دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
گذری بر غزل علی سعادتخانی
نوشته شده در 15/1/1389 - 19:12 توسط محمدحسن چگنی زاده در موضوع نقد
سلام
یکی از شاعران بنام و غزل سرای سایت شعر نو کسی نیست جز علی سعادتخانی که با غزل های شکوهمند خود چون نگینی تابناک می درخشد .
در حد توان نظری کوتاه بر غزل او نوشته ام . امیدوارم مورد قبول باشد.
با هم این غزل زیبا را بخوانیم.
حیف دل شما که به پر گریه می کنید
بر پیکر ستبر تبر گریه می کنید
چشمانتان به تلخی شعر جهنم است
وارونه گشته اید و به سر گریه می کنید
حوا شکسته حرمت قلیان سیب تان
آدم نگشته اید مگر گریه می کنید
پیچیده اید لای کفن مرگ جاده را
در پشت راه ها به سفر گریه می کنید
در شهر با وفای شماها که چاه نیست
دلگیر یوسف اید اگر گریه می کنید
دیوار را به دست کج کوچه ریختید
حالا نشسته اید و به در گریه می کنید
آهسته می کشید نفس ، خواب باغ را
بر پیکر ستبر تبر گریه می کنید.
این غزل با وزن عروضی :/مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن - مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف / و با مطلعی با صلابت و ظریف شروع می شود .
مولفه های شعر:
- تأثیر پذیری از اتفاقاتی که در جهان معاصر و در حوزه های مختلف حادث شده و جریان دارد .
- فراروایتی که کشف زمانه است.
- شاعر با ایجاد و بیان مفاهیمی نسبتاً کلی ، تمهیداتی را جهت ورود به دنیای نامتعارف به وجود می آورد .
- توجه به زندگی انسان امروز ، دغدغه ها و غم ها ی مشترک ، باعث برقراری ارتباطی نزدیک با خواننده می شود.
- شاعر به حس های شخصی و درونی توجه داشته است .
- خلق ابیاتی که پیوسته محور عمودی شعر را تقویت می کند.
- ایجاد فضاهای سورئال و ناشناخته : مثل تلخی شعر جهنم
- ارتباط ارگانیک عناصر که زوایای شعر را به هم می رساند.
- ضمیر پنهان شاعر که فرصت خودنمایی پیدا کرده است خواننده را بعد از خواندن و اندیشیدن و با توجه به روحیات فردی وادار به تفکر و تحلیل می کند و با احساساتی که روزانه با آن درگیر است می گردد به دنبال:
/ آدمیانی که وارونه گریه می کنند / پشت راه هایی که دچار مرگ شده اند / دیوارهای فرو ریخته /
بپردازیم به تحلیل شعر:
حیف دل شما که به پر گریه می کنید
بر پیکر ستبر تبر گریه می کنید
شاعر دو سویه فکر می کند . یعنی لطافت و برندگی را رو در روی یکدیگر قرار می دهد و از اتفاقاتی یاد می کند که اگر تبر شوند ، حوادث تلخ به وجود می آورند . این مطلع که دارای سایه روشنی مرموز است نوعی هشدار است و با هراس انگیزی تبر ، ذهن خواننده را متوجه مسئله ای بحرانی می کند که حادث شده است .
چشمانتان به تلخی شعر جهنم است
وارونه گشته اید و به سر گریه می کنید
شاعر با گسترش فضاهای دیگری که نشانه از نظام مندی ذهن اوست نه گسست ، خواننده را دچار شائبه می کند تا کنش و یا واکنشی های درونی .
تلخی /شعر جهنم / در واقع نظمی است که خاصیت خود را از دست داده است و در ضمیر ناخودآگاه شاعرایجاد شده است . اگر موشکافانه بنگریم وارونه شدن را در دو تصویر مجزا می بینیم . یکی: عکس العمل های کورکورانه ی ما از حوادث و دیگری:شور چشمی مردمانی است که حقایق را وارونه می انگارند .
حوا شکسته حرمت قلیان سیب تان
آدم نگشته اید مگر گریه می کنید
قلیان هایی که در حقیقت تنفس زندگی بوده به دست حوایی( که همیشه مقصر است! ) شکسته شده و از حرکت افتاده و آدم با چنین تجربه ای هنوز آدمیت خود را نیافته است.
شاعر به عمد حسی را به خود و خواننده القا می کند که پرورده ی اندیشه ی منفرد اوست .
پیچیده اید لای کفن مرگ جاده را
در پشت راه ها به سفر گریه می کنید
شاعر با یک توجیه منطقی و تحکمی ناملموس دغدغه های خود را بیان می کند و گله مندی او محسوس می شود.
عظمت دیداری شعر اینجا هویدا می شود .
شاعر با به وجود آوردن درگیری های ذهنی در مخاطب ، نقش او را فعال می کند و مرکز این فعالیت و تاثیر پذیری / کفن مرگ/ است .
در شهر با وفای شماها که چاه نیست
دلگیر یوسف اید اگر گریه می کنید
این بیت که ابر بیت شعر است ، شاعر گستره ی تفکر و حس خواننده را ملطوف می کند و به شرایطی پهلو می زند که افراد جامعه با آن درگیر هستند .
