هی بخند
رامونا
به من وخيال بر باد رفته ام
دستانم
پوچ شده است
پيش بهار
وقتی پاييز بيايد
شاتوتِ پيرِ کوچه هم
به خواب
فصلهای
مرد
اشعار موضوع غم و مصیبت
سلام ، اول لازم میدونم به دلیل عدم پاسخ به نوشته هاتون (لطفهاتون)عذرخواهی کنم، تا به امروز تمام تلاشم را برای حل مشکل عدم ارسال نظراتم و
ادامه شعر بازديد 12 نفر 17 نمایش
برای...حمیم وشراب ناب یکی است
که خفته را شب تاریک و ماهتاب یکی است
به موج باده چنینم نگاشت ساغر مست
بنوش باده که افسانه با کتاب یکی است
چه
ادامه شعر بازديد 9 نفر 17 نمایش
لحظه های آخرو...............ردم نکن بمون پیشم
من دیگه رفتنی ام...............بمون یکم آروم بشم
دیگه فرصتی نمونده............واسه جبران گناه
می دونم عاشق شد
ادامه شعر بازديد 15 نفر 25 نمایش
امشب قصه ی سیاهی های ممتد را بگو..
امشب از تکرار رویاها بگو..
چه خواهد شد؟.. چه باید کرد؟..
از شکستنهای بی آغاز بگو..
مرگ رویا رو تو دیدی.
ادامه شعر بازديد 12 نفر 18 نمایش
رفتی ، رفیقت بعد تو رخت عزا پوشید
من مانده ام با خاطرات روز قبل از عید
یک روز برفی بود و دستان خدا آن روز
برف محبت را به روح و جان ما پاشید
ادامه شعر بازديد 10 نفر 18 نمایش
یه شب پاییزی، از غمت دق کردم
نفسم بند اومد بس که هق هق کردم
*****************************
یه شب پاییزی، تو ازم دور شدی
گفتی تقصیر تو نیست گفتی مجبور شدی
ادامه شعر بازديد 34 نفر 47 نمایش
سلام
در نمازم خم ابروي تو در ياد آمد حالتي رفت كه محراب به فرياد آمد
دوبیتی
***
اگر مولا نمی شد از غم آزاد
نبودش فزت رب الکعبه ف
ادامه شعر بازديد 47 نفر 66 نمایش
یارای توانم نیست دگر نمی بینی که
از پای فتاده ام مگر نمی بینی که
چشم ما کم سو شده از گریه های هر شبم
جان ما بر لب شده از ضربه های بر تنم
ادامه شعر بازديد 61 نفر 88 نمایش
سلام
در حنجره ها شور صدا را کشتند
آئینه ی رحمت خدا را کشتند
در عرش نداي"ياحبيبي"پيچيد
هيهات علي مرتضي را كشتند
□
شام بد ماجرا فرود
ادامه شعر بازديد 44 نفر 53 نمایش
چه شود که صبح نیاید
نرود ز دست من شه
نرود به خواب مردی
نرود ز یاد هستی
چه شود بمیرم امشب
تا که چاه تنها نگردد
یا که بریده گردد
دست ملجم
ادامه شعر بازديد 15 نفر 24 نمایش
دل من غیر دلای دیگرونه
نباید عاشق هیچ کسی بشه
تنگ نشه غصه براش دوا بشه
بمیره اززورماتم بغضشافروبده
شب که شدبادردوغم خو بکنه
همدم روزهای
ادامه شعر بازديد 12 نفر 23 نمایش
بیا مهدی شب هجران سفر کن
بیا وز اين سیاهى ها گذر کن
بیا ای آفتاب خوب پنهان
بیا شام مرا با خود سحر کن
بیا چشم دلم در ناله ی توست
بیا اى دم
ادامه شعر بازديد 20 نفر 51 نمایش
میان حلقه های دود
نشسته بر خاکستر
اینک کامی دیگر ....
و دودی که چشم را کور می کند !!!
.
.
.
.
تنها یک نگاه کبود
مانده از کام آخر
که هربار از من
ادامه شعر بازديد 74 نفر 96 نمایش
چی میشه بازدوباره مثل سابق......منودرآغوش خودت بگیری
برگردی پیش من تاهست دقایق......تمومه لحظه روبا من بمیری
چی میشه به من یه فرصتی بدی....تا ب
ادامه شعر بازديد 8 نفر 16 نمایش
دلخورم ازخودم چرا.......چشم بسته تورودیدمت
با همون اولین نگاه........اومدمو بوسیدمت
این آخرین گناهه من......بااولین نگاهم بود
دیدن توتوزندگیم...
