آخرين مطالب نقد عاشقانه ها عمومی ادبی و هنری آموزش (شعرنو) فرهنگی و اجتماعی داستان کوتاه

اشعار موضوع شعر و شاعری

نبض قدم


کوچه از نبض قدم ها خالیست
گاه گاهی تپشی از گذر یک انسان
یا صدای پرش یک خفاش
بغض تنهای مرا می شکند
کوچه دلخوش به چنین نای تهیست
شب


نه آنچنان دور-نه آنچنان نزدیک

نمایش مشخصات سید هابیل موسوی نه آنچنان دور
نه آنچنان نزدیک
اما
خواهم رفت
آنچنانکه
ستاره ای از شب می گذرد...


مادرم کجا هستی؟! ( زلال عروضی پیوسته قافیه دار )

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا
مـادرم کجـا هستـی؟!
بـر زمـان حـالم آشنـا هستـی؟!
بیست و پنج سال میشود زمـن جـدا شده ای!
ای که بـر زخم دل دوا هستی!
بی پسر چرا هستی؟!
حال


آمدم که دست گیری تا

نمایش مشخصات محسن صدری نيا آمدم که دست گیری تا اسیر تر باشد
از خودش شلوغی، شهر، سیر تر باشد
چشم می شوم آهو نه! کبوتری شاید...
سایه ای که هر روزش بی نظیر تر باشد
السّلا


ای شعر تو چیستی


تو رسا تر شدی از بانگ و ز هر فریادی
نغمه پرداز همه داد و همه بیدادی
لیلی ار شهره به عشق است ز توصیف تو بود
رستم و دیو کجا گر نبودت ا


دوغزل و یک زلال ( به مناسبت عروج ماورائی امام علی (ع) )

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا
رازها لو رفت ( غزل )
خنجـري بـوسيـد با تعجيـل فــرق عــشق را
رازهـا لـو رفـت عـالـــم ديـد غـرق عـشق را
بـاده ي سـرخ ولایت شـد


ساقی هشتم

نمایش مشخصات محسن صدری نيا چقدر بوی تلاقی چقدر بوی تبسم
چقدر بغض پراکنده در تبسم مردم
زلال می چکد انگار در رواق نگاه ها...
بخند روز و شبم را در انحنای تبسم
لب است ای


پاکن جادویی

نمایش مشخصات ‫منوچهر لاهیجانی به یاد میاورم ایام کودکی را
چه ساده بود...
و چه پاک ، همه چیز
لبخندها . جملات ، نگاها
به سادگی برصفحه ای خطی می نگاشتیم
و به آسانی پاک می کر


بنویس


بنویس
ازهرچه می دانی
ازهرچه می خواهی
از هرچه خوبی و بدحالیست
بنویس
گرکاغذت بی خط
واژه هایت بی معناست
اگر حتی می افتد بر کاغذ ق


شور ( زلال عروضی پیوسته قافیه دار )

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا
دردت به جان من
ای نازنین شکر دهان من
آسـان بگـــرد شهــــردل عـشقبـاز را
بردار دست از امتحان من
ببـریـد امـان من
منظور من! سلام
ای ع


عشق سوزان

نمایش مشخصات ابراهیم باقری آنکه سوزاند دلم را،عشق سوزان است مرا
هرچه این دل رابسوزاند،فروزان است مرا
راضیم هرآن بسوزآ ید ، دلم را عشق او
سوختن باعشق او،ای دل چوآسا


انگار

نمایش مشخصات ميلاد رضايی خليق انگار که از ترسِ بی‌کلام ماندن
دست به قلم یازیده‌ام
و از نازِ نابِ واژه‌گانِ بلوری‌یْ شه‌زاده‌ی قلعه‌های ادبی‌یات،
ریشه‌ی پوک خوی


لب تکان ده ! ( زلال عروضی پیوسته قافیه دار )

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا
تو ندانی که حال مرا !
تو ندیدی که عکسی از خیال مرا!
من اسیر ِ دو چشم نیمه باز و بس خمار ِ توأم
نگشودی زبس زبان ِ لال ِ مرا
نگرفتی احتمال


یکی ... ( زلال عروضی پیوسته قافیه دار )

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا
یکی پُرازسخن است
ازآن سخن که شمع انجمن است
در امتـداد ِ شب از او کســی نمی پـرسـد
چراکه آسمان،غریب ِ من است
بهـار در کفـن است
*
یکی به


ضمير من...