دیوار را به دست کج کوچه ریختید
حالا نشسته اید و به در گریه می کنید
شاعرفوری تدبیری می اندیشد و چاره ای . با کناره گیری از هر گزندی ، مقصر را می یابد وخطری را که اتفاق افتاده گوشزد می کند .
آهسته می کشید نفس ، خواب باغ را
بر پیکر ستبر تبر گریه می کنید.
شاعر بعداز انباشت و کاشت واژه هایی در ارتباط با /تبر/گریه / چشمان تلخ/آدم و حوا/کفن مرگ / یوسف/دست کج کوچه / در برابر خواننده ، شکل هندسی منظمی را ترسیم می نماید و رنگ آمیزی درونی را بر عهده ی او می گذارد.
به امید پسند خوانندگان.
این متن را خواندند (اعضا)
سيدحسين اخوان طباطبائی (خوانا) (15/1/1389),محمدحسن چگنی زاده (15/1/1389),علی سعادتخانی (15/1/1389),شیرین رحیمی (15/1/1389),علی سعادتخانی (15/1/1389),بهادر یحیی (15/1/1389),احمد تميمی (15/1/1389),یوسفی (15/1/1389),سیمین پاشا (15/1/1389),شوان کاوه (16/1/1389),عليرضا الياسی (16/1/1389),شیرین رحیمی (18/1/1389),شیرین رحیمی (18/1/1389),حسين عبادی دهاقاني (19/1/1389),حسن نیکو فرید (20/1/1389),فریاد روشن (20/1/1389),حسين عبادی دهاقاني (20/1/1389),سارا يانی (21/1/1389),شیرین رحیمی (21/1/1389),جعفر سرخی (21/1/1389),حسین چمنی(فریاد) (21/1/1389),حسن نیکو فرید (21/1/1389),جعفر سرخی (22/1/1389),احمد جهاني (22/1/1389),جلال اسفندیاری غریبوند (23/1/1389),رضا مشهدی (24/1/1389),احمد قليزاده (3/2/1389),سید ولی حسینی (9/2/1389),حسن نیکو فرید (10/2/1389),مجيد رستمی (10/2/1389),محمد حسين علی رمضانی (11/2/1389),مهردادعباسی (14/2/1389),علی سعادتخانی (24/2/1389),محمدحسن چگنی زاده (31/2/1389),احمد قليزاده (3/3/1389),مهران سالاري (15/3/1389),راحم ژيان فرد (10/4/1389),حبيب فرقانی (2/5/1389),محمدحسن چگنی زاده (12/5/1389),
نقطه نظرات
نام: علی سعادتخانی
ارسال در یکشنبه 15 فروردين 1389 - 22:33
سلام جناب چگينى زاده
برادر عزيز
ممنونم از اين همه لطفى که در حقم مى کنيد
از دقت نظر و زحماتتان بى نهايت ممنون و سپاسگزارم
و
خوشحالم که هنوز هم در محضرتان مى آموزم مهربانى را
نام: جواد نوروزي
ارسال در یکشنبه 15 فروردين 1389 - 23:29
درود جناب چگنى زاده عزيز
على عزيز دوست و برادر بزرگتر من و يکى از شاعرين مورد علاقه ى منه ( خودش هم مى دونه
)
همواره غزلهاش رو دوست داشتم و موجبات تحسينم رو برانگيخته
تشکر مى کنم از دقت نظر و حسن انتخاب شما
على جزء بهترينهاست
به اميد روزى که همه ى شعر دوستان ايران اين گوهر رو دريابند
نام: سيد مهدی نژاد هاشمی
ارسال در دوشنبه 16 فروردين 1389 - 07:31
نام: بامداداميد
ارسال در دوشنبه 16 فروردين 1389 - 09:32
نام: شوان کاوه
ارسال در دوشنبه 16 فروردين 1389 - 13:25
سلام جناب چگني زاده ي بسيار بزرگوار
خيلي عالي بود ، دست مريزاد .
سپاس براي اين همه تلاش تان ، بسيار ممنونم .
جناب سعادتخاني از شاعران خيلي خوب سايت هستند ، براي شان توفيق روزافزون آرزومندم .
به اميد بهروزي و پيروزي هر دو بزرگوار .
هميشه شادمان باشيد .
نام: شیرین رحیمی
ارسال در دوشنبه 16 فروردين 1389 - 15:20
جناب چگنىزاده ارجمند.
سلام.
سرودههاى چندوجهى و زيباى جناب سعادتخانى هدفمند و پرمحتوا بوده هميشه - و اين سروده در اين چندوقت بيش از ديگر اشعارشان غنى در محتوا و پيام...
جناب سعادتخاني هميشه فروتن تبريك و سپاس - هميشه موفق باشيد و ارجمند.
و حضرتعالى - بزرگ در فکر و در بيان - مهربان در نگرش و کلام - راهنما و آموزگار در هر سطرى که مىنويسيد ...
اين نوشتهى شما هم لطف سرودهى جناب سعادتخانى را افزونتر کرد و هم کلاسى پربار و آموزنده در حيطهي ادبيات و اخلاق و زندگي بود چون هميشه...
ارجمند مانيد و بهكام.
سپاس.






