دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
چندلحظه با جناب چگني زاده-شوان كاوه
نوشته شده در 17/9/1388 - 15:57 توسط شوان کاوه در موضوع ادبی و هنری
سلامي گرم
شعر جوانه را از جناب چگني زاده خواندم ، چند سطري برآن مي نويسم ، اميدوارم مورد توجه و استفاده ي شاعران عزيزمان قرار گيرد .
( جوانه )
من!
بازمانده ی مژگان گندم ام
در چشم پوسیده ی خاک .
هنگامه ی باران ،
پیری که با جوانه انس داشت
عصایش را به من بخشید
تا در زلالی ساقه ،
ترک نخورد ،
تنفّس تُردم !
سروده چهار واژه ي كليدي دارد :
گندم / خاك / جوانه / ساقه
درواقع فلسفه ي زايش ، رويش و بزرگ شدن مد نظر شاعر بوده است . جناب چگني زاده براي اين رويش هنگامه ي باران را نشانه رفته است كه از پارامترهاي مهم جوانه شدن است ، در عين حالي كه باران اشاره به نو شدن و تازگي هم هست . منتها اگر به ترتيبِ كلمات دقت شود ، خاك بعد از گندم آمده است كه به نظر من اولويت با خاك مي باشد و اگر ابتدا خاك آورده مي شد نظمِ شعر منطقي تر بود .
محمد حسن عزيز براي اينكه اين چهار كلمه را به صورت عريان بر تنِ صفحه نياورند ، براي هركدامشان تشبيه يا استعاره اي بكاربرده اند كه جاي دقت دارد :
مژگانِ گندم
چشمِ پوسيده ي خاك
انس داشتن با جوانه
زلالي ساقه
اين نوع آذين بندي مفاهيمي كه در ذهن مان است خود شاعرانگي احساس را بيشتر مي كند ، از اين چهار تعبير من : مژگانِ گندم را بكر و زيبا يافتم . و از طرفي چشمِ پوسيده ي خاك هم استعاره ي تركيبي خوبي ست .
شاعر متكلم الوحده است و بلافاصله بعد از آوردنِ ( من ) علامت تعجب آورده تا خواننده روي منِ شاعر بيشتر دقت كند واز طرفي شُبه و ترديد شاعر را هم به همراه دارد كه واقعا هدف از آمدن چه بوده است . در واقع ازهمان اول تكليف خواننده روشن مي شود كه با خودشناسي شاعر به عنوان يك انسان طرف هستيم .
يكي از استعاره هاي بكار رفته در شعر : تنفسِ ترد هست كه به باور من نوعي تشبيه بليغ يا به عبارتي غلو مي باشد و من خود با آن موافق نيستم چرا كه اطلاق تُردي براي تنفس غريب است واز طرفي خوانش و موسيقي سروده را هم به چالش كشيده است .
زبان شعر ساده و فرم شعر ذهني ست . اگرچه وقايع طبيعي در شعر آمده است منتها شاعر هيچ تصوير عيني براي خواننده نياورده است . شاعر بيشتر از فرم در محتوا احتياط كرده و با سروده اي محتواگرا روبرو هستيم .
شاعر با آوردنِ كاراكترِ ( پير ) بعد عرفاني سروده را تقويت كرده است تا داستان گندم و زلالي ساقه ملموس تر شود ، واين پير يا شيخ با خود جوانه كه نام شعر هم هست انس دارد و با اين تعبير خواننده را در رسيدن به مرادِ شاعر كمك كرده و دست اورا گرفته تا راحت تر به تنفسِ شاعر كه ترد هم هست برسد .
دخالت من را ببخشيد ، به اميد سروده هاي زيباي ديگري از جناب چگني زاده ، هميشه شادمان باشيد .
این متن را خواندند (اعضا)
احمد تميمی (15/9/1388),حسن امتحانی (15/9/1388),ابوالفضل دادا (15/9/1388),مهدی خطیبی (15/9/1388),فرامرز (15/9/1388),محمد حسين ملکيان(فراز) (15/9/1388),شوان کاوه (15/9/1388),اشکان مازندرانی (15/9/1388),وحيدپورزارع (15/9/1388),ابوالقاسم حيدري (15/9/1388),فکری (15/9/1388), مینا . ح ( آئیژ) (15/9/1388),سيامك (15/9/1388),محمد رضا حيدري تفرشي (15/9/1388),پگاه عامري (15/9/1388),علی سعادتخانی (16/9/1388),محمد نيک زاده (16/9/1388),مهدیه معظمی (16/9/1388),وحيدپورزارع (16/9/1388),محمد حسين ملکيان(فراز) (16/9/1388),پگاه عامري (16/9/1388),فکری (16/9/1388), راوی (16/9/1388),محمد رضا حيدري تفرشي (17/9/1388),مرتضي محمودي (lilac) (17/9/1388), توکل مشکوه {مشکات} (17/9/1388),فکری (17/9/1388),سيامك (19/9/1388),سایت شعر نو (19/9/1388),آیدا -سعادت (( نفس)) (19/9/1388),بهرام محمودی (20/9/1388),محمدحسن چگنی زاده (22/9/1388),ابوالفضل دادا (22/9/1388),آرش بهروزی (25/9/1388),م.هنگامه (26/9/1388),محمدحسن چگنی زاده (29/9/1388), توکل مشکوه {مشکات} (3/10/1388),رضا محمدزاده (3/10/1388),محمدحسن چگنی زاده (4/11/1388),
نقطه نظرات
نام: احمد تميمی
ارسال در یکشنبه 15 آذر 1388 - 17:15
سلام دکتر ممنون.
من که نظر خودم را روى شعر براى جناب چگنى که هم استانى خوبم مى باشد نوشتم.
از شما هم باز اموختم.
تا فردايى بهتر.
نام: سينا کاووسی
ارسال در یکشنبه 15 آذر 1388 - 19:29
نام: سيامك
ارسال در دوشنبه 16 آذر 1388 - 07:39
نام: امید (ارجمندی)
ارسال در دوشنبه 16 آذر 1388 - 23:14
جناب دکتر شوان سلام
اميد که هميشه چراغ فروزان راه ...در همه جا بخصوص سايت شعر نو باقى و شادمان بمانيد
نام: ابوالفضل دادا
ارسال در یکشنبه 22 آذر 1388 - 23:53
با سلام بر خدمت دوستان
« زلال »
شعري تازه تولّد يافته ي امروزي در عصر اينترنت و ظهور برج هاي شگفت انگيز با طرح هاي مهندسي جديد .
شعر زلال ، نه نوزاد شعر كهنه است و نه نوزاد شعر نو
شعر زلال ، زلال است .
شعر تازه تولد يافته كه :
- تعريف و توضيح دارد
- اصول دارد
- قالب و قانون دارد
- اندازه دارد
- مهارت مي خواهد
قرار ما - دوم بهمن ماه در سايت شعر نو
شعر زلال به يارى خداى دانا و توانا در دوم بهمن ماه در سايت شعر نو در محضر چشمانتان ظهور خواهد کرد .



رویش انتظار


