خستهام از هر چه واژه مرد
عشق تمنا میکند
و هرزگی میفروشد
.
.
ای مجنون هرزه من
تو هم یکی از هزاران عابری
که از مردانگیشان تنها
معرفي کريم لقمانی
آخرین اشعار ارسالی
چراویران شده حالم همیشه اشک میبارم
که سیلاب است چشمانم چوابرآسمان زارم
شکستی قلب بیمارم که ازاین خانه بیزارم
ازاین دنیای پوشالی همیشه ش
ادامه شعر بازديد 116 نفر 145 نمایش
گهی دل آشنا گه قهرقهر است
گهی با ما وفاگه برج زهر است
گهی خندان گه گریان گهی مست
نمی داند برای من چه درداست
نشسته غم خورم با اشکهایم
نمی
ادامه شعر بازديد 78 نفر 110 نمایش
ای بی خبر باز آمدی با عشوه وناز آمدی
دیگرچه میجوئی زمن امشب توبارازآمدی
دررفتنت تنهاشدم با درد هم پیمان شدم
دانی که من دیوانه ام اکنون تو
ادامه شعر بازديد 99 نفر 136 نمایش
(1)
گاه خسته ام گاه دل شکسته
گاه باامید گاه ناامید
گاه باتوام گاه بی تو
زندگی همینه
نمیدونی با کی هستی ، با کی نیستی
چون باورت ندارن
باو
ادامه شعر بازديد 99 نفر 124 نمایش
یکی بگیره دستم ،بدونه من کی هستم
فقیری خونه دوشم،توکوچه ها نشستم
روزادنبال نونم ، شبا همیشه مستم
تونیستی که ببینی،دلم رابه چی بستم
اطا
ادامه شعر بازديد 112 نفر 144 نمایش
روزی که رفت بی نام وبی نشانه رفت
گفتم که خاطرات تلخ هم بازمانه رفت
خوشحال چون که رفت آرامشی رسد
اما چه سودکه بی غصه ی شبانه رفت
هردم دران
ادامه شعر بازديد 95 نفر 119 نمایش
به اشکم گفتم ای دیوانه کم برمن ببارآخر
نداری جای باریدن به جز این گونه هابهتر؟
نمی بینم دراینجامن که ابری آسمان باشد
شدی ازسیل ویرانگر ب
ادامه شعر بازديد 87 نفر 110 نمایش
1
ساحل خموش
نشسته درانتظار ما
ماهم خموش تر ازساحلی خموش
موج ها هم خفته اند
بی خیال ما
دست وپا میزنیم
داریم غرق میشویم
وساحل نظاره گر
ادامه شعر بازديد 39 نفر 55 نمایش
تقدیم به محمدرضاتفرشی ارجمند بخاطر قدوم مبارک مجددشان وپرستوجمشیدی عزیز
**
نوشتم طنز ایرادم گرفتند،نوشتم شعر خودکارم گرفتند
ندارم چیز
ادامه شعر بازديد 128 نفر 162 نمایش
همیشه چوماه درپشت ابرمی مانی
که چشم به آسمان دارم وتوپنهانی
درانتظار نشستم شاید بهار بازآید
که بی بهارتوآوای دلبری نمیدانی
بیا ونگاهی
ادامه شعر بازديد 63 نفر 94 نمایش


