دلنوشته های دلتنگی 2 دلنوشته های دلتنگی 2
توسط نازنین رحمنی با 45 بازدید
جوانی جوانی
توسط سیاوش فرج الهی با 10 بازدید
دلنوشته های دلتنگی دلنوشته های دلتنگی
توسط نازنین رحمنی با 89 بازدید

لیلی کجایی ؟! لیلی کجایی ؟!
توسط سونیا اشجاری با 45 بازدید
امان زمان(عج) امان زمان(عج)
توسط آفرین ولی پور(نرگس) با 43 بازدید
نسیمی که بود؟ نسیمی که بود؟
توسط امیر علی مطلوبی(سخن سنج تبریزی) با 79 بازدید

اخلاق در نقادی اخلاق در نقادی
توسط زهرا محمدزاده با 86 بازدید
پرنده ای ترسان پرنده ای ترسان
توسط قاسم امیرنیا با 77 بازدید
 (دَغ ) (دَغ )
توسط محمدتقی بنی حکمت (خوگر ) با 87 بازدید

بازی با آفتاب
نویسنده: مجید سلمانی بازدید 60 جدید (امروز)
ای کاش مادربهتری برایت بودم
نویسنده: فاطمه مرادمند بازدید 14 جدید (امروز)
نگاهم راگم کرده ام
نویسنده: فاطمه مرادمند بازدید 20 جدید (امروز)

باورم نیست...
نویسنده: نوشین خاتون آبادی بازدید 26 جدید (دیروز)
سعدی
نویسنده: مائده دهستانی بازدید 15 جدید (دیروز)
چرا چوپان دروغ گو شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نویسنده: سارا دريادل بازدید 37 جدید (دیروز)

خودم و تنهايي
نویسنده: مصطفی برزوئی بازدید 41
کی می آیی؟
نویسنده: سجاد اسودی بازدید 60
به بهانه ی یک تشویق معلّم!(داستان کوتاه)
نویسنده: فاطمه خجسته(بچه گیام) بازدید 27

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15

اشعار قالب شعر سپید

داستان

آرش امینی تو شخصیت های داستان را تعریف نکن
نویسنده منم!
قهرمان داستان تویی
و آن که آخر داستان می میرد منم
در پایان همه برای تو دست خواهند زد...


مهمانی دریا

محمدعلی یوسفی
خنکای نسیم بهار
در شرجی داغ تابستان
لذت بخش است و دلنواز
دو برگ گل
لطیف و با صفا
خست


نفس هائی که طفره می روند.

مهدی طباطبائی در بی خیال خیالم، حیاطی بود که در آن قمه و قداره،
از کنج لامکانی،
با جست و خیز و به الزام نیازی،
به تعظیم قوس های زنانه و پیچش های تو می آمدند.


باد

علي مظفري باد

در میزند

بی ملاحظه !

از پاشنه در آورده است ....

چشمانم

توقع هیچ حرمتی را ندارد !

آخر

باد را نمی شود مهمان کرد...



بعد از سپیده دم

محمد اخباری
(( بعد از سپیده دم ))
به همین مرگهای بعد از سپیده دم ،
عادت کرده ام.
به مرگ پدر ،
که سپیده نزده رخت


بی نصیب

لیلا حق بیان تمامِ محبت هایت را
برای " او" ها
پیش فروش کردی!
و من...
از نسیه هایی که پیش چشمانِ تشنه ام
به این و آن و رهگذران میدادی،
نقد گذشتم، ام


قانون

توخود قانون طبیعتی!!
بودنت را میتوانم ثابت کنم؛
تو:
"مقدار عشقی هستی که به دلیل دلبریهایت،کُشته های زیادی داری"
ولی من:
بی قائده ام...و


سکوت پرفریاد

مرجان گودرزی آسمان شعرم دوباره ابری شد
هوای چشمانم دوباره بارانی ست
سکوتم
پر از فریاد ناصبوری لحظه ها
در یاس
سفر ثانیه ها طولانی ست!
دلم مدفون تر از پیش
زیر


لحظه های با تو بودن

عبدالعلی نظافتیان یاد می آرم که روزی یاد تو
شعله می زد بر دل شیدای من
خسته بود از دوریت تا آسمان
خنده می کرد بر رخ بی تاب من
...
او مثال باده بود،من جام او
او شرا


پروانه شدن

فیروز کریمی تا برگ باشد و پیله گرم
آرزوی پروانه شدن را به گور می برم
حقیقت وارونه !

