دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
نگاهی گذرا به بندهایی از چند شعرجوان
نوشته شده در 9/1/1389 - 07:38 توسط محمدحسن چگنی زاده در موضوع نقد
سلام
دوستان با هم نگاهى مختصر به برخى از زيبايى هاى شعر شاعران جوان بيندازيم و لذت ببريم.
چشمانت حرمتي بزرگ ازعشق در قلب کوچکم، کوچکم بود:
شاعر: نیما میرزازاده نافع
۱- داشتن عاطفه ، صمیمیت و توانایی زبان
۲-بزرگ و کوچک :آرایه ی زيباى تضاد
۳-بین عشق و قلب مراعات زیبایی نهفته است.
۴- فرهنگ لغت دهخدا:
حرمت .[ ح ُ م َ ] (ع اِمص ، اِ) حُرمة. اسم از احترام . شکوه . (محمودبن عمر ربنجنی ). حشمت . آب رو. منزلت . قدر. مرتبت . عز. شرف . بزرگی
۵-چشمانی که شکوه بزرگی از عشقی است که در قلب کوچک شاعر جای دارد.
۶-تکرار / کوچکم/ برای تأکید بیشتر است.
وقتي مي پرسي راه به راه سوال و هي پشتش جواب:
شاعر: فریبا زلالی
۱- دارای دو فروغ که تفاوتی چشمگیر دارند. یکی پرسش که شاعر از خود می پرسد و دیگری جواب که باز شاعر از خود می پرسد و نتیجه ی جواب ، باز برای شاعر گنگ می ماند.
۲- موسیقی ظریفی در این بند نهفته است
۳- بین سئوال و جواب تضادی حکمفرماست که جزئیات آن در درون شاعر است. مخاطب باید کشف کند.
من بی پروایانه می شکنم
پلک شب را:
شاعر: داریوش محمودی
۱- شب استعاره ی تحقیقیه است و منظور گوینده مشبه، یعنی خود شاعر است.
۲- فرهنگ دهخدا: بی پروا. [ پ َرْ ] (ص مرکب ) دلیر. شجاع . ناترس : داد ما آن شوخ بی پروا ندادبس که بی پرواست داد ما نداد. ؟|| غافل . بی توجه .
۳- دانش این بند از شعر در سطح بالایی است.
۴- شاعر لحظاتی به مخاطب فرصت تفکر می دهد تا خود بیابد.
۵- دو تابلوی زیبا می توان دید: یکی شکستنی بی پروایانه که پر از هیاهوست و دیگری شبی که اندوهگین است و با پلک زدوده می شود.
آنچه در درک تمام آینه
مانده بر ایوان این ویرانه باز
در شکستی از فروش آورده ام:
شاعر: مسعود دهقانی
۱- این بند دارای درک و فهمی عمیق است.
۲- تولیدی انبوه با چند واژه است که صنعتگری چیره دست ساخته است.
۳- دنیایی پر از رمز و راز دارد که خواننده را به کنکاش وا می دارد تا بشکافد.
۴- شاعر واژه ها را خیلی در هم پیچیده که نياز به این همه پیچش نبود .
۵- ایوان ویرانه ای که روزی آینه ( انعکاس زیبایی های عینی ) بازتاب زیبایی آن بود ، شاعر را وا می دارد تا با وجود شکستن و فروپاشی بفروشد. شاید دل شاعر است که شکسته و آرزوی فروش آن را به معشوق دارد.
دیریست مرده ام در خویش و کسی باور ندارد :
شاعر: میثم داوودی
۱- این بند دارای دردی است که تاول این درد خویشتن خویش شاعر است و در باور خود بیهوده تصور می کند که دیگران درد او را باور نمی کنند .
۲- الزاماً می خواهد مفهومی را انتقال دهد ، مفهومی یکطرفه
۳- این طرز فکر کدر ، آزردگی شاعر را می رساند .
۴- آنچه مسلم است این بند دارای حس آمیزی قوی است و مخاطب را به تفکر وامی دارد.
