آی مشتری !...آی مشتری !
آتیش زدم به هستی ام .
حراج شد جسم وُ تنم !
مفت وُ ارزون !
فقط نرخِ ....
یک لقمه نون !
میفروشم اعضای تنم ....
هر یاخته از پی
خیال
این شعر را خواندند (اعضا)
کامران قائم مقامی (29/9/1388),محمد (همراه) (29/9/1388),رضا محمدزاده (29/9/1388),سيد مهدی نژاد هاشمی (29/9/1388),علی سعادتخانی (29/9/1388),پگاه عامري (29/9/1388),یگانه (29/9/1388),امید (ارجمندی) (29/9/1388), سوشیا (29/9/1388),محمد نيک زاده (29/9/1388),عباس حسین زاده (میلاد) (30/9/1388),حسين کرمي (30/9/1388),عباس رحیمی (30/9/1388),سيما ( مهرآذر ) (30/9/1388),آرش بهروزی (30/9/1388),محمدحسن چگنی زاده (30/9/1388),سيد مهدی نژاد هاشمی (30/9/1388),محمد رضا حيدري تفرشي (30/9/1388),آیدا -سعادت (( نفس)) (30/9/1388),فرزادشجاع (30/9/1388),محمد رضا حيدري تفرشي (30/9/1388),کامران قائم مقامی (30/9/1388),عباس استیری (30/9/1388), عاکف-م (30/9/1388),محمد رضا حيدري تفرشي (30/9/1388),حسام بهمن (30/9/1388), عاکف-م (30/9/1388),حسین آذرنیا (30/9/1388),وحيدپورزارع (30/9/1388),کامران قائم مقامی (30/9/1388),محمدحسن چگنی زاده (1/10/1388),محمدحسن چگنی زاده (1/10/1388),محمدحسن چگنی زاده (1/10/1388),زهرا (2/10/1388),فکری (2/10/1388),ازاده (12/10/1388),مانی نصر (21/10/1388),نشمیل خزلی (28/10/1388),صابر صابری (10/11/1388),علی شیراحمد (9/1/1389),مارینا دانغیان (13/1/1389),راحم ژيان فرد (27/2/1389),
نقطه نظرات
نظرها
نام: ابوالقاسم حیدری ارسال در یکشنبه 29 آذر 1388 - 21:38
سلام بر جناب چنگى زاده
بسیار عالى وقابل تامل
نام: حسن امتحانی ارسال در یکشنبه 29 آذر 1388 - 21:41
سلام جناب چگنى زاده از اینکه سر زدید ممنونم و ممنون تر از نقد خوب و عالى شما واقعا اگر من را دوست دارید بى رحمانه ترین نقدها تانثار من کنید تا مسیر خودم را در شعر بیابم من از نقد شعر زیباى شما مى گذرم موفق باشید
نام: محمد (همراه)
ارسال در یکشنبه 29 آذر 1388 - 21:53
نام: ستاره الف
ارسال در یکشنبه 29 آذر 1388 - 22:02
سلام آقاى چگنى زاده
شعر بسیار زیبایى بود البته من اونجایى نیستم که اظهار نظر کنم.
اما میخواستم تشکر کنم از اینکه وقت گذاشتید و نقد شعر من رو نوشتید.با ز هم متشکرم.
قلمتان جاوید
نام: رضا محمدزاده
ارسال در یکشنبه 29 آذر 1388 - 22:09
نام: کامران قائم مقامی
ارسال در یکشنبه 29 آذر 1388 - 22:26
سلام کارشناس عزیز
سلیس توام با موشکافانه بودن جملات ساده
رسایی،محتوای کامل(آغاز و پایان)
فکر کنم اینجا داره بازگو می کند که آن عشقی عاشق نسبت به معشوق دارد،از خود گذشتگی و ایثار درایت می شود.
..............................................
چند بیت از مولانا براتون میگم که ممنون میشم راهنماییم کنین،ببینم درست ترجمه می کنم یا نه!
......................................
هر که کو دور ماند از اصل خویش/باز جوید روز گار وصل خویش
:هر کس که از مبدا و مقصد خود دور باشد دوباره می خواهد تا به اصل خود برسد.تلمیح به آیات قرآن.
.....................................
جفت بدحلان و خوش حالان شدم
:بدحال یعنی کسانی که سیر و سلوک کندی دارند.خوش حال یعنی اینکه کسانی که سیر و سلوک تندی دارند(عارفان و عاشقان واقعی)
....................................
آتش ست این بانگ نای و نیست باد/ هر که این آتش ندارد نیست یاد
:با نگ نای و صدای نی حاصل سوز درونی آن است و باد هوا نیست کس که سوز درون و عشق ندارد باید نابود شود
نیست باد:جناس تام و قافیه(ذوالقافیتین) اگر اشتباه نکنم.
..................................
نی حریف هر که از یاری برید/پرده هایش پرده های ما درید
نی:نماد روح انسان اگاه و عارف/نی،همدم و همنشین کسی است که از محبوب خود دور افتاده است. لذا با نواخته شدن نی،آهنگ سوزناک آن پرده اسرار عاشقان را می درد و راز آنها را فاش می کند.پرده:جناس تام
...................................
