معرفی مریم کاکایی

جنسیت: مجرد تاریخ تولد: شنبه 4 تير 1367
کشور: ايران شهر: اراک
لیست دفتر شعر ها مریم کاکایی    نوشته های ادبی مریم کاکایی

آخرین شعرهای مریم کاکایی

آه جان سوز

مریم کاکایی آه جان سوز تو گر این خانه را ویران کند
وین نگر تا جرعه ای از آب در جانت کنم
میزنم بر جان آن ناکس که بر تو ظلم نمود
کرد ویران خانه را آهش کنم چون


انتظار

مریم کاکایی عمری در طلب یار به سر می برم اما
زان آتش دل خون جگر میخورم اما

آهی کزین دل دیوانه برون شد
در کنج دلم شور وشری باز به پا شد


زیباترین خاطره

مریم کاکایی تو زیباترین رویش سرو وتاک
توزیباترین خاطره با منی
تواهنگ دلخواه قلب منی
تو رفتی و من با غمت ساختم
زکنج قفس خاطره خواندم
تو تنها ترین
حس قانون


شور عشق

مریم کاکایی دل بریدن از جهان تا به ابد ارامش است
در سکوت خود فرو رفتن به از جان ودل است
دل ندادن بهتر از یک عمر پشیمانی است و بس
بس که خود را ساختم باش


گذر ثانیه ها

مریم کاکایی در پس خاطره ها مانده یک نگاه
ودراین خلوت تنهایی من مانده ای چشم به راه
ثانیه ها در گذرند همگان رهگذرند
روزها می گذرند سالها میگذرند
گله دارم


تشنه ی دیدار

مریم کاکایی خدایا نمی دانم چه گویم از که گویم
از این دنیا که در هر گوشه اش جهل است ونادانی
زکنج حسرت واندوه چه حاصل شد مرا اه ای خدایا
ز غم های زمان نالیدنم


نبرد با ظلم

مریم کاکایی در حسرتت مانده ام چشم به راه
قطره ی اشک شده بر چشمم چون رود روان
روح من در طلبت شد اسیر در قفس
سالها در طلبت شدم اسیر این قفس
شعله های اتشت بر


سکوت تنهایی

مریم کاکایی منم چون پرنده ای محبوس در قفس
منم ان شیر درنده در قفس
منم ان عقاب در اوج اسمان
که زنم فریاد ازادی و بس
می زنم نام خدا بر قله ی قاف
می زنم فر

  • شعر را ۷۵ نفر ۳۵۰ بار خوانده اند.
  • سعید پروانه ، پرویز طارمی و 4 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 28 نظر در این شعر درج شده است

روزهای گذرا

مریم کاکایی چه سخت میگذرد برمن دگر نالان بودنم تا کی
چرا اشفته حالم من کنون افسرده حال تا کی
منم تشنه دیدارت کرم لطفی تو کن برمن
دراین دنیای فانی ها ت


خیال بچگی

مریم کاکایی زندگی توی کنج غصه خفتن تو خیال بچگی ها توی کوچه بازی کردن
زندگی یعنی توهم یعنی با غصه گذشتن
زندگی یعنی یه خوابی تو خیالم پروراندن
زندگی یعنی