آی مشتری !...آی مشتری !
آتیش زدم به هستی ام .
حراج شد جسم وُ تنم !
مفت وُ ارزون !
فقط نرخِ ....
یک لقمه نون !
میفروشم اعضای تنم ....
هر یاخته از پی
...
این شعر را خواندند (اعضا)
عبدالصمد حيدری (ندیمجو) (18/8/1388),بهرام تركاشوند(عرفان) (18/8/1388),کريم لقمانی (18/8/1388),فکری (18/8/1388),مرتضی قبادی (19/8/1388),محمد حسين ملکيان(فراز) (19/8/1388),محمد رضا نامدارپور (14/9/1388),محمد رضا نامدارپور (5/11/1390),
نقطه نظرات
نظرها
نام: عبدالصمد حیدری (ندیمجو)
ارسال در دوشنبه 18 آبان 1388 - 16:53
نام: بهرام ترکاشوند(عرفان)
ارسال در دوشنبه 18 آبان 1388 - 17:20
بسیار زیبا بود و سرشار از ناگفته ها.....خیلی لذت بردم.....احسنت بر تو دوست عزیزم....




نام: فکری
ارسال در دوشنبه 18 آبان 1388 - 17:41
نام: سید ولی حسینی ارسال در دوشنبه 18 آبان 1388 - 18:52
سلام دوست عزیز
بسیار زیبا نوشته اید به امید زیباترینها از شما.
شاد باشید















