عاری از بی عاری
شاعر علی رضا عزتیوقتِ رفتن ، وقتِ بی عاری
بُغضم برای دفنِ همياری
با ياریِ طرح های قرمز و تاری
- کمی هم انتحاری -
تست در 3/3/1322
حميد شاملو در 3/3/1329
زیبا آصفی(آمـــــــین) در 3/3/1332
علی اسلام نیا در 3/3/1341
تقي جهانبخشي در 3/3/1344
فاضل نصرت در 3/3/1355
مسعود بدخش در 3/3/1359
سریه بضاعت پور (سبزینه) در 3/3/1361
صادق زراعتکار در 3/3/1363
مارال اسماعيل بيگي در 3/3/1363
مریم سیاهوشی در 3/3/1363
علي سقايي در 3/3/1364
کیوان صحرایی در 3/3/1365
جمشيد خورشيد در 3/3/1365
محمد رضا باغیشنی در 3/3/1367
محسن چلمبری در 3/3/1369
تینا کیانی در 3/3/1370
تبسّم صید افکن در 3/3/1371
رویا رفیعی در 3/3/1371
طناز فراهاني در 3/3/1371
دانیال عموریزی در 3/3/1373نوشته شده در 29/9/1385 - 11:03 توسط رضا پارسامنش در موضوع عاشقانه ها
شب یلدا اومده
من از شب یلدای خاطرات خوب و بد زیاد دارم ا ما بد ترینش شنیدن خبر نامزدی اون بود
وقتی دیدم که مادرش یه طبق پر از هدیه های رنگ به رنگ و هندوانه تزئین شده
رو داده دست گل پسرش و هلک و هلک دارن میرن از خونه بیرون دنیا جلوی چشمام
تیره شد سودی (خواهرش) در برابر نگاه ها ج و واج من زورکی خندید و گفت نامزدی
(س)
و اون شب یلدا سیا ترین شب زندگیم بود شبی که هرگز تمام نشد سیا ترین و طولانی
ترین شب زندگی من
لعنت به تو لعنت به زندگی لعنت به یلدا
تو را هرگز نمی بخشم ..........تو تنها عشق من بودی
به یاد آور زمانی را که گرم سوختن بودیم
سرابی بودی و ازتشنه کامی چشمه ات پنداشتم روزی
فریبی بودی و بذر وفا را در سینه ام میکاشتی روزی
مرا دیوانه باید خواند می دانم
می دانم
می دانم
بازديد 11126
محسن کیوان (4/10/1390),
:
©2005-2013 Shereno All Rights Reserved. • Design by Ali Karimabadi • Powered by Karizan Telecom
Run in 0.114 seconds , Load in 0 seconds
