پاطلایی

در عمق فریادهای آبی وقرمز
کنج صدای لشکری آدم
زنگ صدای خسته ای پیداست
هرچندگنگ هرچند دور
اما
انگار یک سوزن میان کاهدان پیداست


روبر تماشاچی ها وپشت بر بازی
چشمش به چشمهای رنگی پر از نیاز گل
آرام میخواند:
تخمه
پفک
آلوچه
توت خشک
گاهی اگر اوضاع جورباشد
شاید،نوشابه یا چایی
یاپرچم رنگی وسرخابی


فریادگل!
تیمی جلو افتاد
اینجا عجب غوغاست
اما
انگاریک سوزن میان کاهدان پیداست


چشمان خشک پیرمرد اینبار
یک لحظه بر بازی فقط غلطید
آرام میخوانَد
مردی به پای لنگ او خندید


آن مرد یادش نیست
وقتی دهانش پرزدندانهای شیری بود
توی همین استادیوم
شاید ردیفی پایین یابالا
از پای مردی پا طلایی گل طلب میکرد
آن مرد یادش نیست
باز هم بر پای لنگ پیر مرد خندید



بیستم مرداد هزار وسیصد وهشتادوهشت
امتیاز: 3.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این شعر با نامه  گذاشتن این شعر در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال شعر لینک ثابت این شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   


پخش کننده آهنگ با مرورگر شما سازگاری ندارد قادر به پخش آهنگ نمی باشیم.

رای برای این شعر

0


این شعر را خواندند (اعضا)

ن افضلی (9/9/1389),مهدی جابری (10/9/1389),هاشم پورمحمدی (10/9/1389),صنم میرزازاده نافع (10/9/1389),محمد ترکمان(پژواره) (10/9/1389),ودیعه عزیزدوست (10/9/1389),عبدالحسین خورشیدی( پاجی ) (10/9/1389),محمد صادق رحمانی پور (10/9/1389),کریم لقمانی (10/9/1389),مازیار قاضی زاده (10/9/1389),الهه بابایی (10/9/1389),احسان فریدونی (10/9/1389),صنم میرزازاده نافع (10/9/1389),رضا کیانی (10/9/1389),سارا نمایندگی (11/9/1389),مسعود وفادار (11/9/1389),کسری پیرو (11/9/1389),حمید محمدزاد نجمی (11/9/1389),سیمین تدین (عروس مرگ) (15/9/1389),مسعود وفادار (21/9/1389),

نقطه نظرات

  • ن افضلی کاربر عضو  در سه شنبه 9 آذر 1389 - 13:01 نوشتند:
    نمایش مشخصات ن افضلی سلام هاشم عزیز
    کم پیدایی؟
    شعر زیبایی ازت خواندم
    موفق باشی و پیروز@};- @};- @};-

    0
    0


  • مهدی جابری کاربر عضو  در چهار شنبه 10 آذر 1389 - 06:55 نوشتند:
    نمایش مشخصات مهدی جابری سلام هاشم مهربان
    زیبا بود
    @};-

    0
    0


  • محمد ترکمان(پژواره) کاربر عضو  در چهار شنبه 10 آذر 1389 - 09:15 نوشتند:
    نمایش مشخصات محمد ترکمان(پژواره) درود پور محمدی گرامی.
    خواندم و استفاده بردم. اشعار شما که همیشه دارای پیام های بکر و زیبایی هستند.
    ماندگار باشید@};-

    0
    0


  • صنم میرزازاده نافع کاربر عضو  در چهار شنبه 10 آذر 1389 - 09:19 نوشتند:
    نمایش مشخصات صنم میرزازاده نافع سلام
    داداش هاشم حال و هواي استاديوم و گذر زمان رو به زيبايي به تصوير كشيديد. ياد بچگي هام افتادم كه با بابام مي رفتيم استاديوم با لباس پسرونه اين صباي ما تا بيست سالگي هم تيپ پسرونه مي زد يه كم هم گردو خاك به صورتش با مداد ته سيبل هميم گذاشت ومي رفت استاديوم خدايي عجب مملكتي دخترا حتي نبايد برن استاديوم حالا من كه فوتبالي نيستم اما خوب اونا يي كه دوست دارن چي
    اي بابا اين حرفا چه ربطي به شعر داشت . اما داشت ها همين كه منو به اون حال وهوا برديد خودش يعني اثر شعر !
    ولي من اين روزها كه داريم به نيمه هاي آذر نزديك مي شيم بيشتر تو حال و هواي ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد هستم و ....
    معتقدم خاك پذيرنده اشارتي است به آرامش


