نقدى بر جشنواره ى فجر اصفهان ۱۳۸۷

نوشته شده در 18/8/1388 - 15:34 توسط محمد رضا نامدارپور در موضوع ادبی و هنری

نقدى بر جشنواره ى فجر اصفهان ۱۳۸۷ یا زلیخا

یا گرگ

نه!

اصلاً به ما نیامده پیراهن بپوشیم!



شعر از : محمد رضا نامدارپور(هیوا)



به خدا هنوز نفهمیده ام اینبار زلیخا پیرهنمان را پاره کرد یا گرگ ؟

ولی همینقدر می دانم که باز هم پیرهنمان از پشت پاره شد !!!

خنجرهای بسیار فروتنی دارم./



دوستان عزیز، شاعران و اساتید بزرگوار دست اندر کار جشنواره ی استانی شعر فجر و داوران گرامی !

احتراماً گند زدید !

"محمد رضا نامدارپور" بدون هیچ ادعایی دنیای شعرش را به وبلاگ خودش (هیــــ وا) و گپ زدنهای شاعرانه ی غیر رسمی محدود کرده. برای پول و جایزه و سکه و دختر و معروفیت و ... هم شعر نگفته و نمی گوید و تا به حال هم نشنیده اید که در اعتراض به کنگره یا همایش شعری دست به قلم شده باشد. اگر حرفی هم بزند هیچ گاه نمی گوید چرا من انتخاب نشدم بلکه می پرسد آیا آنان که انتخاب شدند از من بهتر بودند ؟

ولی به خداوندی خدا اینبار نمی توانستم ننویسمو ساکت بمانم .

البته برای شما داوران محترم عجیب نیست، یکی دو ماه پیش خودتان، هست و نیست کنگره های شبهای شهریور و ... را به باد دادید؛ چه ها که نکردید و چه ها که نگفتید ...

بروید وبلاگهای همین آقایان را بخوانید که چگونه داوری را کثیفترین کارها دانسته اند و چطور از شرفی حرف زده اند که سالهاست خودشان نسلش را در ادبیات ما منقرض کرده اند.

حالا به سبک خودشان بخوانید:

من، کینه ای هم به دل ندارم اما بی اختیار یاد جشنواره ی شعر بسیج افتادم :

جواد آسمان عزیز یادش نمی رود چون داور بود، علی ثابت قدم هم یادش نمی رود چون اول شد با یک غزل و من دوم شدم با یک سپید!؟!؟ (نوآوری و شکوفایی اینه دیگه شعر سپید رو با شعر کلاسیک با هم داوریده بودند) حالا جالبتر اینکه فقط از نفر اول تقدیر شد و حتی اسم نفر دوم را هم نیاوردند!!! ضمناً برای شعر خوانی هم قرار نبود برویم بالا. حتماً می پرسید از کجا فهمیدم دوم شدم نه؟

چشمتون روز بد نبینه برگه ی امتیازات شاعرها را که دیدم یخ کردم:

نفر اول : علی ثابت قدم غزل امتیاز : 92.5

نفر دوم : محمد رضا نامدارپور سپید امتیاز: 91.25

آره یخ کردم نه بخاطردقت*(1) یکصدمی داوران در امتیازدهی؛ بلکه بخاطر دیدن اسم لعنتی خودم در آن لیست. بازم دستتون درد نکنه به خدا راضی به زحمت نبودیم اصلاً انتظار نداشتیم شرمنده فرمودید ان شا الله بتونیم توی یه کنگره یا همایش شعر جبران کنیم اما من داوری در هیچ کنگره ای را نخواهم پذیرفت پس چگونه جبران کنم ؟؟؟؟ *(2)



