهر 1325
کشور: ايران شهر:
sarv_kl2000
خودم کیستم که چیزی ازخودم گویم
شکسته دل شکسته استخوانم من
دراین دنیای نا بخرد که حیرانم
نمیدانم چه میدانم چه را گویم
درونِ زندگی بازیچه این دست دورانم
و من بازیگر این نقش بی جانم
چه میخواهی دگر دانی زاحوالم
همین هستم که میدانی که میدانم
sarvenaz.blogsky.com



آخرین اشعار ارسالی

طالع من است

نمایش مشخصات کريم لقمانی سپاسی بیکران برهمه عزیزان که درشعر قبلی بربنده منت گذاشتندوازسرمهرومحبت به شاگردتنبل این گلستان شعر نظرات ارزشمند خودراهدیه کردند.چون د


با هرنامی تقدیم به دوستان شعر نو

نمایش مشخصات کريم لقمانی تقدیم به همه اساتید.دوستان بزرگوار وشاعران گرانقدرعزیزکه برشاگرد این کوچه شعر منت میگذارید.آنها که ازظن خودمراشاعری توانا میداننداما هم


اميد من بمان

نمایش مشخصات کريم لقمانی هرچند دروزن وقافیه ناقص اما ازسرمهر تقدیم به خواهر عزیزم نسرین رادمهر .درانتظار که بار دیگر خنده برلبانت نقش بندد وخواننده اشعار زیبایت ب


دنيا چه دلگير شده

نمایش مشخصات کريم لقمانی زندگی مون سرد شده ،برگها همه زرد شده
شادی شده فراری،غم شده کوله باری
بی خبر ازهم هستیم،همیشه ماتم هستیم
عشق تودلا کم شده ،دلا پرازغم شده


اين قاپ لعنتی

نمایش مشخصات کريم لقمانی تقدیم به دوست بسیارارزشمندم جناب محمد ترکمان عزیز
**
بی قاپ هم این زندگی ما قمار بود
قاب انداختن ماهم یک انتحار بود
مارابگوبازی بی قاپ ب


زير پا را بين

نمایش مشخصات کريم لقمانی من شدم صیادکویت تاتورا رامت کنم
روزوشب باشم کنارت خنده درکامت کنم
چون ندانستم توصیادی مرا دامت کنی
حال من هستم اسیرودست به دامانت کنم


زمان زاری نيست

نمایش مشخصات کريم لقمانی من آشیانه ندارم تورا خیالی نیست؟
همیشه شکستم دگرکه راهی نیست
کسی که نداند چه آمده برسرمن
توئی که بدانی ،دگرسئوالی نیست؟
نه عشق نه امی


جادونمی تواند

نمایش مشخصات کريم لقمانی ای مرغ پرشکسته کنج قفس نشسته
تنهاوبی قراری بادست وپای بسته
تاکی دگر توانی دراین قفس بمانی
آوای دلبری رابا غصه ها بخوانی
در فکراونشستی


فقط امشب که مهمانم

نمایش مشخصات کريم لقمانی چراویران شده حالم همیشه اشک میبارم
که سیلاب است چشمانم چوابرآسمان زارم
شکستی قلب بیمارم که ازاین خانه بیزارم
ازاین دنیای پوشالی همیشه ش


قاب کج

نمایش مشخصات کريم لقمانی گهی دل آشنا گه قهرقهر است
گهی با ما وفاگه برج زهر است
گهی خندان گه گریان گهی مست
نمی داند برای من چه درداست
نشسته غم خورم با اشکهایم
نمی