درددل باخدا

نوشته شده در 15/2/1390 - 23:20 توسط مهدي نظام الاسلامي در موضوع مذهبی

درددل باخدا بارالها ...
اي مهر بان ترين ای ديريافته با تو سخن میگويم ...
خوب فهميدم تويي كه منشاء زیبایی هستي و ما تا به تو پیوند نخوریم نمی توانیم تاثیر زیادی را در آثار و زندگی خود احساس کنیم...
خداي من ، من امروز تو را يافتم حال يافتنت برايم لذت بخش است اما اينكه دير يافتمت برايم عذاب آور است....
خوب ميداني كه گدايي به درآستانت شده هر شب كارم.
گناهكارم ،خطا كارم ، رو سياهم ، خسته و از دنيا بيزارم ...
بارالها مگر خود نگفتي صد بار اگر توبه شكستي باز آي ، حال من آمدم با پريشاني و پشيماني اين گدا را از در خانه ات رد نكن...
پروردگارا گويند كه تو رحيمي مهرباني ، بخشنده اي...
اي رحيم و مهربان دستم را بگير و از اين سياه چال زندگي رهايم بخش و مرا بخشش و مورد لطف خود قرار ده ...
امروز حسرت و افسوس اين را ميخورم كه چرا دير تو را يافتم...
حال پروردگارا اكنون نوبت توست ،من آمدم به سوي تو و اين عرش خداييت كمكم كن كه امروزسخت محتاجم...

بازديد 1269




این مطلب را خواندند (اعضا)

سیدحسین اخوان طباطبائی (خوانا) (16/2/1390),احمد سوسرایی(ا.دی) (16/2/1390),مهدي نظام الاسلامي (16/2/1390),غلام محمد سجادی (17/2/1390),مریم احمدی(پریشان) (19/2/1390),حميد نجف (19/2/1390),مهدي نظام الاسلامي (3/3/1390),سعید کبوده (26/11/1390),امير نصيرپور (30/5/1391),

نقطه نظرات


ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.