ياد يار

شبی در سینه ام یادت به ناگه شعله افشان شد

میان شعله ها چشمم به راهت گریه افشان شد


دو گیسو را سراسیمه به دست باد بسپردم

به روحم سایه ی سروت سراپا سایه افشان شد


شمیمی زان دو گلگونت سفیر باد می آورد

ز بویش جام سرخ می سراسر خنده افشان شد


میان خنده و گریه نگه بر دیده ات کردم

به فریادی دل تنگم شرابی جرعه افشان شد


بنوشیدم از آن جامی جهان بر من گلستان شد

جدا شد جان زتن یکسر بسویت ذره افشان شد

دلارام

امتیاز: 3.7 از 5 (مجموع 3 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این شعر با نامه  گذاشتن این شعر در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال شعر لینک ثابت این شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب    



رای برای این شعر

0


این شعر را خواندند (اعضا)

فکری (18/10/1388),الناز (18/10/1388),حسام بهمن (18/10/1388),حسام بهمن (19/10/1388),دلارام (29/11/1388),سید رضا میرمظلومی (11/1/1389),پویا بی ریا (5/8/1389),سید علیرضا دادگر حسینی (30/11/1390),دلارام (30/11/1390),محسن اعلا (2/1/1391),

نقطه نظرات

    نظرها

  • فکری کاربر عضو  در جمعه 18 دي 1388 - 19:21 نوشتند:
    نمایش مشخصات فکری با سلام و درود به خواهر خوبم دلاآرام@};- واى چقدر این نام را دوست دارم و انشاالله مى بینم برازنده شخصیت شما از نوشتارتان هست و مى بینم درود بر شما موفق در خوبى و احسان و افراغ اندیشه باشید@};- @};- @};- @};- @};-

    0
    0


  • امین سوری  در جمعه 18 دي 1388 - 21:49 نوشتند:
    فقط مى تونم بگم زیبا بود @};- @};- @};-

    0
    0


  • حسام بهمن کاربر عضو  در جمعه 18 دي 1388 - 21:57 نوشتند:
    سلام.
    چقدر خوب و با قدرت سرودید.
    @};- @};- @};-

    0
    0


  • رضا صدیقی کاربر عضو  در جمعه 18 دي 1388 - 23:22 نوشتند:
    نمایش مشخصات رضا صدیقی سروده ی زیبایی بود . گمان می کنم دومین بار است که اشعار شما را می خوانم . موفق باشید .

    0
    0


  • احمد رشیدی(ترنم باران) کاربر عضو  در شنبه 19 دي 1388 - 14:05 نوشتند:
    @};-
    @};-

    0
    0


  • پـوریا فـرهمند کاربر عضو  در شنبه 19 دي 1388 - 17:49 نوشتند:
    نمایش مشخصات پـوریا فـرهمند خواهر عزیزم سرکار خانوم دلارام همیشه مانا سلام : برای کسی که ماندن و رفتنش - غصه و تنها بودنش ؛ شادی و از دست دادنش ؛ فراق و اشتیاقش و چشمان روشنش یک سمفونی رویایی در تالار مرمری دل های شکستنی با تک نوازی یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه است چه می شود نواخت جز سکوت ؟ ؛ شعری که به حجم سپید یک دفتر ریختید واقعا به احترامش سکوت کردنی ست ؛ قحطی واژه است برای تعریف و تحسین سروده زیبایتان ؛ امیدوارم همیشه مهربان و مانا و شکیبا بمانید ؛ بهتون افتخار می کنم ؛ و امیدوارم همیشه ایام به کامتون و دست مولا علی پشت و پناهتون باشه ؛ آرزومند بهترین آرزوها برایتان هستم . با سپاس فراوان ؛ ارادتمند شما ، پـوریا

    0
    0


  • نظرها

  • سید علیرضا دادگر حسینی کاربر عضو  در شنبه 29 بهمن 1390 - 00:35 نوشتند:
    نمایش مشخصات سید علیرضا دادگر حسینی زیبا بود دوست عزیز

    0
    0



ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.
  اگر نظر شما یک نقد سازنده و مفید برای شاعر است این گزینه را انتخاب کنید.