این کنگره داور سپید نداشت هر سه داور، شاعران کلاسیک کار بودند

بدین وسیله اینجانب آمادگی خود را برای برپایی کارگاه یک روزه ی شعر سپید برای این بزرگوارن اعلام می کنم؛ در این کارگاه به مقدماتی درباره ی شناخت شعر سپید و تفاوت های آن با شعرهای سفید ، سپیده جون ، خاکستری ، سیاه و سفید ، سیاهه و... می پردازیم و همینطور در ادامه به معرفی چند مورد از مولفه های سپید کننده ی شعر می پردازیم تا ان شا الله در کنگره های آینده کمی بوی وایتکس *(3) کمتر استشمام شود./

چندین بار در این کنگره از زبان مجری و هیأت داوران شنیدیم که حدود 1800 اثر به دبیرخانه رسیده.

آخه مرد ناحسابی اینم شد اعتبار کنگره ؟؟؟ خب وقتی از هر کدوم از شاعرا حداقل چهارده شعر برای شرکت در بخش رقابتی خواستید معلومه که همینطورم می شه یعنی میخواید بگید بیشتر از صد نفر شرکت کردن ؟؟؟

مطلب جالبتر اینکه یکی از اعضای هیأت محترم داوری زحمت کشیدند، خودشان شخصاً به من زنگ زدند و خواستند حتماً در جشنواره شرکت کنم البته نگفتند داور هم هستند بلکه خود را دست اندر کار معرفی کردند، بالاخره باید تعداد اشعار رسیده به دبیرخانه با استفاده از روش های گوناگون زیاد می شدند؛ البته شب کنگره، همین آقا در ردیف اول سالن در کنار رئیس ارشاد و مصطفی رحماندوست (مهمان برنامه ) دیده شدند _ کمی سخت شناختمشان، ریــــــش گذاشته بودند._

اما انصافاً انتخاب آقای رحماندوست در این کنگره از معدود انتخاب های درست دوستان بود همانطور که خود ایشان هم بارها در صحبتهای خود اعلام کردند که تخصصشان شعر کودکانه است.



البته بدور از انصاف است اگر بگوییم شعر زیبا نشنیدیم اما اشعار زیبای زیادی را هم نـــشنیدیم.



جشنواره فجر اصفهان بین المللی شد !

جشنواره ی فجر استان اصفهان به احتمال زیاد و طبق نظر اکثر کارشناسان، نامزد دریافت جایزه ی نوبل داوریدن در سال 2009 خواهد شد !

علاوه بر این، حضور شاعرانی از هند و فلسطین نیز نشان دهنده ی سطح بین المللی این جشنواره بود. این شاعران عزیز با اشعار هندی و عربی خود شور و حال واقعاً عجیبی در میان حضار ایجاد کردند و همه را محو اشعار زیبا و پر معنای خود کردند اما نکته ای که هنوز برای من حل نشده باقی مانده، این است که چرا از وجود شاعران افغانی استفاده ای نشد هر چه باشد از آنجا که کشور عزیزمان از نظر حضور افاغنه، تقریباً در همه ی شهرها به خودکفایی رسیده و نیازی به واردات این ملت زجر کشیده و محروم نداریم، این کار باعث صرفه جویی ارزی می شد؛ از طرفی ما زبان افغانها را هم بهتر می فهمیم و نیازی هم به ترجمه ی مجری نبود (اما باور کنید حاضر بودم هرچه داشتم بدهم و جای آن شاعر عرب باشم که فارسی را خوب نمی دانست و از اشعار خوانده شده هیچ نمی فهمید)

معمولاً در همایش های شعر، شوخی های ادبی مجری بسیار لذت بخش هستند؛ اینبار شوخی مجری این بود:

اشعار داوری شده همگی کد بندی شده بودند و گزینش همه ی آثار از روی کد بوده!!

واقعاً شوخی مضحکی بود کلی خندیدیم .

