دنیا غزلی است مطلعش ناپیدا
سرشار ز استعاره ، مظلوم نما
خیام شوید و کلَک اش رابکنید !!
محصور کنیدش به رباعی تنها
اشعار موضوع عشق و خواستن
هندسۀ عشق
من خود آزمودم
که دو خط موازی
یکدیگر را قطع می کنند
وقتی نگاه من و تو
در دو سوی خیابان
با هم تلاقی کرد
و خود آزمودم
که دو خط
ادامه شعر بازديد 10 نفر 17 نمایش
عطر کاجی حس بویم می کنی آرام
چگونه چشم من عشقش ز رویت را دهد پیغام
منم در برکۀ بن بستِ بی آبی
بریز بر شاخکان نورس وهم کنارت ماندنم توجرعۀ آ
ادامه شعر بازديد 8 نفر 15 نمایش
رازی در دل دارم که نمیدانم کجا می توانم بنویسم.
اگر بنویسم به جرم عشق محکوم به مرگم خواهند کرد.
اگر بر ورق بنویسم مدرکم می کنندودارم میز
ادامه شعر بازديد 21 نفر 28 نمایش
تو،رفتی
زمان،ایستاد!
من،عقب رفتم
تا همان نقطه روز اول
صفر مطلق!!
-
دیروزم زرد بود
زن فالگیر می گوید:
فردایت آبی روشن است
آه ، خدایا
پس چ
ادامه شعر بازديد 20 نفر 26 نمایش
باران می باريد
گلها پلاسيده شد
مادرم گرسنه ماند
بر تخته سياه بنويس
باران
اين قرار معلوم ما
خاکريز آتش باران است
بيا سجاده را
آن
ادامه شعر بازديد 2 نفر 9 نمایش
هزارتا قافیه راهه، شب و طعم غزل تا تو
هزار تا واژه درگیره که بنویسه منو با تو
مداد و خط خطی هایی که از حس تو لبریزن
من ِ دیوونه ی شاعر، غزل
ادامه شعر بازديد 43 نفر 52 نمایش
باز میجویم تو را، آغوش خود را باز کن
این منم دلدادهات، همچون همیشه ناز کن
سیل خون از دیدگانم میفشانم باز هم
دوست دارم پر کشیدن را،
ادامه شعر بازديد 38 نفر 48 نمایش
خط ِعمرم را که دنبال کردم
به کف ِدست ِتو رسیدم
چشم بستم و
آن را بوییدم و بوسیدم...
چشم که باز کردم
خودم را
پشت ِمیله های ِ
خطوط کف ِدستت د
ادامه شعر بازديد 23 نفر 45 نمایش
بغضت شکسته ریخته بر دامنم غزل
با هق هقت گریسته پیراهنم غزل
دست مرا بگیر که در جشن واژه ها
همپای رقص آذری تو منم غزل
سرگیجه های مستی من مان
ادامه شعر بازديد 163 نفر 211 نمایش
آتشي افتاده برجانم نمي دانم چرا
شهوتي گم مي كند پاكي زاحساسم چرا
لانه اي از موريانست مي خورد آمال من
سينه ام رامي شكافد خنجري از غم چ
ادامه شعر بازديد 54 نفر 66 نمایش
من مست هجومى بردم به سنگ
تا کنم آينه را پر سنگ
بودم آن روز شش دانگ مست مست
تا که توانستم کردم آينه را سنگسار سنگ
آينه عين خيالش نبود که مى
ادامه شعر بازديد 81 نفر 107 نمایش
من از عقربۀ چشم مرغان هوا می فهمم
وزیدن زمستان دل اندوهِ تو را
بیا در این آتش بی هیزم من
تو دلت گرم نما
از خطرِ حس آن گرمیِ سرب
تو دلت پاک
ادامه شعر بازديد 35 نفر 52 نمایش
درون سینه قلبم سوزد از غم
بر این آتش لب لعل تو مرهم
دوای درد من کنج دهانت
به رایگانی نخواهم ده به درهم
ـــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه شعر بازديد 12 نفر 23 نمایش
یادت میاد اون روزها
اون روزای خوبمون
وقتی گلم تازه بود
آبشو باغبون می داد
خاکشو باغبون می داد
آخر فصل ها که می شد,من پیشش می یومدم
دست می
ادامه شعر بازديد 12 نفر 20 نمایش
پیوند
به من نگاه کن گلم
شبيه نور و آينه
مرا به خود بخوان شبی
شبيه آرامش و خواب
تو زیبا تری از سکوت من.