  • شعر را ۱۰ نفر ۲۰ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 6 نظر در این شعر درج شده است

افسوس

امیر آرام کاش می شد
که دلت
آنقدر کوچک بود
که مشتم
خانه ای زیبا و قشلاقی
و دیگر
باغ ییلاقی
که هر چندی
ترا
تفریح باشدکوچ
ولی
افسوس
گاهی
هر دو مشت

  • شعر را ۱۷ نفر ۲۳ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 16 نظر در این شعر درج شده است

قنوت سبز

خدای من
در قنوت نمازم
چه باید گفتن
که تو خود حریر احساسی بر قلب نازک من
و چه زیبا سروده ای در من
غزل آفرینشم را
و دگر چه باید گفتن
که قنوت


سراب

امروز باز ازجاده زندگی نگاه کردم
تاشاید ترا بجویم ودردیدگانت عشق را بیابم
ودراین عشق
کلمه واقعی که به معنای دوست داشتن است را


بافتنی بی پایان

دست های من

میل هایی ست

برای عشق بافی موهایت


شب همه شب

محمد ایرانمنش مژده بیداری سحر میدهند چشمان پرفروغ تو
سحرگاه نماز
نگاه گرم تو از نفس گرم صبح خبر میدهد
مرا بخود بخوان
ای آفتاب بهاری مهربان
به روشنی و گرمای

  • شعر همراه با صدای شاعر است.
  • شعر را ۲۱ نفر ۲۷ بار خوانده اند.
  • محمد مرادی ، فاطمه خواجویی راد و 3 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 11 نظر در این شعر درج شده است

ته راه است این راه!

زیر تاریکی نفس می کشید پریشانی های دائمی ا


عصرِ یک روز...

علی رضا عزتی عصر يک روزِ پُر هياهو
لحظه ی تعويضِ شيفتِ خورشيد
گيج و منگ ميانِ تبليغات
منتظر در صفِ طولانی عابر بانک
دختر بچه ای با موهای لَخت
با شوق می دويد


خاطره

بین این خاطره ها
بین تکرار غریبانه ی عشق
من چه بی حال و چه بی حوصله
هر حرف و نگاهی ز تو را
نه که یک بار و نه ده بار،هزاران دفعه
در پس دیده مرورش


کپی

ساجد بهشتی یک رویداد شیرین
و کپی مدام
تو اما خودِ خودِ رویدادی
کپی برابر اصل خورده
و شاید اورجینالِ اورجینال !!!

  • شعر را ۴ نفر ۱۶ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

سپید...!!!

سرور زرادشان چشمان مشکی تو
واین همه شعر سپید
دیده ات سیاه کرد
سپیدهای شاعران را...!!!


لبخند

مخمد لطیفی موج هر لبخندت می برد قایق تنهای دلم
تا به ژرفای خیال و به رویایی دور
آنقدر دور که جز
موج هر لبخندت دگرش چیزی نیست
و به هر خنده ی تو
پایه های د

  • شعر را ۸ نفر ۳۰ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.

ترانه حضور

مریم راد هرشب که رؤیایت ترانه می شود؛
بر بام این شهر خاموش،
من بال در می آورم
و از خلوت بادهای عبور
-از این ح


حرف دارم هنوز!

نرگس احمدی
حرف دارم هنوز،
و طاقتم
کفاف اینهمه شرحه را نمیدهد؛
انگار نتی از پرده جا افتاده ام
- که -
عریان نشسته ام
بر گور واژه های جوانمرگم؛
شاه ب

  • شعر را ۲۲ نفر ۳۰ بار خوانده اند.
  • 29 نظر در این شعر درج شده است

هم سایه

محمدرضا مژدهی و اکنون...
منم
همسایه
با محال!
از آن آن
که همسایه ی
خورشید شدی!