شعر چه کسانی کد بندی شده بوده ؟

شعر کسانی که با خواندن اولین بیت از اشعارشان می شود آنها را شناخت؟؟؟

آیا فکر میکنید داوران نمی دانستند اثری که دارند داوری(!) می کنند شعر کدام دوست گرمابه و گلستانشان است؟

بله ! شعر مرا هم شناخته اند خــــــــــــوب هم شناخته اند چرا که زبان شعر من برخلاف دیگر سپید سرایان شرکت کننده منحصر به فرد است البته منظورم زبان شعری است نه آنچه حالا با خواندن این متن در حال گزیدنش هستند.

بترسید از من همانگونه که از شعرم می ترسید !

اصلاً شما آقای مجری از کجا می دانید این نوشته هایی که به شما دادند تا اعلام کنید حقیقت دارد؟ آیا کار شما این است که همواره پول بگیرید و هرچه امر فرمودند بگویید، به دوستانتان نان قرض بدهید و چندین بار اسم خودتان را تعمداً اعلام کنید و از خاطرات مجری بودن در تلویزیون تعریف کنید و بروید ؟ ؟ ؟



به نقل از "خروج" و در حکم تأیید همه ی مطالب به عنوان یکی از شواهد :



وبلاگ خروج چهار روز قبل از کنگره اینگونه نوشت :

ظهر روز ٨ بهمن ماه سال ١٣٨٧ است و من به اتفاق یکی از بچه های اصفهان (نام محفوظ) رفته ایم اداره ارشاد اسلامی که شعرمان را تحویل بدهیم . خانم .... که مسئول این کار است تشریف ندارند اما درب دفتر کارشان باز است. با اجازه مسئولین وارد اتاق شده و تا رسیدن ایشان منتظر می مانیم. روی میز چشممان بر می خورد به تعدادی از آثار رسیده به کنگره که همگی کد بندی شده و نام شاعرانشان حذف شده است و آماده داوری هستند. قلقلکمان می شود که کنجکاوی کنیم و سطح شعری رغیبانمان را بسنجیم. نگاهی به اشعار می اندازیم

من به رفیقم می گویم بیرون بایستد و آمار بگیرد تا کسی پیدایش نشود. در حال مطالعه اشعار هستم و واقعا" بعضی را قوی و بعضی را ضعیف می پندارم و در قوی ها نمیتوانم اسم شاعر را پیدا کنم . واقعا" داوری عادلانه است . از قرار معلوم واقعا" دارند به وعده هایشان عمل می کنند که....

که یکدفعه شعری بسیار ضعیف با موضوع پیروزی انقلاب اسلامی از این جور چیز ها توجهم را جلب می کند که نام شاعر ذیل آن پاک نشده است!!

نام شاعر کیست؟ خانم فلانی دختر استاد فلانی که داور کنگره های پیشین بوده اند و به دلیل اعتراضات فراوان به ایشان امسال از لیست داوران حذف شدند! بله ! دختر ایشان به تازگی شاعر هم شده و اسمش هم پای شعرش است تا هر داوری که شعر ایشان را مطالعه میکند حساب کار دستش بیاید. جالب تر اینکه نوشته شده بود : خانم فلانی فرزند فلانی!!!

به دوستم میگویم شعر را روی میز خانم ... بگذار و برویم . اینجا نتیجه معلوم شد.

این خط - این نشان اگر این خانم اول نشد و من مثل همیشه با اولین اعتراض برچسب "دنبال جایزه بودن" نخوردم هرچه می خواهی بگو

می رویم .هنوز نتایج اعلام نشده است. اما امروز ١۶/١١/٨٧ من به شما قول می دهم وقتی روز ٢٠/١١/٨٧ نتیجه ها اعلام شود به درستی حرف من پی می برید./

(وبلاگ خروج نویسنده: امیر سنجوری – به روز شده در تاریخ ١۶/١١/٨٧ یعنی چهار روز قبل از کنگره !!!)