از یاد برده اند
هم آغوشی مهتاب و آب را
آنان که حتی تلنگر خورشید بیدارشان نمی کند:
شاعر: مریم بهرامی
۱- این صراحت گفتار ناشی از ایمانی ژرف است در دل شاعر
۲- واژه ها دارای تشکل هستند و همدیگر را در آغوش گرفته اند .
۳- شعر دارای اندیشه است.
۴- مراعات بسیار زیبایی بین مهتاب و آب و خورشید وجود دارد.
۵- اشتقاق زیبا بین مهتاب و آب
۶- کلید اصلی شعر / تلنگر/ است .
شاعر با تناسبی که بین مهتاب و آب زده با تداعی پر رنگ تلنگر در ذهن مخاطب ، فراموشی حسی را القاء می کند که در باور او از دست رفته است.
بگذار یک دل سیر تندیس قامتت را بنگرم :
شاعر: ندا خانلرزاده
۱- رمز این عبارت در نگاه شاعر( دل سیر) است.
۲-شاعر یک انتظار طولانی را داشته و اینک به وصال رسیده و می خواهد با نگاه عمیق آنچه را از او گرفته اند و دوباره به او داده اند ، بنگرد.
۳- تندیس منظری از باورهای دوست داشتنی شاعر است.
در يک تهاجم زرد
که سبزه ها مرده بودند
اعتقاد من آسيب ديد :
شاعر:غلامرضا بصیری
۱- افعال بودند و دید ، بیانگر رنجی غیر انکار است .
۲- شاعر دروازه ی احساسش را باز می کند تا غم و اندوه خود را بیشتر بنمایاند.
۳- آسیب دیدن اعتقاد ، نوعی ناتوانی است که شعر را از جریان می اندازد.
نميخوام چترم باشي در هواي باراني ...
ميخوام باران باشي در هواي بهاري :
شاعر: پرستو لشکری
۱- بین دو عبارت یک نوع تقسیم وجود دارد که نتیجه و حاصل آن همان عدد اول است .
۲- شاعر می خواهد یک گره محکم بزند ولی فوراً با مهارت در برابر چشمان مخاطب گره را به زیبایی باز می کند و این مسئله شکوه شعر است.
انگار خورشيد را به اشتباه ايستاده ايم
ما :
شاعر :بامداد امید
۱- فهم یک موقعیت و برشی از تفکرات انسان است که با یافته های عینی ، داده های کاملی از جهانی بزرگ به ما می دهد.
۲- شاعر با آوردن واژه ی انگار ، بین روشنایی و تخیل پیوندی جالب زده است.
۳- پیش فرضی است که به اثبات نرسیده واین مسئله شکوه و زیبایی شعر را می رساند.
خشکي پنجره از تشنگي گلدان است :
شاعر: محمد رنجبری
۲-خشکی پنجره نشانه و تأکیدی است بر نجابت گلدان که خود شاعر است .
۲-این حالت تصویری از یک عکس قدیمی را در ذهن می آورد که سال ها انسان به آن نگریسته و اینک رنگ و شمایل اولیه ی خود را از دست داده است.
۳- نشانه ای از روحیه ی حساس شاعر دارد که به زیرکی توانسته حجم زیبایی ها را به تصویر بکشد.
۴- عبارتی مروارید گون است که به تنهایی می درخشد
بیچاره زمستان
او هم از آه سرد من میلرزد!!. :
شاعر:محمد کشوری
۱- دردهای درونی شاعر است که به تنهایی نمی تواند تحمّل کند و زمستان را با خود شریک و همراه می سازد .
۲- شاعر با چند واژه ، یک طرح جزئی را برای مخاطب ترسیم می کند تا آغاز و سرانجام را سریع بنمایاند.
۳- این عبارت شعور و فهم بالای شاعر را از شعر می رساند .
وقتی که می گویم:
خاک در چشمانم رفته و تو باور می کنی در کمال بلاهت! شاعر : جواد نوروزی
۱- این بند پروار( فربه ، بزرگی ) شعر است که با تخیل قوی شاعر، منظم شده است .
۲- بلاهت در لغت نامه دهخدا : بلاهت . [ ب َ هََ ] (از ع ، اِمص ) بلاهة. کم عقل بودن در امورات دنیا. (غیاث اللغات ). بی عقلی . نادانی . حماقت . گولی . (ناظم الاطباء). ...