  • شعر را ۵ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

براي فرزندم (9)

رضا كشاورز (1)
فرزندم
اين روزها
به‌‌‌‌ يك چشم بر هم زدن ؛
كوه ها بهم مي رسند و آدميان ؛
رفته رفته از هم ..... دور ميشوند!
از پيشرفت تكنولوژي غافل نبايد بود


نمی دانم چرا...

این روزها پراز ترس و اضطرابم
بدنبال دلی پاکم
دلی پر از محبت
قلبی مملو از حقیقت
نمی دانم چرا..؟
به دنبال کودکی درون خویشم
من به دنبال زهره و ناهی

  • شعر را ۴ نفر ۱۱ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 6 نظر در این شعر درج شده است

کوتاهی فرصت و هنوزهایم

احمد الماسی کوتاهی فرصت
ـــــــــــــــــــــــــــــ
فرصت کوتاه ،
رورَوَکم چوبین ،
کودک ِ درونم چه بهانه گیر شده است !....
در میانه‌ا‌ی آویزان
از اولین


عاشقانه

سروش عازمی خواه باز هم به تو!
عکست که دیگر هیچ ملاحظه ای ندارد...
تو گاه پلک می زنی اما او
یکسره نگاه می کند
پلکی بزن خورشید!
سوختم!
طاقت تابش مدام ندارم


"تنور"

سیده صدیقه موسوی زاده بس از این جهانِ دلمرده
"شه پره" دل اش گرفته بود
*او می رمید و جان
به لبخند خو گرفته بود
من ِ غمین ِ دلم
غریقِ باران


ناله های جدایی

حسین اسکندری
یک شبی مجنون رویت شد دلم
بی وضو جام سبویت شد دلم
مست مست گشتم زروی ماه تو
قبــــله گــم کردم شدم گمراه تو
جای می خون در دونش کرده ای

  • شعر را ۶ نفر ۱۷ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

صدای عشق

عبدالعلی نظافتیان
از آنجا بر فراز بام دنیا
نگاهت را به دنیایی خریدن
دلم بی تاب یک لحظه دیدار
صدای عشق پنهان را شنیدن
...
این صدا روزی فرا خواهد گرفت
در جهانی

  • شعر را ۶ نفر ۱۴ بار خوانده اند.
  • علی بیات ، محمد علی شیردل و 1 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

من وستاره هایم

الناز کولایی زاده دلم
یک آسمان ستاره میخواهد
ویک بغل آسمان پرستاره
ویک عددماه
که درازکش بررویش ستاره بشمارم
خدایا
روی هم چقدرستاره دارم من!!!
دوست دارم دستهایم ر


.و.و.و.و.و.و..27

چطور اووووو از دستم گریخت
گویی تلاش نمیخواهد
چون طفل در آغوش مادر
تقلایش بیش از درکش
و عاقبت...
نفوذ عشق مادر به قلبش
گرم و لطیف
چرا که در حضو


بدون کلاه شیطانی

مهدی طباطبائی لابلای سنگفرش های شیرین شده از توت،
از بازی معصومانه ی ما با آرامه های تکرارنشدنی،
تا مرز گام های ممنوعه حشره ها،
نیمکت بتونی و من، خیس تر از جان ب

  • شعر را ۳ نفر ۷ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

شاید

آرش امینی خيلي وقت است من عطر نمي زنم
ريش هايم را از بيخ نمي زنم
و موهايم را اصلاح نمي كنم
بگذار حداقل يك راه توجيه براي خودم بگذارم
شايد خيلي شيك ت

  • شعر را ۷ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

دودها

ساسان طالع ماسوله درود بر تمام دودها
که در صعود
با وجود سرفه های فحش دار
بی دو رویی و دروغ ، زنده اند...


پرانتز باز ... پرانتز بسته

عباس قرایلو منهای ِ آزادی
توازن ِ آیِنه ها
با مخرج ِ سکوت
کسری از خویشتن است
بعلاوه
توان ِ گفتگو
در فضای ِ مُمَیّزها
به شمارش نمی رسد
پرانتز باز
فکر


شهید...