    اين شعرتون به يادم آورد كه زمزمه كنم :
    چرا نگاه نکردم ؟

    تمام لحظه های سعادت میدانستند

    که دستهای تو ویران خواهد شد

    و من نگاه نکردم

    تا آن زمان که پنجره ی ساعت

    گشوده شد و آن قناری غمگین چهار بار نواخت

    چهار بار نواخت

    و من به ان زن کوچک بر خوردم

    که چشمهایش ، مانند لانه های خالی سیمرغان بودند

    و آنچنان که در تحرک رانهایش میرفت

    گویی بکارت رؤیای پرشکوه مرا

    با خود بسوی بستر میبرد

    اين روزها حال و هواي من زمستاني است داداش هاشم

    0
    0


  • عبدالحسین خورشیدی( پاجی ) کاربر عضو  در چهار شنبه 10 آذر 1389 - 10:29 نوشتند:
    نمایش مشخصات عبدالحسین خورشیدی( پاجی ) سلام آقای پورمحمدی

    خواندم و استفاده بردم

    @};- @};- @};-

    0
    0


  • محمد صادق رحمانی پور کاربر عضو  در چهار شنبه 10 آذر 1389 - 11:50 نوشتند:
    نمایش مشخصات محمد صادق رحمانی پور سلام
    یک مرثیه برای پا طلایی
    به نظرم بیشتر به اسم شعر می خورد
    @};- @};-
    ولی تصویر های زیبایی داشت

    @};- @};-

    0
    0


  • کریم لقمانی کاربر عضو  در چهار شنبه 10 آذر 1389 - 15:22 نوشتند:
    نمایش مشخصات کریم لقمانی سلام جناب پورمحمدی عزیز
    اول که بسیار خوشحالم که پس ازمدتی خواننده اشعارتان هستم .بسیار بسیار زیبا ازدنیای پیرمردی که تنها بایک نگاه بعد ازگل به صحنه بازی مینگرد اما دردل درفکر معاش روزی خودکه غیر فروش دوبسته تخمه وشیرینی چیزدیگری برایش زیبا نیست وتنها این بهانه ای برای بودن .خیلی لذت بردم ازاین احساس پاک ودلنشین ودید وسیع دریک بازی
    شادوموفق باشید@};-

    0
    0


  • مازیار قاضی زاده کاربر عضو  در چهار شنبه 10 آذر 1389 - 16:11 نوشتند:
    نمایش مشخصات مازیار قاضی زاده سلام هاشم جان
    احوالت؟
    چه خبر؟
    فکر کنم کلی باید صحبت کنیم:)
    شماره ام را برایت فرستادم:)
    زنده باد.

    0
    0


  • احسان فریدونی کاربر عضو  در چهار شنبه 10 آذر 1389 - 17:06 نوشتند:
    نمایش مشخصات احسان فریدونی سلام هاشم جان.کم پیدایی؟مثل غریبه هامیای توسایت؟دلم برات تنگ شده.اینقدرازاومدنت خوشحالم که ترجیح می دم فقط بنویسم عالیه.همیشه شادباشی.

    0
    0


  • رضا کیانی  در چهار شنبه 10 آذر 1389 - 23:18 نوشتند:
    سلام
    زیبا بود

    0
    0


  • سارا نمایندگی کاربر عضو  در چهار شنبه 10 آذر 1389 - 01:02 نوشتند:
    نمایش مشخصات سارا نمایندگی درود
    بی اعتنایی نگاه
    حافظه سهل انگار...
    بله گفتنیها کم نیست........ قشنگ بود این کارتان
    ازخوندنش دلگیرشدم واین یعنی تاثیرنگاه خاص و قلم تواناتون
    درپناه خدای خوب برقرار باشید

    0
    0


  • کسری پیرو کاربر عضو  در پنجشنبه 11 آذر 1389 - 04:02 نوشتند:
    نمایش مشخصات کسری پیرو سلام بزرگوار؛

    دلنشین و البته غم انگیز.

    @};-

    وقت خوش.

    0
    0


  • سیمین تدین (عروس مرگ) کاربر عضو  در دوشنبه 15 آذر 1389 - 18:24 نوشتند:
    سلام داداش هاشم
    با تاخیر اومدم شرمنده ام اما خوب شد بعد اینهمه وقت شعر گذاشتی تا بهونه ای بشه واسه حضورت @};- @};- @};-
    لذت بردم داداش
    مواظب خودت و خانواده ات باش براکم .
    حسین کوچولو رو ببوس از طرف من :* :* :*
    لبت همیشه خندون @};- @};- @};-

    0
    0


  • مسعود وفادار کاربر عضو  در یکشنبه 21 آذر 1389 - 16:24 نوشتند:
    نمایش مشخصات مسعود وفادار سلام به مرد همیشه خوب ، مرد خدا داداش هاشم

    من واقعا عذر می خوا ازت....خیلی دیر رسیدم.

    یک هفته!!!

    خودت شرایط دسترسی به نتم رو می دونی.شرمنده ام.

    امروز موفق به خوندنت شدم.

    زیبا بود.بر خلاف تمام حرفهای سرخ آبی جنجالی که انسانها رو به جون هم میندازن!

    خودت می دونی که چقدر می خوامت.

    حق نگهدارت باشه ایشالله.@};-

    تو این روزای زیبا مارو فراموش نکن@};- التماس دعا

    0
    0



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.
شاعر تمایلی به نقد شعر ندارد لطفا در ارسال نظر به این نکته توجه کنید.