خواندنی ترین شعرت را
در صفحه ای
سپید تر از بی حوصلگی
چکیده از جوهر شعرت
تجربه می کنم
آنگاه که
واژه واژه های قفس شده
میله های سرد
مکاشفه
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
باید کسی مرا برساند به خانه ام
ره بر ده ام به لحظه ی تکوین برگ ها
با آفتاب و آب و پرنده یگانه ام
گسترده ام تمام دلم را در آفتاب
آوای نور می دمد از هر جوانه ام
در زیر پای سایه ای از بین می روم
تا آفتاب می خزد از روی شانه ام
ای ابر بارور ز طراوت نزول کن
تا حس آب رخنه کند در ترانه ام
آتش فشان گریه فروکش نمی کند
آتش گرفته است زمین از زبانه ام
در آسمان که رو به عدم پیش می رود
من یک صدای گمشده ی جاودانه ام
این شعر را خواندند (اعضا)
امیررضایی.گ (11/6/1389),محمد تركمان(پژواره) (11/6/1389),نسرین خواجه (11/6/1389),صنم ميرزازاده نافع (11/6/1389),حورالعین اوجاقی (11/6/1389),سيد ذبيح ا...قاسمي (رهام) (11/6/1389),مجتبی حیدری (11/6/1389),بابک عارفی (11/6/1389),شکوفه جباری (11/6/1389),میثم قربانی (11/6/1389),هاشم پورمحمدی (11/6/1389),ماری توتونچی (11/6/1389),مجتبی احمدی (11/6/1389),آزاده آرامی (11/6/1389),مهديه شفيعی (11/6/1389),مريم احمدي(پريشان) (11/6/1389),منصوره حاتمیان (11/6/1389),ياشار حسنينی (11/6/1389),صنم ميرزازاده نافع (11/6/1389),امير عابديان (11/6/1389),بابک عارفی (11/6/1389),رضا محمدزاده (11/6/1389),ژیلاراسخ (11/6/1389),پرستو جمشيدی (11/6/1389),مجتبی احمدی (11/6/1389),مازیار کریمی ( آرام ) (11/6/1389),ابوالفضل دادا (11/6/1389),حسین چمنی(فریاد) (11/6/1389),امير عابديان (11/6/1389),راحم ژيان فرد (11/6/1389),سیدمهدی صاحب الزمانی فرد (11/6/1389),معین کامیار (11/6/1389),میثم قربانی (11/6/1389),کسري پيرو (11/6/1389),سعید رضا لیریایی داودی (11/6/1389),فرشته ساعدي تهران (11/6/1389),فروغ حیدری (12/6/1389),حسين عبادی دهاقاني (12/6/1389),پروانه (12/6/1389),حسین شریفی (12/6/1389),حبيب فرقانی (12/6/1389),مهناز طلاچیان (12/6/1389),مرضيه(گل یخ) (12/6/1389),امیر جمال امیدی (12/6/1389),بابک عارفی (12/6/1389),عليرضا الياسی (12/6/1389), سعيدمطوری(مهرگان) (12/6/1389),صنم ميرزازاده نافع (12/6/1389),محمد علی شیردل (12/6/1389),سعید رضا لیریایی داودی (12/6/1389),صنم ميرزازاده نافع (12/6/1389),زوشا بیرانوند (12/6/1389),ابوالفضل دادا (12/6/1389),وفا سراج مهدی زاده(آذرافزا) (12/6/1389),زهرا اخلاقی پور (12/6/1389),جاوید مدرس اول (12/6/1389),ناديا ميرسنبل (12/6/1389),علی چگينی (12/6/1389),بهاره خدابنده (12/6/1389),اسماعیل زارع(ساحل) (12/6/1389),بابک عارفی (12/6/1389),جواد نوروزي (12/6/1389),زینب قلیپور (12/6/1389),سوفی صابری (12/6/1389),مهدی گوران اوريمی (12/6/1389),مهدی سودانی خشانی پور (12/6/1389),آرمینه کاظمی سنگدهی (12/6/1389), مینا . ح ( آئیژ) (12/6/1389),سوفی صابری (12/6/1389),سوفی صابری (12/6/1389),سوفی صابری (12/6/1389),معین کامیار (13/6/1389),مهدی سودانی خشانی پور (13/6/1389),مجتبی احمدی (13/6/1389),مهدی سودانی خشانی پور (13/6/1389),علی چگينی (13/6/1389),سوفی صابری (13/6/1389),سوفی صابری (13/6/1389),كامران