ایوب اشک تو رو ندیدم !!! که خاطراتی بمونه ازت...
نه خودت موندی برام !!! نه عکسی ازت...
اگه تنها یادگارت بمیره !!! چی میمونه ازت؟!!!...
تصویر ذهنم از تو...

  • شعر را ۸ نفر ۱۶ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 8 نظر در این شعر درج شده است

واژه های ساده ات که جمع شوند ، کنارهم

سعید باباجانی واژه های ساده ات که جمع شوند ، کنارهم
می شود معجزه ی قرن
تو پیامبر کلماتی
بغض هایت ، زنده به گورم می کنند
و تبسمت ، برمی خیزاندم
از لبهایت
که هم

  • شعر را ۲ نفر ۸ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

.....

سکوت درد ام مکر ندیده ای ای هم قفس
که این چنین به ژرفای نبرد ام می خوانی
مگر بی ساتر روح زخم خورده ام را ندیده ای
که این چنین بی پروا خنجرم می

  • شعر را ۱ نفر ۷ بار خوانده اند.

حقیقتی تلخ و شیرین

دوستم نداری...
چه حقیقتِ شیرینی ست
برای او که,
دوستش داری...!

  • شعر را ۱ نفر ۷ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

گم شده ی تردید

روزهاست پی گم شده ام می گردم
گم شده ای میان موج پریشانی ام
میان دلهره و تردید دلم
مردمِ دیده ام
همه دنیا را پی تو جستجو کرده اند
اما نبودی...
ت


سرما

سپیده نوری خنده آلود می گریم
برای لحظه های واهی
که عاشقانه سر شد
آن دو نگاه بلورین
سوزناک تر از برف دوم
و صدای یخ بستن عاطفه
در عمق جهالت
اف


خاطره

وجودم را لای منگنه می گذارم
و در عبث خانه ی فکرم به سردی یک خاطه تف میکنم
وترجمه می کنم
وترجمه میکنم سلام آخر رهگذری را
که دست هایش گریه میکردند

  • شعر را ۱۲ نفر ۱۸ بار خوانده اند.
  • یاسر اکبری ( yase ) ، سید احد موسوی و 3 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 11 نظر در این شعر درج شده است، از جمله مهیارسنائی ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • مهیارسنائی نوشتند با احترام : وجودم را,لای منگنه می گذارم, و در بیهوده خانه ی فکرم, به سردی یک ///خاطه/// ؛تف میکنم! وترجمه می کنم, وترجمه میکنم؛آخرین سلام رهگذری را ...

درد

گذشته ام درد میکند
کودکی ام
رفتنم
نیامدنت
این سکوت های شبانه
درد های پی در پی
...............
خاطرات کوچه های شهرمان
چرا تمام نمیشود


جبـــر !

فاطمه میرزایی
جاری
می شوم !
.
.
از گوشه ی چشمِ
روزگار ...
با هر تلنگر نسیم !
...........
و
قطره
.
قطره
.
در خاک گلدانی
فرو می روم
که از تبِ


بهانه

نفسهای تو
از انتظارهای من
بیهوده ترند
وقتی نمیدانی به چه بهانه ای
آن ها را باید بکشی

27/3/92


  • شعر را ۴ نفر ۱۰ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

تلخي روزگار شيرين

سمیه ثابت
فرهاد كه به كوه رفت
شيرين نميدانست داستان چيست
صداي تيشه هايش را كه شنيد،
ناله اي تلخ سرداد
كه ريشه اش خشكيد
فرهاد كه عاشق اسطوره شدن بود
به

  • شعر را ۷ نفر ۱۷ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

چرخه

وقتیکه مادرهی می زایید
پدرهی می کاشت
برنج
درمزرعه!
گاوهی می خورد
بچه بزرگ میشد
پرنده بزرگ میشد
صیاد پرنده میزد
بچه صیاد میشد
گاوشخم میزد
ماد

  • شعر را ۶ نفر ۱۲ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

ثانيه ها...

