0

کوک کن !

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

این روزها را گره بزن!
اینجا زمان ایستاده است
و من نمی دانم به چه می اندیشم
سایه ای نیست
ابری نیست
مهتابی نیست
و عشق را هم که دیگر فراموش کرده ای
تقویم شاپریا پاره شده!
زمان ایستاده
احساسم روی این همه یخ سر می خورد
راهی برای گریز از این سرما نیست
چرا که من یخ زده ام
دیگر نیازی به کوک کردن ساعت ندارم
زمان ایستاده
همیشه برای نوشتن شعر زمان کم داشتم
حالا تا آخر دنیا شعر می نویسم
چون
زمان ایستاده
فریادم از سکوت لبریز شده
صدای چشمانم را می شنوی؟!
صدای باران می دهد
فصل باران تمام شده
اما رگ هایم پر از باران چشمانم است!
تو در رگ هایم نیستی
دیگر پیر نمی شوم
زمان ایستاده
اگر می خواستی زمان زنده می شد
اگر می خواستی خاک مرده ی خانه ات دوباره زنده می شد
برای مردگان زمانی نیست
من
خاک مرده
زمان ایستاده
زمان ایستاده

امتیاز: 5.0 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

فرامرز (21/9/1388),

ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.