بايد بخوانم امشب
آواز ناشناسي
گويا
مثل پرنده اي حيرت زده
در گنبد كبود خيالم
مي چرخد
گويا سه تار مرموزي
زير
گريز پنجه ي پرزوري
از دوردست خاطره در باد
مي نالد
پايي فرار مي كند از من شتابناك
پايي سبك مي آيد
چيزي شكفته
شايد
چشزي شكسته در من
مي دانم
جريان ناشناسي
رازي آوازي
بايد بخوانم امشب
مي خوانم









