0

درنا

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

برون ز آب، بر صخره
تنها به مساحی ایستاده
قامت قدیمی روح رود.

بر تک پای کشیده،
پر خاکستری آبی،
نوک بلند در امتداد گردن باوقار؛
با دیدگان تیز، آب را می بیند در لغزش مار.

سفید کف پیچش تند ناهموار-
فوج موج، زمزمه تنهایی رود.
سنگهای بستر، خزان ز یخ دیر دوران شمال،
در آبهای روان ز برف کوه، چشمه های فصول، باران بهار.
ساکنان نخستین، آبزیان، آمده از آبهای ولرم کناره ها

با پرورش طبيعت، شنا بسوی دریای بیکران.

درنا، در انفراد اندیشه دراز، طرحهای دور؛
فارغ ز لحظه ی عکس سینه بر جاری آب و نور
ایستاده بر سایه خود در خاموشی آسمان فراموشی.
050604

امتیاز: 2.8 از 5 (مجموع 6 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   


پخش کننده آهنگ با مرورگر شما سازگاری ندارد قادر به پخش آهنگ نمی باشیم.

نقطه نظرات

نظرها

نام: درنا   ارسال در پنجشنبه 2 اسفند 1386 - 16:48

خيلى عالييه



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.