ادامه شعر بازديد 7 نفر 19 نمایش
از اشک بسی کبود و خسته است
چشمم، که تنی ز گرد رسته است
□
زان شب که تو از خانه برفتی
دیریست زمان به خواب رفته است
خورشید دوباره تا طلوع
ادامه شعر بازديد 14 نفر 26 نمایش
ناخدا گفت
بادبانها را بکشيد.
اسکله تنها شد.
ان دورتر
ناخدا گفت
لنگر بياندازيد.
ساحل خندان شد.
اشک شوق ساحل
باران اسکله
هر دو بر
ادامه شعر بازديد 21 نفر 31 نمایش
کم کم عادت می کنم من به تنهایی
دراین روزها و شب های خواب آلود
کم کم عادت می کنم من به بی تابی
نه می سوزد نه می سازد نه می نالد
ادامه شعر بازديد 7 نفر 19 نمایش
وقتی تو نیستی
همه ی هستی ام گم است
باور نمی کنی
تا می روی به سمت سفر
نازنین من
چون گردباد
گرد خودم تاب می خورم
بی تاب و بی قرار و پریش
ادامه شعر بازديد 15 نفر 30 نمایش
وقتي كه دل گرفته / غم دلت زياده
وقتي كه آرزوهايت / رها تو دست باده
نگاه به آسمون كن / بگو خدا كريمِ
هواي ما رو داره / خدا با ما رحيمِ
ببي
ادامه شعر بازديد 13 نفر 30 نمایش
از خودم دلگیر، شاید از خدا دلگیر تر
با خدا درگیر ، امّا با خودم درگیر تر
زندگی را از سر عادت تحمّل می کنم
روز را سر می کنم،هرروز پیر و پیر
ادامه شعر بازديد 36 نفر 60 نمایش
بی دلیل نیست
باد اگر بر گردنم شال می شود
یار اگر در آسمانم نمی شکفد.
به سرودن حقیقتی گریانم
که مرا چشم گشوده است
در چشم اندوه
بیهوده ل
ادامه شعر بازديد 21 نفر 36 نمایش
هرچي گرفتي مال تو / بازهرچي ميخواي بردارو
فقط منوتنها بزار / خيلي زودازپيشم برو
دسته توروشده واسم / ديگه نگودوست دارم
بسه ديگه تمومش ک
ادامه شعر بازديد 8 نفر 20 نمایش
شکست پشت من از تازیانه ی اندوه
شکفت در دل تنگم جوانه ی اندوه
ز من مخواه دگر نغمه های شور انگیز
قناری دل من خورده دانه ی اندوه
به دیده خو
ادامه شعر بازديد 24 نفر 48 نمایش
نشد که ساده صدایت کنم
و بی مقدمه ی هر چه نگاه
بمیرم از خویش .
.... حق نیست
بی سطر آخر چشمانت
که گلی افروخته در معنا دارد
ننویسم از قرنی ک
ادامه شعر بازديد 15 نفر 36 نمایش
يكي كُهته ي برشته ي دلمه كَنـده
دلم چــي تاگَل ِخومي و پنـــــده
يكي هر شــــَو و زونـم ايــدرايه
مو معــطل موندم و اي دل زمنــده
همه ي ج
ادامه شعر بازديد 8 نفر 20 نمایش
طرح(۲):
یک آسمان ستاره از دیدگانم فرومی ریخت
روزی که خورشید چشم هایت غروب کرد!
ادامه شعر بازديد 26 نفر 46 نمایش
(تقديم به خفتگان کشور فرياد)
هیوا!
بی آنکه بیندیشی
می خندی و دست تکان می دهی
چه دل خوشی داری
تو ای ساده!
گفتی باران که ببارد؛
غمستان غبا
ادامه شعر بازديد 50 نفر 106 نمایش
از وقتي پر كشيدي تو
به سوي ابراي سپيد
اين دل شيشه اي من
به جز غم هيچي رو نديد
از وقتي رفتي بي وداع
عشق منم سرد شده
خاموشه فانوس
ادامه شعر بازديد 27 نفر 55 نمایش





ايران: 50 نفر مهمان