ساعت ها خوابيده اند
زمان اما بي وقفه در گذر است
ومن خودم را بين ثانيه ها گم كرده ام
ثانيه هايي كه هم در گذرند و هم بي حركت
مثل آبي دريا كه مواج اس

  • شعر را ۶ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

حال چه وقت رفتن است؟!

محدثه سادات هاشمیان حال که به دل نشسته ای عجیب ،
چه وقت رفتن ست؟!
رفتن تو ... ماندن من ....
روزی ، امروزت را کورمال خواهم کرد ،
تا بیابم ،
سودی ار عِطر یادت ،
کام


خیس و بارانی

چشمان بی قرار من منتظر وجود اوست
هر تپش این قلب من فقط . فقط با یاد اوست
وقتی صدای پا می یاد پشت در و تو کوچه ها
بی اختیار من می دوم به پشت د

  • شعر را ۶ نفر ۱۲ بار خوانده اند.
  • محمد علی شیردل ، مهدی پاطی و 1 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 6 نظر در این شعر درج شده است

سپید

من با غزل بیگانه ام
سپید می گویم
سپید
قصه هزار و یک شب را
از لبان زنی
بی نیرنگ
با هزار هزار رنگ
شاید سیاه
اما سپید می گویم
از چشمان به حراج


کارت

خدایار آزادی تو کارتت را گم می کنی
می جنگی
تا سهمیه ات هدر نرود !
من سا


اینجاب شب را وحشتی نیست

 سعیدمطوری(مهرگان) آسمان خوشه ی پروینش را
از موهای تو بافته
بیا و بنشین بار دیگر با ستاره ها
اینجاب شب را وحشتی نیست
شب روشن می سازد با مهتابش
تاریکی خود را
و م

  • شعر را ۸ نفر ۲۱ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

نامه هاي خالي...

محمد دولت آبادی مرا به ياد آور
سنگ فرش خيابان
اگر از ردپاي من تهيست
مرا در خط به خط نامه هاي گمشده از ياد مبر
حرفي براي گفتن اگر بود

  • شعر را ۳ نفر ۱۰ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

قاصدک رفته به باد

نادر چهاردهی سلام بر قاصدکی که رفت.....
اعجاز میکند عشق تو
و احساس بی مانندت


دا

طه حسن ابراهیم سدها را باز کنید
قطره قطره
آب از آب تکان نمی خورد
..............................................
موسی را از آب بگیرید
فرعون هم خواب مانده
گهواره

  • شعر را ۴ نفر ۱۰ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

طلوع

محسن رهبرتربتی روزنه ای در پهنه ی بی پایان حسرت و افسوس!
ما همین را دل بسته ایم.
درهای خامیِ نشئه ی کلام را
اکنون به پاس عشق
باید که بست
و در گشود واژه ای نو را

  • شعر را ۸ نفر ۲۰ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

من بيچاره

مهدي مرادي مانده ام مات ،
چگونه ...؟؟؟
نميشود تمام
عشق نا تمام
اين بيچاره ي تمام
براي چون تويي ، همه چي تمام ...!!!


مهدي مرادي 28 / 3 / 1392


سوگ نبودنت

من اینجا
سوگ نبودنت را
به نظاره می نشینم
ومرگ رااستخاره میزنم!
که شب
تمام ستاره هایش راازیاد برده است...
یادت باشد؛
ماهی راهرگاه از آب بگیری...

  • شعر را ۷ نفر ۲۵ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

حال ِ من

امیر علی مطلوبی(سخن سنج تبریزی) ای به حال من رسیده
صبور باش!
مرا نبین که افتاده شقایق
به دست و پایم
او به آزادی ام می سوزد
من به درگیری او
با نگاه ِ دلم شبنم میسرایم
تا سویدای

  • شعر را ۱۱ نفر ۳۰ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

دلربایی بید عشوه های باد


می توان آمیخت
با شور کودکی
با رقص نازک شاخه های بید
به خواب می ماند
آویختن زنار بندگی
به درگه باد منتظر
چون نهر جاری است
لغزش به روی برگهای