آوخ كيسمي (13/6/1389),ژیلاراسخ (13/6/1389),رضا فولادی فرد (13/6/1389),بی تا اميری (13/6/1389),مسعود اثمرپور (13/6/1389),جواد نوروزي (13/6/1389),بابک عارفی (13/6/1389),کاوه مرادنیا (13/6/1389), مینا . ح ( آئیژ) (13/6/1389),مريم احمدي(پريشان) (13/6/1389),سوفی صابری (13/6/1389),هاشم عساکره (13/6/1389),بابک عارفی (13/6/1389),احسان اکابری (13/6/1389),مهدی سودانی خشانی پور (13/6/1389),هاشم پورمحمدی (13/6/1389),بیتا بادپا (13/6/1389),مهدی سودانی خشانی پور (13/6/1389),مهدیه شاهی (13/6/1389),بیتا عرب زاده (13/6/1389),معین کامیار (13/6/1389),بابک عارفی (14/6/1389),مهدی سودانی خشانی پور (14/6/1389),بابک عارفی (14/6/1389),بابک عارفی (14/6/1389),بابک عارفی (14/6/1389),حسام الدين خضري (15/6/1389),بابک عارفی (16/6/1389),فرهاد جلالی (16/6/1389),عسل آرین منش (19/6/1389),کاظم بهمنی (21/6/1389),بابک عارفی (22/6/1389),راشين گوهرشاهي(صبح) (13/7/1389),عباس صوفی نیارکی (2/9/1389),ساویز صادقی کیا (13/11/1389),امید دیوسالار «س.امید» (20/12/1389),سعید شزم (26/12/1389),مریم فتحی (14/1/1390),سهیلا نظامی (24/2/1390),بابک عارفی (7/8/1390),حسین محمدی (1/10/1390),
نقطه نظرات
نام: امیررضایی.گ
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 07:52
عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیزم
بدون تملق شاهکار دیگرى از شما.
به احترام این غزل زیبا تنها بلند میشم و کف میزنم.









نام: محمد ترکمان(پژواره)
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 08:13
سلام آقای عارفی ی عزیز صبح به خیر نیازی به تعریف و ...نیست.
اثر خود گویای خیل محسنات و صنع می باشد.
در ضمن به آگاهی برسانم که:
آن نظرات ملال آور حذف شدند.
ماندگار باشید...
نام: صنم میرزازاده نافع
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 09:28
سلام
من باز به شما می گم استاد تلمیح اگر چه در دو کار آخر کمتر استفاده کردید
درود با صاحب غزل ها زیبا و درود به حس شعر در آذربایجان
نام: حورالعین اوجاقی
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 09:30
نام: مجتبی حیدری
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 09:51
نام: سید ذبیح ا...قاسمی (رهام)
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 09:55
سلام بر استاد عارفى عزیز
بزرگان پیشتر فرمودنند و فقط جاى تحسین و تقدیر دارد بر این ذوق پر فروغ
مانا باشید و ماندگار




نام: شکوفه جباری
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 11:22
سلام
بازم میگم کارهاتون رو دوست دارم با اندیشه وفکر همراست وخیلی زیباست
اتش فشان گریه فروکش نمی کند
اتش گرفته زمین از زبانه ام
یه شاعر دیگه هم توی سایت بود اقای حبیب فرقانی شعرهاشون اجتماعی بود وخیلی قشنگ از ته دلم لذت می بردم حسای تو شعرشونوخوب می تونستم لمس کنم ولی اینجا نمی بینمشون دیگه نمی دونم چرا ؟
ولی حتما ازشعرهاشون بخونید
موفق باشید وشاد
نام: شوان کاوه
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 11:34
سلام دوست بسیار عزیز
در مفهوم و مضمون خیلی حرف ها برای گفتن ست که متاسفانه مجال نیست ...