۳- خاک در چشم فرو رفتن کنایه از ندیدن در روز روشن است
۴- شاعر با لحنی تند می گوید: چشمانم یارای دیدن تو نیست و تو با نادانی باور نداری.
۵- زاویه دید شاعر و درگیر کردن مخاطب با او بسیار عالی است .
نفرین به سپیدی کاغذ در سوگ فروپاشی :
شاعر: فرزاد نیکخواه
۱- خطاهای آدمیانی که در نهان آنند و در عیان این.
۲- شاعر با این سطر بسیار عالی و فلسفی ، به خوبی لحظات فراموش شده ای را بیان می کند که از دست رفته است .
امروز جشن شعله های جنگل است
من و تنهایی پیروز می شویم :
شاعر: سما . ن
-مشکلی که همیشه بوده و در جریان است ، لحظاتی است که انسان باید به تنهایی بر کجی ها فایق آید .
در اینجا شاعر خوبمان با هوشیاری شعله ور شدن دردهای جامعه ی بشری را که به جنگلی فرض نموده می خواهد به تنهایی ، به دوش بکشد. آفرین به این شعور و از خودگذشتگی.
تنها که هستم
خوب تک خوری هم ميکنم :
شاعر: سیامک عربخانی
-تنهایی ، هدف و آغاز تک خوری نیست ، بلکه انتظاری طولانی باعث این واکنش شده . شاعر با فرم کامل ذهنی اش ، برخی واقعیت ها را برای مخاطب می نمایاند که ریشه در احساس زيباى او دارد.
ادامه دارد . . . .
این متن را خواندند (اعضا)
بامداداميد (9/1/1389),مازیار کریمی ( آرام ) (9/1/1389),شراره اسمعيلي تكليمي (9/1/1389),حمید ن (9/1/1389),امير عليزاده (9/1/1389),محمد علی ابراهیمی (جم) (9/1/1389),سيد مهدی نژاد هاشمی (9/1/1389),محمد نيک زاده (9/1/1389),پرستو جمشيدی (9/1/1389),هودیسه حسینی (9/1/1389),علی سعادتخانی (9/1/1389),افشین (افيا) (9/1/1389),محمدحسن چگنی زاده (9/1/1389),مدینه ولی زاده جوشقان (9/1/1389),حمید علی پور(حمیدا) (9/1/1389),زوشا بیرانوند (9/1/1389),فرزاددلجو (9/1/1389),شکوفه جباری (9/1/1389),محمدحسن چگنی زاده (9/1/1389),بامداداميد (9/1/1389),سيامک عربخانی (9/1/1389),فکری (9/1/1389),مهناز طلاچیان (9/1/1389),اکبر رفاهی (9/1/1389),حجت نادرخانی(کوروش) (9/1/1389),رضا بیگی (9/1/1389),پرستو جمشيدی (9/1/1389),مارینا دانغیان (9/1/1389),فرزاد نیکخواه (9/1/1389),تنها (9/1/1389),محمدحسن چگنی زاده (9/1/1389),سیمین پاشا (9/1/1389),حسين مظاهری کلهرودی (9/1/1389),افشین (افيا) (9/1/1389),مهردادعباسی (9/1/1389),روژين پورحيدر (9/1/1389),پرستو جمشيدی (9/1/1389),زهره مسکنی (10/1/1389),محمدحسن چگنی زاده (10/1/1389),سید ولی حسینی (10/1/1389),محمدحسن چگنی زاده (10/1/1389),بهمن کیاست (10/1/1389),ابوالقاسم حيدري (10/1/1389),محب (10/1/1389),مجتبي عيني (10/1/1389),حسین چمنی(فریاد) (10/1/1389),مهردادعباسی (10/1/1389),حمدالله لطفی (10/1/1389),غفار محمدي (10/1/1389),صنم ميرزازاده نافع (10/1/1389),مازیار کریمی ( آرام ) (10/1/1389),عليرضا الياسی (10/1/1389),محمدرضا طایفه (10/1/1389),يارا تاری (11/1/1389),علی پاشایی (11/1/1389),مسعود اثمرپور (11/1/1389),سید امیرحسین طباطبایی دخیلی (11/1/1389),سیاوش عربخانی (11/1/1389),مجتبي عيني (11/1/1389),مينا