  • شعر را ۸ نفر ۲۲ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

باران

امین تحریری همانا باران
صدای مرا شنید
بی آنکه فریاد بزنم
بر تمام من بارید
با تمام عشق بارید
برشکوفه های گیلاس
بر برگهای سبز
بربهار نارنج عاشق
آری ، با

  • شعر را ۶ نفر ۱۰ بار خوانده اند.
  • 9 نظر در این شعر درج شده است

خزعبل

محمدرضا حیدری راد وقتی بیداری، ناخن های بلندش را روی شیشه ی مغزت می کِشد
و در نبردی با پتو برای هیچ به جایی نمی رسی
و به خاطرِ قتلِ به حقِ یک سوسک
ارواح یازده هزار س

  • شعر را ۳ نفر ۹ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

ان مرد امد

مهران کاظمی ان مرد امد
ان مرد با امید امد
ان مرد به رنگ بنفش امد
و بنفشه زار شد سکوتم
به پاس امدنش
دیوارها عقب کشیدند
زنجیرها باز شدند
وامیدها شکوفه دادند

  • شعر را ۸ نفر ۲۰ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

ریسمان دل

بند دیگری ز ریسمان دل بستگی گسست
تا کی ریسمان واپسین دل بگسلد ز هم
دل از در گذر کند
این درگذشت را در ماتمی شاد نشیند به جشن...
چه راست می گفت راس

  • شعر را ۶ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است

جدایی

مرجان مخبریانی دوست دارم بنشینم و تمام امروز و دیروز را برایت قصه گویم که تو اگر از من حکایت بخواهی تمام شهر برایت قصه گوست اینک اسوده بنشین تا قطره ق


نریز شورآب وجودت را بر آب...

محدثه سادات هاشمیان رنجور تن ، خسته دل
نریز شورآب وجودت را
بر صفحه ی تلخ روزگار.
بگذار کویر آشفتگی ،
تشنه بماند از اقیانوس درونت...هنوز
مگذار صیادکان ،
روسیاه ش

  • شعر را ۴ نفر ۷ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

من میخوانمت وقتی که همه فراموشت کردند

من میخوانمت وقتی که همه فراموشت کردند
من میخواهمت وقتی که همه فراموشت کردند
من میشنومت وقتی که صدایت رادرخفقانت کدند
راست گفت که همیششه توان درتوست

  • شعر را ۲ نفر ۶ بار خوانده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

آی مرد! تو فقط مرد باش

آی مرد!
کجایی؟؟؟
دراز است،دستان پیرزن
همانند گیسوان دخترک کبریت فروش.
خالیست،شکم کودک همسایه
مث جیب پدری که همین نزدیکیست.
گرسنه است


خوابهای دنباله دار

در ادامه ی تمام رفتن های تو
تنها چیزی که باقی ماند
من بودم.
دیگرهیچ چیز
مانند گذشته نخواهد شد
ادامه ی من
ادامه ی خواب های مردی خواهد بود
که نه

  • شعر را ۶ نفر ۱۱ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

نخ نما

پرتره ات

شبها

در خواب عکاسخانه میپیچد

عشوه گرانه

مثل

باد در اندام جنگل...



قاب عکس

سید محمد حسین خلیلی زندگی زیباست
اگر فکر کنیم به زیبایی آدم
و بدی های انسان را نادیده ، خوبی دیگران را زیبا بینیم .
آسمان ابریست
به ابر های بارانی نگاه کن !
و راه


از من عبور کن...

ای سکوتت روشنگر آفتاب
به سکوی انتظار تو
آزادنه قیام می کنم
اینجا
من؛
تمام راه ها را
با نام تو فریاد شدم
ای واضح ترین حضور تمنای من
به کنار پنج

  • شعر را ۲ نفر ۷ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

سایــہ ـہای آفتابے

آفرین ولی پور(نرگس) این سکوت زیبا را مگر نشیده ای
که پر صدا از سایه های آفتابی رد می شوی؟
آری این سکوت شب با تو حرف ها دارد
می گوید: گوش کن؛گرچه خاموشم
ولی ترنّم زیبا


آسمان

امیر موسوی تو نگاهی داری
عمق اسمان را
می شود پیدا کرد
ته آن چشمانت
سر خط شعرت
روی سرخی لبان داغت
کاش بالی داشتم.....