اینکه صاحب تفکر واندیشه هستید از مولفه های توانمندی تان است ... تبریک می گویم ...
اما دوست بزرگوار ، آوردن سه بار ( آفتاب ) کمی زیبایی شعرتان را زیرسئوال نمی برد ؟ یا شما موافق نیستید ...
به هرصورت خوشحالم از حضورهمیشگی و مفیدتان...
همیشه شادزی .
@شوان کاوه توسط بابک عارفی
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 13:30
ممنونم از بذل توجه حضرت عالی .در مورد آفتاب حق باشماست.ای کاش بیشتر نقد کنید استاد شوان. این کافی نیست...می خواهم پیشرفت کنم واگر نقد نفرمایید. سیب کالی خواهم بود که پیش از رسیدن در آغوش بی رحم جاذبه غلطیده است .و فرصت شمار تجزیه هاست .









نام: ماری توتونچی
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 12:04
درود جناب عارفی
ماشاءا..!!!!این طیف غزل های شما چقدر وسیع است که هماره تازه تر از تازه میرسد و میرسد.دست مریزاد
نام: ودیعه عزیزدوست
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 12:15
سلام
خیلی خیلی عارفانه و زیباب ود آقای عارفی
همه ابیاتش خیلی دلنشینن
مستی مکاشفه که به زیبایی هر چه تمام تر در بیت اول بهش اشاره کردین برام خیلی جالب بود
همیشه موفق باشین
نام: هاشم پورمحمدی
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 12:33
سلام بر استاد عزیزم جناب عارفی
استاد اینبار خودتان کمک کنید یک بیت ناب از این غزل ناب پیدا کنم؟ سخت است... نه ممکن نیست.
بیدل راهم از شما دارم
راستی استاد شما اختیار چشم مراهم دارید نقدتان که سبب سربلنی وافتخار من خواهد بود
دست بوستان هستم
نام: مجتبی احمدی
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 12:56
نام: آزاده آرامی
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 13:03
سلام جناب عارفى
کجایند کسانى که میگفتند ظرفیت غزل پر شده است !؟
غزل هست تا زمانى که تغزل و شاعرانگى نفس میکشد
ممنون از شمابسیار زیبا بود
@آزاده آرامی توسط بابک عارفی
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 13:47
با هرچه سیاه است و سفید است و بزک دوز
تعویض محال است کنم تار غزل را
از بذل توجه شما عزیز گرانقدر بی نهایت ممنونم .وقتی تصویر شما و همسرگرامیتان را می بینم که به مهمانی غزلم آمده اید .شوقی وصف نا پذیر در اعماق جابجا می شود حضورتان نوعی اعتبار نوعی دلگرمیست برای سرودن و باز سرودن . سپاس خواهر خوبم.
نام: مریم احمدی(پریشان)
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 13:43
نام: امیر عابدیان
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 14:26
درود جناب عارفی...
من زیاد غزل پسند نیستم،یعنی اعتراف میکنم که چیزی حالیم نمیشه از این سبک و این عیب بر مخ من وارده.اما از این غزلتون یک آواز چهارگاه یا تصنیف اصفهان خوب در میاد.
لذت بردم...
نام: ژیلاراسخ
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 15:44
نام: رضا محمدزاده
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 15:46
سلام جناب عارفى
بسیار عالى بود جاى غزل هاى ناب کمى خالیه با نبودن خیلى از دوستان که زحمت شما در این میان جاى قدر دانى که این جاى خالى رو پر مى کنید
همیشه زنده باشید
نام: میلاد اصغرزاده ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 16:12
مصراع دوم بیت هاتون و مخصوصا قافیه هاشو دوست داشتم
ممنون از نظر لطفتون . پاینده باشید
نام: پرستو جمشیدی
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 16:55
سلاااام استاد غزلای نااااااااااب !
خوبم خووووبین ؟
آدم در برابر زیبایی های غزلاتون کم میاره ب خدا ... نمیدونم چی بگم جز اینکه مححححشر ... مثل همیشه ! 