ضمیر من:
هرچه میروم راهی نیست؟، هرچه میخوانم آگاهی نیست
توبه از چه میکنم؟ چرا منم؟ من ز من مگر گناهی نیست
من نه صوفی صاحب مسلکم، نه از ای


رک و پوست کنده ( زلال عروضی قافیه دار )

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا
صدا صدای شماست
شکستن این چنین ادای شماست
محبّتم همه زخمی به یک اشاره ی توست!
وَ قلب من که زیر پای شماست
وَ این خطای شماست


فريادهای زخمی

نمایش مشخصات بهزاد چهارتنگی تقديم به شاعر بزرگوار زنده ياد خسرو گلسرخی
کسی آنسوی شب
می خواندم هيوا
بايد رفت.
نبايد دل به روياهای سبز کوچه بسپاريم
بايد رفت.
من از ا


اگرشاعربودم

نمایش مشخصات مهدی فرسنگی به دکتر شایگان فر
همه ی راه ها را
به باغ های گیلاس رفتم.
بغل بغل انارچیدم و
سیب و
گلابی.
حالابابغلی ازتو
به تو فکرمی کنم
فکرمی کنم
اگ


چگونه جان دهمت؟!! ( زلال عروضی قافیه دار )

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا
ترانه خوان شده ای
تـو بـاز ای گلم جــوان شده ای
بیا که خانه به خانه به خویـش سر بزنیـم
چرا زعاشق سرمست روزگار خود نهان شده ای !
بیـــا ک


عسل ( زلال عروضی بدون قافیه )

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا

صبور باش و شکیبا
بـرای دل نشناسی دهـن مگشا
لیاقت همه را با دو چشم تیزبین خویشتن دریاب
تو اقتدار خودت بر گدا مفروش
به چشم بسته راه مرو!


گل يا پوچ

مشتم را برايت باز مي كنم
گل يا پوچ
چيزي نبود جز نهفته خوني
سياه كه سيراب مي كرد ريشه هايم را
***
تشنه بودم از يك لحظه
كه چشم من در نهان پل


1

نمایش مشخصات علیرضا ابوالحسنی من و احوال من آخر کجایی
پریه قصه ی شهر خیالی
سپید و سرخ آبی گیسوانت
گرفته ابشاری بازوانت
الا ای دختر سیمینه پیکر
عروس قصه های دیر خاور


زلال می شومت ( زلال عروضی قافیه دار )

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا حلال می شومت
لذیـذ و پـُر ز حال می شومت
ببین چگــونـه گـذشتـم ز صافی ِ چشمات !!
اسیــر ِ آن جمـال می شومت
زلال می شومت


بای پير شده باشی

نمایش مشخصات ناهیدعرجونی

باید پیر شده باشی حالا
بزرگ تر بودی از من
که عاشقم شدی
وتوی کتاب هایی که می خواندی
غرق می شدم
زنی که فنجانم را دیده بود گفت
یا غیاث ا


آشپزخانه

نمایش مشخصات ناهیدعرجونی آشپزخانه
ای خدای بزرگ
که توی آشپزخانه هم هستی
وروی جلد قرص های مرا می خوانی
لطفا کمی آن طرف تر!
باید همه ی این ظرف ها را آب بکشم
وهمی


در خدمتم...(زلال پيوسته قافيه دار)

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا این عشق حلال است کنون
هنگـام ِ یـقیـن ِ احتـمال است کنون
من هستـم وتـو، بهار ِ امّیـد و وصال ای یار
برتاب که وقت گرم حال است کنون
دل محو


می ترسم...

نمایش مشخصات محمد حسن قنبری نژاد میترسم...
میترسم از حسی که عادت باشد
عادت به تداومی مجهول
به استیصال، به وابستگی خیالی
نه عشقی در اثیری آدمی
در سرزمینی به وسعت عاشقانه ه


خرابتم باباجان! (زلال پیوسته بدون قافیه)

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا
خـدای من!...تو کجا!!
وَ ایـن گـدای شــرمسار کجا؟!
مرا چگونه شنیدی درآسمان سکوت؟!
دلم هـــــزار تکـّه بـود بـرات
خوش آمدی!...ای وَل
بگیـ


در اوج عاشقانه ها ( زلال پیوسته قافیه دار )

نمایش مشخصات ابوالفضل دادا
دلم شکسته تر است
دهـن به راز ِ مانده بستـه تر است
گشا تو سینه ی خود را بدون طــرح سئوال
که روحم از جواب خسته تر است
ز تن گسسته تر است
گذ


تعویق

نمایش مشخصات مهدی فرسنگی
هنوزواژه نزادم
که مادرم مرا زایاند
به زاییدنی دیگر
پاگذاشتم
ومرگ
به تعویقش
لبخند، تعذیرمی کرد
حکایت بلندشد
ماخواب ابری سیاه را درطا


تعداد صفحه:(1867):