  • شعر را ۳ نفر ۱۰ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

عصر ظهور

حسن غفاری و قاتلین شرافت
هر روز به چهره ای
غارغار کلاغشان
وحشت مزرعه آزادگی
در پس نقاب های بزک کرده
به تزویر
دانه می چینند
باغ آدمیت را
و زمین
برهوت ا


***


دیدم به خواب
که آفتاب
مرا می دید خواب
بیدار شدم
سر شار زندکی

  • شعر را ۲ نفر ۴ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

بخت من

چانه زدن های روزگار
با بخت من
روزگارتوراهم
دگرگون کرد

قصه های دلم را
ماه می داند
نمی دانم از کدام واژه ام رنجیده
که دگر نمی تا بد

  • شعر را ۴ نفر ۱۱ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 3 نظر برای شعر درج شده است.

زمستان

دست کلاغها
که ضامن زمستان را کشید
سروها
- فهمیده و نفهمیده - رفتند
زیر ارابه های برف...
جنگ جنگ است
و ‍پیروزی هدیه ایست
که گاه سر از خانه ی پس

  • شعر را ۲ نفر ۶ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 1 نظر برای شعر درج شده است.

امام همه ي زمانها

فرناز پهلواني نژاد(رها)
كي آقا مي ياد؟
ديشب نيمه شعبان بود خيابان پر آذين پر ولوله بود
صداي آواز و دهل از هرسو
وه چه نوازشها بر دل بيچاره اما پر آوازه بود
با هم


یاد

کاش می شد لحظه های بد روزگار همه خواب بودند
حال لحظه های بدمن یک خواب نیست / یک رویا نیست
حقیقتی محض است که در کنار و همراه من می زیستد
ای هم

  • شعر را ۶ نفر ۱۰ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 5 نظر در این شعر درج شده است

هیاهوی ترس

علی سرداری من از آینده نمی ترسم من از چیزی که هستم می ترسم.
من از اسلحه دشمن نمی ترسم من از نگاه آشنا می ترسم.
من از رویای خیس باران نمی ترسم من از فکر مر


بــاران

سـوســن ِ چــلـچـراغ ِ مـــن
خـــرداد نـگاهــم ابـری تـر از رشــــت شـده
باران باران ببـارم بـرایـت
مـــی آیـــی؟

خرداد 92


خاطرات یک عاشق

ذهن من پر از حال و هواي تو شده
دفتر خاطراتم از، اسم قشنگت پر شده
دنيا رو مي خوام به عشق تو نقاشي كنم
عكس قشنگ تو رو من تابلوي نقاشي كنم
مي خوام


گذر

فیروز کریمی گویا ترین گویش ها شاید لبخندکیست ،کنج لب تو!

و متواضع ترین تواضع ها شاید اندوهیست، در چشم تو

و همه عمر انتظار
شاید لحظه ای باشد در دنیای د

  • شعر را ۱۱ نفر ۱۹ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

سکوت من...

نسترن خزایی تا خورشید

طلوع کند

ترک خواهم خورد!

از بس

نازک است

چینی سکوت من...!

ن.مهتاب


عصرمن

رامین یوسفی عصرمن
تهران
مدينه ي فاصله ها بود
وقتي كه تو
بي اعتنا
ازاين خرداد لعنتي
مي گذشتي
و من
با چشماني خيره به چنارهاي خيابان وليعصر
پنجه
پنجه

  • شعر را ۱۵ نفر ۲۴ بار خوانده اند.
  • لیــلا ترحــــمی ، سید احد موسوی و 2 نفر دیگر به این شعر رای داده اند.
  • 4 نظر در این شعر درج شده است، از جمله سید محمد حسین خلیلی ،... در نقد شعر حضور داشته اند.
  • سید محمد حسین خلیلی نوشتند سلام و درود استاد بعد از سه ماه دوباره یک شعر زیبا از شما خواندم با آرزو موفقیت روز افزون برای شما افتخار بدهید از آخرین شعرم بازدید کنید و ب ...