استاد تو رو خدا بگین این آب و هوای سراب چی داره ک شما و آقای فرقانی و علیرضا این همه تو غزل گفتن ماهرین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
واقعا قشششننگ بود ...خیلبی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ...... بدجور ب دلم نشست !

الهی همیشششگگگی موفقترترترتترترین باشینو بمونین ! 
BY :
*" KaHOOp "*
@پرستو جمشیدی توسط بابک عارفی
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 04:14
سلام خواهر خوبم .خیلی تعجب کردم وقتی شما را در بین دوستان ملاقات کردم .امیدوارم ما را هم جزو خیل برادران رشیدتان قبول کنید . پس خوش امدی آجیییللللییییییییی ملهبووووونمممممممممم.
ژبونممم
دلشت میشه نننننننننننننننگلام نماش آجیییلی




دلم برا امید تنگ شده 



من امیدو می خوام













































































نام: مجتبی احمدی
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 17:31
سلام عمویی؛ میخوای برام پازل بفرستی?من که راضی به زحمت نیستم؛ولی حالاکه میخوای بفرستی 2تابفرست؛
راستی عموچه آدرسی?آدرس مهد?
نام: معین کامیار
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 17:53
درود
استفاده نمودیم
قلمت ماندگار
ایمتان بکام
نام: امیر عابدیان
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 18:34
جناب عارفی عزیز...
خدا همین یه قلم رو به ما نداده.آرزوم یه صدای خوب بود که نیست.فقط تو خونواده من اینجوریم و صدای نکره ای دارم گویا
اما با سازم شاید بتونم روش کارایی بکنم.
نام: راحم ژیان فرد
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 20:28
سلام بر استاد عزیز. بسیار شورانگیز و الهام بخش بود. یعنی این که:
در برابر آتشفشان قلب شما تعظیم می کنم.
نام: کسری پیرو
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 21:25
سلام ؛
گم می شوم مثل ِ همیشه درون خویش
آن چشمهای مهربانش نشانه ام.
***
جناب عارفی تمامی اشعارتان برایم دلنشین است واگر که ابیاتی را تقدیمتان میکنم فقط درجهت علاقه و ارادت است نه ادعایی بیشتر.
وقت خوش.
نام: سعید رضا لیریایی داودی
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 22:16
نام: فرشته ساعدی تهران
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 22:20
سلام جناب عارفی بسیار زیبا سروده اید
من وقتی شعرهای شما را می خوانم از خودم خجالت میکشم
نام: فروغ حیدری
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 23:59
نام: پروانه
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 01:17
جناب عارفى
واقعا غزلى زلال و زیبا سرودید. به چیره دستى شما در تصویر سازى و واژه سرایى غبطه مى خورم.
موفق و کامروا باشید
@پروانه توسط بابک عارفی
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 04:50
خیلی مخلصم شما لطف دارید . بیدل خوانی شعر منو از این رو به اون رو کرد .دوستانه توصیه می کنم تا آنجا که می توانید بیدل بخوانید.دنیای زیبایی داره به قول استاد کدکنی در کتاب ارزشمند شاعر آیینه ها بیدل کشوریست که به راحتی نمی توان ویزای سفرش را محیا کرد ولی وقتی که ویزای سفر را به دست آوردی و وارد کشور معانیش شدی .تقاضای اقامت دائم می کنی .به توصیه ام عمل کنید .خیر خواهید دید
نام: حبیب فرقانی
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 02:29
سلام...سلام...آخر گذاشتی غزل مکاشفه ات را
زیبا بود ...البته این که میگم زیبا بود حرفیست که از دهان حبیب بیرون میاد
حبیب هم که میدونی الکی تعریف نمیکنه
تو شاعری هستی که نمیشه بی تفاوت از کنارش گذشت
وقتی در مسابقه غزل سکه های طلا را برنده شدی و تنها خوردی
آیا به فکر حبیب هم بودی یا نه؟ نگو آره که حسابی عصبانی میشم ها
راستی اس ام اس یک مصرعی ات را خوندم . پس مصرع دومش را چکار کردی...من منتظرم ها...فردا هم که تعطیله و ...