جمالی (11/1/1389),افشین (افيا) (11/1/1389),صنم ميرزازاده نافع (11/1/1389),محمد جواد (11/1/1389),محمد علی ابراهیمی (جم) (12/1/1389),فریاد روشن (12/1/1389),محمد منفرد(فرهاد) (12/1/1389),عليرضا مطلبی (12/1/1389),حسين عبادی دهاقاني (12/1/1389),نيايش رازنهان (12/1/1389),ماهان راد (12/1/1389),مجتبی زارعی (12/1/1389),مصطفی خزایی (12/1/1389),مهردادعباسی (13/1/1389),احمد تميمی (14/1/1389),سيامك (14/1/1389),امین حریری (14/1/1389),حورالعین اوجاقی (14/1/1389),محمدحسن چگنی زاده (14/1/1389),صنم ميرزازاده نافع (14/1/1389),حسين مظاهری کلهرودی (14/1/1389),راحم ژيان فرد (14/1/1389),علیرضا نصیری (15/1/1389),یوسفی (15/1/1389),محمدحسن چگنی زاده (15/1/1389),سیمین پاشا (15/1/1389),افشین (افيا) (16/1/1389),علي اصغرتقي پور(ش-شايد) (18/1/1389),جواد نوروزي (18/1/1389),محمد کیهانی (19/1/1389),مرتضی بابایی ( ام بی !! ) (19/1/1389),حسن نیکو فرید (20/1/1389),مهران سالاري (20/1/1389),عباس جعفري (22/1/1389),ن افضلی (29/1/1389),بامداداميد (1/2/1389),ن افضلی (2/2/1389),ساجده جبارپور (10/2/1389),محمدحسن چگنی زاده (31/2/1389),وحيد ممي زاده ي پاكچين (3/3/1389),سمانه (19/4/1389),وفا سراج مهدی زاده(آذرافزا) (4/5/1389),
نقطه نظرات
نام: بامداداميد
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 09:04
با درود به زحمت و تلاش شما
اجازه بدهيد با تكرار اين نظر كه در دنياي وسيع شعر امروز برداشت و نظر ناقد شعر را مي توانم يك برداشت شخصي بدانم وبا توجه به نسبي بودن احساس ما در مورد وقايع و تصاوير پيرامون يك تجربه كوچك را مثال بياورم
روزي در بحث تقريبا در همين زمينه دوستي اشاره كرد به لكه اي از گچ آب خورده روي ديوار و گفت فكر مي كنيد تصوير چيست !؟گفتم خوب واضح است مردي است كه زير وزن سنگيني بارش خم شده است ولي او گفت نه ببين او يك خانم است چنين و چنان كه الحق با توضيح او تصوير انگار از مردي زحمتكش به زني رقصنده تبديل شده بود .
با اين مقدمه باز هم مي خوانم برداشتهاي شما را و ضمن لذت و گاهي تعجب ...درس هم مي گيرم
و مي مانم در انتظار ادامه ...
نام: شوان کاوه
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 09:23
سلامي به زيبايي بهار
آفرين و هزاران درود بر شما .
بسيار سپاس براي زحماتي كه بي هيچ ادعايي قبول كرده ايد .
و
متاسفم كه دوستان و شاعران بزرگوار ارزش كارهاي تان را تمام و كامل درك نكرده و قدرداني نمي كنند ، حداقل با خواندن دقيق و اظهارنظر درمورد نوشته هاي شما و بقيه ي دوستان ! هميشه نوشته ام :
اگر قرار است يادبگيريم ، همين نوشته ها و نظرات است كه ياري مان مي كند نه به به و چه چه الكي !!!
بازهم ممنون و خسته نباشيد .
هميشه شادزي .
نام: امير عليزاده
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 10:11
بسيار بسيار زيبا و عالى بود...ممنونم از اينهمه زحمت شما و بسيار بسيار خسته نباشيد..کلى استفاده و بهره بردم....
