آخرين مطالب نقد عاشقانه ها عمومی ادبی و هنری آموزش (شعرنو) فرهنگی و اجتماعی داستان کوتاه

اشعار موضوع چرخه زندگی

شطرنج زندگی

نمایش مشخصات ماری توتونچی
زندگی شطرنج است ,عمر ما صفحه آن.

آدمی در این سو,روزگار در آن سو
هر دو بازیگر این شطرنجند.

مهره های روزگارهر کدام حادثه ای
مهره های


دوباره

نمایش مشخصات نوید جعفردوست دوباره رنگ عشق و من،دوباره دل شکسته ام
کلاف عاشقی و من چه پنبه ها که رشته ام
دوباره بوی خیس اشک دوباره خسته از جهان
من و شبای بی کسی، من


بودن نبودن یک شعر

نمایش مشخصات البرز زاهدی صبح از باز و بسته شدن دریچه ای آغاز می شود

و یک فنجان چای داغ

و با رنج ترد


بیصدا

نمایش مشخصات ازاده قبادی نیک می دانی چه دردی ست
تجربه ی درد چوب خداوندی؟
***
به اندازه ای آلوده ست
تن پاکیزه و ناکامش;
که تمامیت هستی من
همه معصومی چشمان پر از دردم


غريو درد خيز

نمایش مشخصات م. آرمــــان - میرزانژاد به شفیعی کدکنی
به خدا بخش چمن
گیرم بهار
نغمه سراید، مست
گیرم که چنگ ببارد
در غم عشاق ِ راز دار!
گیرم به حجله زرتاب برقصد عروس ب


خاطره ی بسته

نمایش مشخصات ازاده قبادی نیک سفر باید کرداز این شهر
از این ویرانه آبادی
از این پوسیده خاکی
که
چاراسبه میتازد
درآن


کتاب عشق

بازهم میجویم
من در این ثانیه ها
در میان ابرها
در کران های زمان
در هجوم لحظه ها نفسم را
که چرا رفت چرا باز آمد
و چرا می میریم
ودوباره فر


خسته شده ام!

نمایش مشخصات علی چگينی خسته شدهام از این گمراهی
از این راه بی پایان بی پناهی
خسته شده ازبس بیهوده نگریستم
به راهی که از آن نمی آید هیچ همراهی
خسته شدم از این


قصه تنهایی

نمایش مشخصات ماری توتونچی "قصه تنهایی"
زندگی قصه تنهایی ماست.
زندگی تشنه شیدایی ماست.
زندگی عاشق آن است که ببیند مارا ,به پی گمشده ای می گردیم.
من و تو عمری را به چپ


راز خیال

نمایش مشخصات حسین حسامی نیاسر در دلم چیزی نهفته است
خبرش نیست برای احدی
خبری از یک راز
خبری از یک گل
گل رویای خیال
که بروید روزی
گل دهد خود روزی
باغ برپا کند آن گل به ی


بارشی از شبنم

زندگی بس زيباست
در پس پروانه
بارشی از شبنم
با طلوع گل سرخ
بازکن پرده تو از سينه شب
شعله ای ناب تر از جنس طلوع
وزشی نرم تر از جنس نسيم
بر س


حسرت گذشته

نمایش مشخصات امید رودبار کالی ما بود و شرجی و شط و شنا
و شب شمارش ستاره ها
و اما ، حالا
پختگی ما و آرزوی برگشتن آن روزها
و دیواریست بزرگ بر دریا
سقفی میان ما


این روزها

در دور دستهايم
گاهی می نشينم
و ورق می زنم خودم را
رو به جلو
رو به عقب
شايد بيابم معصوميتم را
لابلای اين روزها


تاکسی/کوه پول/پیامک/عکس/انجیر

نمایش مشخصات کامران قائم مقامی «تاکسی»
تاکسی را
صدا زدم
صد تا شخصی
هجوم آوردند
دلم سوخت...!
ــــــــــــــــــــــــــــــ
«کوه پول»
کوه پول هایم
فرو ریخت


به درد من چه خورد

نمایش مشخصات علیرضا ابراهیمی آبیز بر بام خانه ما
ستاره رنگین است
به درد من چه خورد
که دل ز آن سیر است
دو کفش پاره من
پینه دوز اگر دوزد
به درد من چه خورد
که این دلم خون است