وبلاگ خروج یک روز بعد از کنگره اینطور نوشت :

خانم محترمی که برخلاف سایر شاعران شعرش ((کد کذاری)) نشده بود و وعده داده بودیم نامش را فاش کنیم و اسمش به صورت واضع وکامل به همراه اسم پدر بزرگوارش در ذیل شعر درج شده بود خانم سارا مستقیمی فرزند محمد مستقیمی بود

سارا مستقیمی کیست؟ چند ماه و فقط چند ماه است در محافل ادبی در کنار پدر دیده شده و متولد ١٣۶۵ است. به تازگی شر(غلط املایی تعمدی است) می گوید اما تا به حال در هیچ جمع شاعرانه ای از وی به عنوان "شاعر" یاد نشده. آدرس وشماره تلفنش را هم ذیل آن شعر دیدیم که ندیده گرفتیم.

محمد مستقیمی (پدر سارا) کیست؟ متخلص به راهی. انسان باسوادی است که بنده بارها از محضر ایشان استفاده کرده ام اما فکر نکنم شاعر توانایی باشد. اگر شما شعر خوب از ایشان شنیده اید بفرمائید.

دیروز: نتایج شعر فجر اعلام شد. ۵ روز بعد از آن افشاگری خروج

وقتی ما این افشاگری را انجام دادیم هیچ اطلاعی از نفرات برگزیده نداشتیم اما من ۵ روز پیش گفتم یکی از برگزیده ها را می شناسم چون شعرش را دیدم که کد گذاری نشده بود . او سارا مستقیمی فرزند استاد راهی یعنی داور جشنواره هاوکنگره های پیشین اصفهان است./



(وبلاگ خروج نویسنده: امیر سنجوری *(4) – به روز شده در تاریخ 21/١١/٨٧ یعنی یک روز بعد از کنگره !!!)

بله مجری عزیز! شما هم در این بی عدالتی سهیم هستید .

میزان دسترسی ما به اطلاعات:







من را هم تحریم کنید آقایان! من را هم تحریم کنید!

لااقل اینگونه می دانم برای چه ...

لعنت به آنچه شما شعر می نامید و لعنت به آنکه شما شاعر می خوانید!



در پایان :

این مافیا می خواهد وبلاگ همه ی ما مانند وبلاگ یکی از دوستان شاعرمان بشود

با حروف بزرگ، اول وبلاگ بنویسیم :

من دیگر شاعر نیستم و برویم پی کارمان.









پاورقی :

*(1) : دقت اندازه گیری هر وسیله : کمترین میزانیست که با آن وسیله میتوان اندازه گرفت ( *فیزیک هالیدی جلد ماقبل اول) و با توجه به این تعریف، دقت امتیاز دهی 0.01 در این جشنواره قاعدتاً یعنی کوچکترین نقطه ی سیاه در برگه ی شعر شاعران هم در امتیاز دهی لحاظ شده بوده .

*(2) : مصاحبه ی دوسال پیشم را با ایکنا در خصوص آسیب شناسی کنگره های ادبی ایـنـجـا بخوانید، باز هم همان قضایا باز هم همان فجایا.

*(3) : وایتکس نوعی ضد عفونی کننده و سپید کننده قوی با بوی بد است.

*(4) : درباره ی نویسنده ی وبلاگ خروج یعنی " امیر سنجوری " همین را بدانید که وقتی فهمید در کنگره ی شعر عاشورایی که قرار است 27م همین ماه در نجف آباد برگزار بشود، برادر خودش داور است در حالی که برگزیده بسیاری از کنگره های شعر معتبر کشوری است از بخش رقابتی کنگره کنار کشید و فقط اجازه ی یک شعر خوانی معمولی خواست.



و من الله توفیق




این متن را خواندند (اعضا)

محمد رضا نامدارپور (18/8/1388),محمد حسين ملکيان(فراز) (18/8/1388),نورعلی نورزاد (19/8/1388),محمد حسين ملکيان(فراز) (19/8/1388),حسن امتحانی (19/8/1388),حسن امتحانی (16/11/1388),حسن امتحانی (16/11/1388),

ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.