تـوی قـرن بمب و بــاروت یـکی شاهه یکی برده
یکی سرخوش از خوشی هاش یکی آوارۀ درده
کسی دلتنگِ خدا نیست نه تو کاخ و نه تو سوله
بــی تــعـ
هنوز از شب...
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
می خواند در او شبگیر
و شب تاب، از نهانجایش، به ساحل می زند سوسو.
به مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من
به مانند دل من که
هنوز از حوصله وز صبر من باقی است در او
به مانند خیال عشق تلخ من که می خواند
و مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من
نگاه چشم سوزانش ـــ امیدانگیزـــ با من
در این تاریک منزل می زند سوسو.
این شعر را خواندند (اعضا)
ایوب خانعلی زاد (22/8/1389),احمد سوسرایی(ا.دی) (8/1/1390),سید محمد جواد ابطحی (26/2/1390),قدر مطلق (11/4/1390),احمد سوسرایی(ا.دی) (2/6/1390),صاد. حق جو (6/6/1390),عالیشه ایشتار (11/8/1390),ابوالفضل دادا (27/8/1390),ابراهیم فضلی (1/9/1390),حسن امتحانی (14/9/1390),عبدالرسو ل حسن زاده (14/9/1390),