يک سبد عشق تقديم شما
رازقى و مهر تقديم شما
نام: سيد مهدی نژاد هاشمی
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 10:49
نام: محمد نيک زاده
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 10:56
نام: محمد رنجبری
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 11:26
نام: علی سعادتخانی
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 11:32
نام: پرستو جمشيدی
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 11:47
سلاااااااااااااااامى دوباره به استاد چگنى مهربوووون !
استاد صميمانه از اين همه لطف و محبتتون تشکر مى کنم / اميدوارم هميشه سايه ى مهرتون رو سرمون باشه ! 
واقعا خسته نباشين / ممنون از تمام زحماتتون ولى بازم يادآور شم به خدا هيچ نظرى براى شعر قبلى من نبود !
ممنون از لطف هميشگيتون ! 
ســـــــــــــــــــبزو بهارى باشيد ! 
BY :
*" KaHOOp "*
نام: زوشا بیرانوند
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 12:16
نام: شیرین رحیمی
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 12:42
هميشه ارجمند - جناب چگنىزاده گرامى.
سلام.
احساس مىکنم با دوستان و بزرگان در جمعى صميمى دور هم نشستهايم به تماشا و آموختن ...
زیباییها و ارزشهای سرودهی عزیزان را گلچین کردهاید و به قلم پربارتان آذین دادهاید و در پیش چشم مان گذاشتهاید.
به قول معروف:
هم فال است و هم تماشا...
لطف ارزشمندتان پرفروغ
باشد که در بهرهبردن کامیاب باشیم.
سپاس.
نام: سيامک عربخانی
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 14:36
سلام جناب چگنی زاده گرامی
بسیا بسیار از الطاف و زحمات بی دریغ شما
ممنونم
امیدوارم همیشه پایدار و ****** باشید
با سپاس فراوان
نام: مجتبي عيني
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 16:40
سلام استاد عزیز
با اینکه دو روز بیشتر نیست که عضو این سایت دوست داشتنی شدم
اما فهمیدم یکی هست که با نظراتش کمیو کاستیهارو جبران کنه
بخاطر مهمان نوازیتاون ممنونم
امیدوارم بازم در مورد شعرام نظر بدید
متشکرم خدانگهدار
نام: آزاده.س
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 21:32
سلام جناب چگنی زاده
بعضی از این قسمتها رو خونده بودم و در ذهنم بود و قسمتهای دیگر رو اصلا ندیده بودم
ممنونم ازتون واقعا کار زیبایی هست (بندهایی زیبا از شعر شاعران)
از دغدغه و تمام راهنماییهاتون هم یه دنیا ممنونم
نام: رسول طاوس پر -ر غروب
ارسال در دوشنبه 9 فروردين 1389 - 00:17
نام: کامران قائم مقامی
ارسال در سه شنبه 10 فروردين 1389 - 08:24
نام: جواد نوروزي
ارسال در سه شنبه 10 فروردين 1389 - 13:37
درود استاد گرامى
از توجهتان به سروده ى اين حقير بسيار بسيار سپاسگذارم
بهره اى سودمند بردم
نگهدارت خدا باشه
يا حق
نام: محمد کشوری
ارسال در سه شنبه 10 فروردين 1389 - 00:00
سلام استاد
اميدوارم سالم و سر حال باشيد و سال خوبى داشته باشيد
از بزررگوارى و حضورتون هرچه بگم کم گفتم
بيشتر از يکسال هست که در اين سايت هستم اما بى حاشيه تر و مهربان تر از شما نديده ام اميدوارم چشم نزنمتون
شوخى کردم
ما کوچيکترا عادت کرديم فقط تو عيدا عيدى بگيريم اما شما چه تو عيد چه خارج از عيد به ما عيدى ميديد
از مطالبتون استفاده کردم
براى هرچيز زکاتيست و زکات علم آموزش آن
اين حديثو در شما ديدم
با آرزوى شادى و به روزى
نام: فریاد روشن
ارسال در پنجشنبه 12 فروردين 1389 - 11:13