این یک بیت هم تقدیم به تو
بابک نگو به فکر کدامین ترانه ام
در فکر یک غزل...غزل عاشقانه ام
دوستت دارم زیاد
مواظب خودت باش
@حبیب فرقانی توسط بابک عارفی
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 04:42
خوشحالم که میبینمتون . شعرای قبلیمو که نخوندی .کاس کوزه مو جمع می کردم که برم . حالا که امدی خواهم ماند .قلی زاده تنبل شده یه تکونش بده . امین هم که هر هفتاد و دو سال یه غزل میاره .کو علیرضا . بابا منو تنها نزارین من که نمی تونم هر روز یه غزل بزارم .من که تراکتور ....ببخشید تراختور نیستم که هی مزارع روحمو شخم بزنم بکارم درو کنم بیارم وسط سایت که پرچم غزل سراب در اهتزاز باشه . جهاد بده بچه ها بیان کمک. بقول رزمنده ها حاجی نخود بفرست......
نام: مهناز طلاچیان
ارسال در پنجشنبه 11 شهريور 1389 - 02:59
نام: علی سعادتخانی ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 10:35
سلام بابک عزیز
خوشحالم دوباره مى خوانمتان رفیق
غزلى بلند بالا بود از جنس شعرهاى خودت که لطف چند بار خواندن را داشت
بابک جان من شخصا با مصرع ۹ زیاد موافق نبودم (ز) روانى و ملاحت کار را همچین اندکى پائین آورده البته این نظر بنده هست و هیچگونه ارزش دیگرى ندارد
اى ابر با طراوت باران نزول کن
تا حس آب رخنه کند در ترانه ام
قربانت :علی و خوشحالم هنوز هم از کلاس غزلهایت مى آموزم
نام: علیرضا الیاسی
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 11:42
سلام بر استاد مهربانم جناب عارفی!
خوشحالم که پرچم غزل سراب با دستان غزل مردی چون شما با چینین شکوهی افراشته می شود غزل غوغایی بود خیلی زیبا و استادانه سروده بودید
دست مریزاد شاعر
نمی دونم در برابر عظمت کارتون چی باید گفت
با احترام به ساحت غزلتون سکوت می کنم!
با مهر
برادر و شاگردی کوچک









نام: جواد نوروزی
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 12:05
نام: سعیدمطوری(مهرگان)
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 12:05
سلام جناب عارفی عزیز
در اینجا هستم چون زیبایی را حس کردم و غزل که استادانه سروده شود عشق تجلی میکند ومن عاشق نیز مجذوب عشق وشما خالق این عشق که قابل تحسین است.
مهرگان باشید.
نام: محمد علی شیردل
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 13:11
نام: زوشا بیرانوند
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 14:04
نام: مشاعره با شاعران در این سایت ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 14:19
://from3.jatan.info/44/groups اولین شبکه مجازی ادبیات پارسی انجمن ادبی اشیانه مشاعره بحث گفتگوایجاد گروه ادبی شخصی بیان اندیشه ها و نطریات شخصی شاعران . ادیبان گرامی
نام: مینا . ح ( آئیژ)
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 14:48
نام: جاوید مدرس اول
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 15:19
جناب عارفی از شعر سرشار از عرفانتان لذت بردم زیبا و ستودنی بود





در صورت امکان به دفتر های حقیر نظری بیفکنید ممنونم
نام: نادیا میرسنبل
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 16:09
سلام
اهل غزل نبودم اما با خوندن غزلاى شما زضا کرمى امید اقاى فرقانى ... نظرم تغییر کرد . زیبا مینویسید
نام: علی چگینی
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 16:46
سلام استاد همه گفتن من هم میگم
ـــــــــ نمره از ۱۰ -۱۰۰
استاد مىشه بگىد کجا بودىد و از کجا مى آمدىد که اىن غزل و گفتىد
اگه به شعر تازه من هم نگاهى بیندازید سرفرازم کردید!