رباعی۱ - رباعی۲ -رباعی۳

نمایش مشخصات سیامک علائی رباعی۱
پیش آی که وقت گل بادام رسید
هنگام رسیدن ِ می ِخام رسید
پیمانه یک و دواَم نمی باید داد
اینک که هزار ل


من خودم می دانم زندگی یک کلک است

نمایش مشخصات احمد صاحبی کلات من خودم می دانم
زندگی یعنی چه
زندگی یعنی
آتش و آب
زندگی یعنی تاریکی و نور
گرگ همسایه میش
موش با گربه رفیق
زندگی باور ماست
و قبول همه هس


اميد تازه

نمایش مشخصات آرش اسماعيلی
آرام ایستاده ام
در انزوای درختی از جنس زرد پائیز
گرچه برگ میمیرد
اما باد میخندد
و باغ نیز خش خشی زرد را
فریاد میکند
ناباورانه


باد بانت را بکش!!

نمایش مشخصات ايمان قربانی بادبان ها را بکشید
ما همه مسافریم
بادبان ها را بکشید
و دل ها را به دریا بیندازید
تا خودشان به جایی برسند
با حباب موج ها بازی کنند
و با ش


مقصدی مبهم

نمایش مشخصات نفيسه جعفرنژاد اينجا
ميان
تاريکي و نور
کسي نشسته است
بي خبر از ايندگان
غافل از گذشته ها
و طنين رفت و امد ديگران
را در گوش خودش ارام
ميشنود
ر


بلوغ

نمایش مشخصات ايمان جمشيدپور بلوغ
- همه بالغ شده اند !!
ذهن اندیشه مدار قلبی ،
دفتر مشق حسابش باز است.
و در این تاریکی ، آینه ای ست ،
برکه ی سنگی یک مشت نگاه.
- همه بالغ


رود زمان

نمایش مشخصات علی حيدری خیمه ی شب ز فلک شد برپا
و سکوت از همه جا شد جاری
آسمان زمزمه ی صبحدمان میخواند
و زمان درگذر است
همگی رهگذر رود زمانیم ، به خفتن گذریم
امرو


زندگی

نمایش مشخصات ايمان جمشيدپور « زندگی »
زندگی ساده تر از منطق امروزی ماست !
کش و قوس آدم ،
سر ِ گُم کردن خود ،
سر تقسیم خداست !
زندگی چیزی جز :
« اوج جا خوردن برگ ،
لهجه


تحول

دوش هنگام مناجات و دعا
در میان سفره ی سبز خدا
آتشی بر خرمن جانم فتاد
کو همی سوزاند بنیان مرا
قلب من عاری شد از دیرینه ها
سینه پاک شد از ت


هیچ روزی شاید

نمایش مشخصات علیرضا جهانگيری هیچ روزی شاید ،
مانده تا روز سفر
و هم اکنون در من ؛
همه عشقم ناکام
همه عیشم سرکش
همه کارم ناقص
همه حرفم بی خود
مانده ام بر سر راه ،
بروم ی


افسانه آفتاب

نمایش مشخصات آرش اسماعيلی افسانه که نه آفتاب است
تجلی بهار در هوای تازه
چونان ستاره ای از دور دست به تماشا نشسته ام
مبهوت واقعیتی که رویائی است
سر بر جبین دا


شب غربت

نمایش مشخصات علیرضا جهانگيری شب درگیر در تنهایی غربت !
و امشب یک شبی دیگر
کنار روسیاهان کریه و مست !؟
که تا هنگامه ای دیگر
نقاب روسیاهی را ، به پشت نور می سایند !
به ظاه


شيون آلوی کال

نمایش مشخصات مجتبی احمدی دوری ازمن
دلم عريان است
آسمان مست گناه
سوزبوران سياه
خون يخ بسته به رگ
گل باغم به تگرگی افتاد
جازده همدم تن
شانه دل خالی
تردیدیست به جا


بی هم راه

نمایش مشخصات علیرضا جهانگيری تمام ترانه ها برعلیه من اند!
شعرها و لحظه ها هم
و من ؛
مغرور و درگیر با تنی پرتپش ،
ایستاده ام
و فکر می کنم که هستم ،شاید هم نیستم!
درست عی


ساز موافق

نمایش مشخصات آرش اسماعيلی از پنجره صدای ساز می آيد
نميدانم موافق است
يا مخالف
و چندان فرق هم نميکند
مرا آموخته اند
به هر سازی برقصم
بی آنکه
اختياری بر خويش د


تعداد صفحه:(1867):