جامه‌ی بادها

حسين صداقتي قلبم برای تو که در شالیزارها
به وزش درمی‌‌آوری عطرها را.
گاه پلک می‌زنی در حجم خورشید
تا تن بشویم در کهربایت،
و گاه می‌باری به بی‌حوصلگی باران

  • شعر را ۶۳ نفر ۱۰۳ بار خوانده اند.
  • 51 نظر در این شعر درج شده است

عاشقانه

سروش عازمی خواه پی جوی سابقه چشم تو شدم
به زادروز خودم رسیدم

زادروزم را جویا شدم
به چشم تو رسیدم...

برایم بگو
کدام قدیمی ترند؟


۲۷ خرداد ماه ۹۲

  • شعر را ۲ نفر ۱۲ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.

‍راج کاپور

ماهی دربساط ماهی فروش
دهانش را
هی بازوبسته می کرد
آ..
آ..
آ..
من ندانستم
منظورماهی
آب بود یاآزادی؟!

  • شعر را ۹ نفر ۲۶ بار خوانده اند.
  • 2 نفر به این شعر رای داده اند.

به حرمتِ تو ، به حرمتِ من

جمال ملّاء
به حرمت روز دیدار ، زیر باران
به حرمت روز ابری در بهاران
به حرمت نوازش قطره های باران بر سقف کلبه کوچکمان
به حرمت ابر
به حرمت باران
به حرمت د

  • شعر را ۴ نفر ۹ بار خوانده اند.

ای نامهربان بی همتا

باران حیدری به گمانم که رفته ای ؟
از ما رخ بسته ای !
غافل از دل ما بار سفر بسته ای
گل عشقت از دیوار ایمانم گذشت
نام زیبایت میان واژه ها نقش بست
چرا آیینه


در شوقش

محمود رازانی لحظه ها در گذرن
انتها پیداتر...
چه خوش است این دل من
از خودم شیداتر.
***************
قفسم سخت به هم می فشرد روح مرا
دل رنجور مرا
**************


نامه...

بهنام رضایی
بانو سلام
چند وقتی ایست
دست به قلم می شوم
می خواهم برایت بنویسم
از دلتنگی باد و آینه
از ماتم گل های قالی
از رقص غم و ناله ی شادی
می خواهم

  • شعر را ۵ نفر ۱۳ بار خوانده اند.
  • 6 نظر در این شعر درج شده است

گل مهر تو در من هرگز پژمرده نخواهد شد ...

اي مهربان !
شاخه گل مهرباني ات
در قاب لحظه هاي دلتنگي ام
هنوز تازه و خوش عطر مانده است ...
و پروانه ي احساسم
همچنان از شهد اين گل ميمکد ...
گل

  • شعر را ۸ نفر ۲۹ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

13 بدر

دانیال قادری عید امسالم تموم شد
جشن سال نو تموم شد
بعد از این
بعد از این
حالم چگونه خواهد بود
احوالم چگونه خواهد بود
این روزا
باسم عید نبود!!
این

  • شعر را ۸ نفر ۱۴ بار خوانده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

پله هشتم

بابک وفائی قرار ما
پله هشتم
هفت پیکر
در پردرخت ترین خیابان شهر
من با پیراهنی سبز
تو با شالی بنفش
حقیقت در رنگ ها نیست
حقیقت منم
حقیقت تویی
که بی آن نمی


خاطرات لعنتی

بابک بهنام فر خاطرات لعنتی را
آهسته آهسته مرور میکنم
سطر به سطر
اما نمیخواند
حساب هایم با یکدیگر نمیخوانند
زمین خوردن ها بیشتر از برخاستن
وگریه ها

  • شعر را ۸ نفر ۱۵ بار خوانده اند.
  • 1 نفر به این شعر رای داده اند.
  • 2 نظر برای شعر درج شده است.

تعداد صفحه:(2290):