و من آرامتر از نگاه تو
به عش
ادامه شعر بازديد 7 نفر 16 نمایش
دلم برای تو تنگ است
دور دور من
تو بی کرانه و پاکی
تو بی دلیل وسیعی
تو چون خیال صمیمی
تو چون شراره آتش
زمان برای من اکنون
غروب و غ
ادامه شعر بازديد 15 نفر 26 نمایش
به سخره می کشد مرا نگاه دل فریب تو
من و تو دو پنجره ، تضاد های دو به دو
چو شاخه ای به روی آب ندارم از خود اختیار
درون موج چشم تو ، گهی عقب ،
ادامه شعر بازديد 29 نفر 44 نمایش
چه گرم بود تابستان ۷۴ /
که یکهزارو سیصدو هفتادو چهار بار/
سوختم و مردم و عاشق شدم.
چه زيبا/ چه رویایی/شبانه عاشق شدم و کسی ن
ادامه شعر بازديد 14 نفر 25 نمایش
بوسیده ام تو را و کناری گذاشته ام
یعنی که جای تو امن
باتو این است قراری که گذاشته ام
یعنی قداست تو در دور ماندن است
این بودشرطی که با نگار
ادامه شعر بازديد 16 نفر 29 نمایش
شب سر رسید و باز تنها شدی رفیق
در بند لحظه های تمنا شدی رفیق
شبگرد کوچه و همپای هرغزل
در دست انتظاری و یلدا شدی رفیق
گفتم مگیر باده زساق
ادامه شعر بازديد 26 نفر 43 نمایش
ريشه هايت را در خاک نهادم
و در انديشه بلوغت ماندم
وخيسيِ چشمانت رادرشبنم صبح با تنِ داغ تمناخشکاندم
تو را اينگونه بنهادم
ترقی می کنی هر
ادامه شعر بازديد 19 نفر 35 نمایش
به یاد بانوی اردیبهشت، یاد عشقی که بود و نماند و رفت سوی سرنوشت اردیبهشتیش.....
چه خجسته روزی بوده است
آنگاه که در افق ناپیدای بودن
پای ب
ادامه شعر بازديد 25 نفر 38 نمایش
در سر به جز از مهر تو سودای کسی نيست
جز روی توام شوق تماشای کسی نيست
جانا مشو آزرده دل از محنت ايام
خوش باش کس آگه چو ز فردای کسی نيست
رن
ادامه شعر بازديد 12 نفر 22 نمایش
تو همان شاه جهان، عشق نشان، عشق ستوده ی منی
تو همان ماه زمان، هور خزان، عشق ستوده ی منی
تويی آن مرهم دل، مهوش جان، بی نظری تو بی وفا
تو
ادامه شعر بازديد 7 نفر 15 نمایش
باز چشمان من باز است
و به چشمان بسته ی تو فکر می کنم
چه زیبایی دلنشینی داری وقتی که در خوابی
تو چشم می بندی و تورا خواب می برد
و دریای
ادامه شعر بازديد 29 نفر 41 نمایش
هیسس ....
فقط گوش کن...
صدای نبض ِغم هامو...
سکوت ِ سرد و سنگینت...
شکس(ت) بغض ِ قدم هامو...
دارم آروم و بی دعوا دیگه از پیش ِ روت میرم
تو
ادامه شعر بازديد 35 نفر 44 نمایش
سرمست اين جنونم،درغربت خيالم
راهي به تونيابم،جزلحظه ي دوعالم
از من تو بهتريني،حقا كه بــرتريني
گوياتوخودچنيني،اي خلوت محالم
من يـــا
ادامه شعر بازديد 11 نفر 20 نمایش
غزلی هم وزن یکی از غزلهای استادم، حسین منزوی.
ملایک عشق را از قلب من تعلیم میکردند
بدان سان نیز من را از ازل تکریم میکردند
سر کوی دل
ادامه شعر بازديد 16 نفر 22 نمایش
يك نفر دارد دلم را آب وجارو مي زند
فرق زخمي غزل را عشق دارو مي زند
گوش هستي را نداي يا علي پر كرده است
حضرت خير العسل در سينه كندو مي زند
يا
ادامه شعر بازديد 47 نفر 61 نمایش





ايران: 61 نفر مهمان