نام: بهاره خدابنده
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 17:02
سلام
خیلى زیبا و دلنشین بود...
ببخشید این آخر ماخرا رسیدم
یه روزى بود با کامپیوترم قهر بودم
همیشه شاد باشى و شاعر
نام: سوفی صابری
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 18:36
درود ..
آخه من دیگه چی بگم ؟
به قول دوستمون آدم غزل های شما رو میخونه از خودش خجالت میکشه
واقعا زیبا بودو در برابر زیبایی جزسکوت کردن و لذت بردن کار دیگری هم میشه کرد؟
نام: مهدی سودانی خشانی پور
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 18:40
نام: پانته آ رادمهر
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 18:47
سلام استاد عزیز
بسیار زیبا بود
احسنت
نسرین رو از یاد نبریم
://www.shereno.com/5576/5275/79290.html
نام: مهدی گوران اوریمی
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 18:48
نام: پرستو جمشیدی
ارسال در جمعه 12 شهريور 1389 - 20:44
ااافففااا ...نیمیدونید منن چگگگده خودمو کنترل کردم ک نی نی گونه تو لینکتون نحرفم ..ولی حالا میبینم شما ماشالا اشتاد این ژبون هشتین !
واشه مجتبی میخواین پاژل بفلشتین ؟
خو پَ مننننن شی ؟ 
نوووچچچی .... مجتبی بژلگ سده ... واشه مننن بفلشتین شلم گلم شه کمتل بیههههام شایت !
شما ک داداش نیمیشین ... شمااا خان داداشین !
اوهوم ...بابایی امــــــید شایت خیلی بی ملااام شده ... من ک دیده دخملش نیشتم .....
میگم مننن این شایتو با این ژبونم ژدم داخخخون کردما !
BY :
*" KaHOOp "*
نام: كامران آوخ كیسمی
ارسال در شنبه 13 شهريور 1389 - 06:34
زندگی آغاز شد در سر پناهی سوخته - واقعاً زیباست - بیت بیت آن زیباست . سلام و صبح بخیر خدمت استاد خودم- واقعاً از غزلهای شما لذت می برم ویاد میگیرم . راستی چون چند روز نبودم نتونستم از یاد داشتها و نکته نظرات شما و سایر دوستان در باره عزل شب جدائی تشکر کنم - ضمن تشکر از نقد سازنده اساتید خودم از این فرصت استفاده می کنم و از شما و همه دوستان نهایت تشکر را می نمایم. بنده همچنان منتظر غزلهای زیبای شما هستم . شک ندارم که بسیاری با من هم عقیده اند. بدرود خواهر خوبم.
نام: كامران آوخ كیسمی
ارسال در شنبه 13 شهريور 1389 - 06:49
سلام و عرض پوزش استاد گرامی . پیغامی که برای شما گذاشتم نمی دانم چرا ثبت نشد و سهواً پیغام مربوط به سرکار بهرامچی در اینجا ثبت شد. مجدداً پوزش مرا بپذیرید. در باره این غزلتان واقعاً بی اغراق عرض کنم که طلا تر از طلاست و فوق العاده قوی و با احساس ، ناب و تاثیر گذار . باید کمی از این حس نابت به من هم بدی و گرنه ....
نام: رضا فولادی فرد
ارسال در شنبه 13 شهريور 1389 - 09:18
سلام بابک جان
از نوشیدن شعرتان در این رمضان گفتار سرمست شدم
موفق باشی و سربلند
منتظر حضورتان هستم
یا حق
نام: احسان اکابری
ارسال در شنبه 13 شهريور 1389 - 18:18
سلام اقای عارفی
زیبا بود و دلنشین
جسارتا بیت یکی مونده به آخر مصرع دومش احساس میکنم سکته میزنه
زنده و سلامت باشید انشالله
نام: بیتا عرب زاده
ارسال در شنبه 13 شهريور 1389 - 21:52















