نمايش نامه طنز

نوشته شده در 5/2/1390 - 14:54 توسط احمد فیاض در موضوع طنز ادبی (نه جوک !)

نمايش نامه طنز



بازيگران
پرستار
بيمار

بيمار: (با لحني كه انگار از خواب بيدار شده) من كجام؟...(زنگ تخت بيمار را ميزند)
چند ثانيه بعد
پرستار: كاري داشتي؟
بيمار: ببخشید! من موبایلم شارژ نداره. می‌شه لطفا یه شارژر براش بیارید؟
پرستار: متاسفم. شارژر این مدل گوشی رو نداریم.
بيمار: یعنی بین همکاراتون کسی شارژر فیش کوچک نوکیا نداره؟
پرستار: از ۱۰سال پیش، دیگه تولید نمی‌شه. شرکت‌های سازنده موبایل برای یک فیش شارژر جدید به توافق رسیدن که در همه گوشی‌ها مشترکه.
بيمار: 10سال چیه؟ من این گوشی رو هفته پیش خریدم.
پرستار: شما گوشی‌تون رو یک هفته پیش از تصادف خریدین؛ قبل از این‌که به کما برید
بيمار:«کما»؟!
پرستار: شما در اسفند1389 به کما رفتید و الان در تیرماه ۱۴۱۲ به هوش اومديد. از نظر من شرایط لازم برای درک حقیقت رو ندارین.
بيمار :چی شده؟ چرا؟ من که سالمم!
پرستار: شما سالميد، ولی بقیه نیستن.
بيمار :چه اتفاقی افتاده؟
پرستار :چیزی نشده! ولی بیرون از این‌جا، هیچکس منتظرتون نیست
بيمار :خیلی پیر شدم؟
پرستار :مهم اینه که سالمی. مدتی طول می‌کشه تا دوره‌های فیزیوتراپی رو انجام بدی...
بيمار :اون بیرون چه تغییرایی کرده؟
پرستار :منظورت چه چیزاییه؟
بيمار :هنوز توی خیابونا ترافیک هست؟
پرستار :نه دیگه. از وقتی طرح ترافیک جدید رو اجرا کردن، مردم ماشین بیرون نمیارن
بيمار :طرح جدید چیه؟
پرستار :اگر راننده‌ای وارد محدوده ممنوعه بشه، خودش رو هم با ماشینش می‌برن پارکینگ و تا كتاب قوانين راهنمايي و رانندگي رو رو از حفظ نشه، آزاد نمی‌شه.
بيمار :عالي قاپو هنوز هست؟
پرستار :هست، ولی روش روکش کشیدن.
بيمار :روکش واسه چي؟؟
پرستار :نماش خراب شده بود، سرامیک کردند
بيمار: الان وضعیت تورم چه‌جوریه؟
پرستار :خودت چی حدس می‌زنی؟
بيمار :حتما الان بستنی قیفی، ۱۴هزار تومنه
پرستار : نه دیگه خیلی اغراق کردی. ۱۲هزار تومنه.
بيمار :پراید چنده؟
پرستار : پرایدهای قدیمی یا پراید قشقایی؟
بيمار: قشقايي دیگه چیه؟
پرستار :بعد از پراید مینیاتور ، پراید قشقایی را با ایده‌ای از نیسان قشقایی ساختن.
بيمار :همین جدیده، چنده؟
پرستار :۷۰میلیون تومن
بيمار :«پس ماکسیما چنده؟
پرستار: اگه سالمش گیرت بیاد، حدود ۲ یا ۲ و نیم…..
بيمار :یعنی ماکیسما اسقاطی شده؟ پس چرا هنوز پراید هست؟
پرستار : آزادراه تهران به شمال هم هنوز تکمیل نشده.
بيمار : متروي اصفهان مهم تره اون چي شد؟
پرستار :تا قبل از این‌که شهردار بازنشسته شد هم تموم نشد
بيمار :شهردار بازنشسته شد؟
پرستار :آره
بيمار :ولی مترو که قرار بود قبل از سال 92 افتتاح بشه
پرستار :قحطی سیمان که پیش اومد، همه طرح‌ها خوابید.
بيمار : ماجراي خلیج‌فارس به كجا رسيد؟
پرستار : چند تا سرمايه دار اتريشي گفتن مال اوناس و به گوگل پول دادن كه توي نقشش به اسم اونا ثبت كنه
بيمار :ایران اعتراضی نکرد؟
پرستار :چرا! گوگل رو فیلتر کرد
بيمار :ممنونم. باید کلی با خودم کلنجار برم تا همین چیزا رو هم هضم کنم
پرستار :یه چیز دیگه رو هم هضم کن، لطفا
بيمار :چیو؟
پرستار :این‌که همه این چیزها رو خالی بستم.
بيمار :یعنی چی؟
پرستار :با دوست من نامزد شدی، بعد ولش کردی. اون هم خودش را توی آینده دید، اما خیلی زود خرابش کردی. حالا نوبت ما بود تا تو را اذیت کنیم. حقیقت اینه که یک ساعت پیش تصادف کردی، علت بیهوشی‌ات هم خستگی ناشی از کار بود. چیزیت نیست. هزینه بیمارستان را به صندوق بده، برو دنبال زندگیت

بازديد 2082


مطالب مرتبط با این نوشته




این مطلب را خواندند (اعضا)

احمد فیاض (6/2/1390),احمد فیاض (12/2/1390),امیر حسین رحیمی زنجانبر (10/8/1390),مرتضی میرانی (7/9/1390),هانیه.پ (11/9/1390),محمد زارع (12/11/1390),سارا فرخانی (13/11/1390),

نقطه نظرات

  • رضا  در چهار شنبه 7 تير 1391 - 15:58 نوشتند:
    خیلی عالی بود دستتون درد نکنه



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.