شايد سكوت تو معناي عشقته
اما براي من ويرونه موندنه
بشكن سكوتتو آوار خستمو
اين عشق كهنمو پامال حسرتو
من تا آخرت ديوونه توام
تا لحظه جنون ويرونه توام
نبض سكوتو باز تو دست من بگير
لب هاي بستمو از حرف من نگير
راه منو تو باز از هم جدا شده
حرف جداييمون زنگ صدا شده
سنگيني نگات تو بغض من نشست
اين دل دوباره باز تو حسرتت شكست
غم بود و گريه هام تو سينه جون گرفت
عشق من و تو باز رنگ خزون گرفت
23/06/88
این شعر را خواندند (اعضا)
همسايه (31/6/1388),نگارظريف (1/7/1388),محمد حسين ملکيان(فراز) (31/6/1388),آرش سیفی (خاک) (31/6/1388),ابوالفضل دادا (31/6/1388),سينا (10/7/1388),ابوالقاسم حيدري (1/7/1388),سپیده عظیمی (31/6/1388),امين شاهنده (1/7/1388),هستی (1/7/1388),
نقطه نظرات
نظرها
نام: محمد حسين ملکيان(فراز)
ارسال در چهار شنبه 1 مهر 1388 - 23:05
سلام
ترانه ى زيبايى بود
درود بر شما
اما چندنکته:
۱-
در بيت اول و دوم قافيه رعايت نشده
۲-
مصراع ۵ مشکل وزنى داره. شايد بهتر باشه بنويسيد:من تا به آخرت ديوونه تو ام
۳-
بيت ۴ بگير و نگير نميتونن هم قافيه باشن
۴-
همينطور بيت بعد :صدا و جدا(بخاطر حرف روى)
ولى جداى از اين اشکالات قابل رفع، ترانه ی زیبایی بود
لذت بردم
درپناه محراب جانها