محرم این هوش جز بیهوش نیست
:محرم اسرار عشق،فقط عاشقان رها شده از عقل مادی و فاقد ادراک مادی می باشد.
هوش:حقیقت عشق/بیهوش:عاشق واقعی
...................................
در غم ما روزها بی گاه شد
:روزهای زیادی در غم فراق و محبوب و معشوق سپری شد.بی گاه: مجازا غروب وقتی که از دست رفته باشد.
بی گاه شدن روز:سپری شدن آن
..................................
هر که جز ماهی ز آبش سیر نشد/هر که بی روزی ست روزش دیر شد
:همانطور که ماهی از آب سیر نمی شود عاشق واقعی نیز،از عشق و معشوق سیر نمی شود.پس کس که در راه طلب،خسته شود و از این جاذبه ی الهی بی نصیب باشد عاشق واقعی نیست و از عشق بهره ای نبرده است.
بی روزی:بی بهره/دیر شدن روز:کنایه از بی حاصل بودن عمر(شب و روز)
نام: کامران قائم مقامی
ارسال در یکشنبه 29 آذر 1388 - 22:28
ببخشید که کامل ارسال نشد چون تعداد کلمات زیادبود.
تشکر می کنم که بفرمایید که ترجمه ام با گفته های جناب جلال الدین مطابقت می کند یا خیر؟
زنده و یگانه باشید
نام: امید (ارجمندی)
ارسال در یکشنبه 29 آذر 1388 - 23:27
نام: محمد نیک زاده
ارسال در یکشنبه 29 آذر 1388 - 23:38
نام: آزاده.س ارسال در یکشنبه 29 آذر 1388 - 00:03
سلام
زیبا و دلنشین
و ممنونم از لطف بسیار تون در حق خودم
یلداتون هم پیشاپیش مبارک
نام: عباس رحیمی
ارسال در یکشنبه 29 آذر 1388 - 00:49
جناب چگنى زاده سلام
جناب چگنى زاده عزیز آدم مى داند کى متولد شده اما نمى داند کى مى میرد حتما ایهامى در این نوشته شماست که باید اندیشه کرد

نام: سیما ( مهرآذر )
ارسال در یکشنبه 29 آذر 1388 - 01:30
نام: آرش بهروزی
ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 03:59
دروود استاد گرامی
با خواندن شعر زیبا و پر بارتان ، یاد زنده یاد قیصر امین پور در دلم زنده تر شد. دروود و سپاس بر هنر گران
نام: سید داوود خدادادی مقدم
ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 07:25
نام: مهدی خطیبی ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 09:10
درود بر شما
جناب چگنی زاده
سپاسگزارم از مهربانی های تان .
با مهر
نام: محمد رضا حیدری تفرشی
ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 09:27
نام: شوان کاوه
ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 11:38
سلام جناب چگنی زاده عزیز
خوب می نویسید و زیبا می اندیشید و دلسوزانه کمک می کنید به بچه های دور و برمان ، هزاران درود بر شما و قلم تان .
همیشه شادزی.
نام: فرزادشجاع
ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 12:24
نام: رسول طاوس پر -ر غروب ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 12:49
سلام استاد
بسیار زیبا و خوش مضمون بود
پیروز و سر بلند باشید
نام: عاکف-م
ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 16:02
جناب چگنى زاده با درود و عرض شادباش به مناسبت یلدا هنگام باستانى
میخوام بگم به واژه رحم نکرده اى یک باغ مفهوم را به این الفباى بى زبان که فریاد مى کشند تحمیل کرده ای
شعرتان با یک معناى درست تقویمى آغاز شده و این منطقى است که کسى تولد خودش را به یاد نیاورد مگر به گواهى اسناد و قول دقیق اعضاء خانواده شعر مى گوید تولدم یادم نیست زیرا شاعر حتى نیم نگاهى هم به مهم بودن قسمت مبتداى سروده که تولد را در بر داره ندارد!
اما کلام شاعر که با مخاطب خود هر کس که میخواهد باشد! در نیمه دوم شعر است که ظرافت نوشتارى را به اوج مى برد و آن اعتقاد راسخ به زمان نیست شدنش است شاعر این نیست شدن را در ترکیب «بدون تو» تجلى ساخته است یعنى باور راسخم این است که زمانى نیست خواهم شد (خداى ناکرده) که «بدون تو» باشم
سکانس بعدى یا سوم این ماجرا یا نمایش هنرمندانه به زمان بعد از «بدون تو» بودن مربوط میشود شاعر با ظرافت به نوعى از هشدار ادبى بهره مى گیرد و میگوید :
زمانى که تو نباشى(یعنى پایدار نباشى ) من نیز نیست خواهم و تو زمانى پى به این واقعیت تلخ خواهى رسید که جز خاطرات اثرى از من نخواهى یافت....
امیدوارم برداشتم متباین با مراد شاعر بزرگوار نباشه
این شعرتان مرا یاد یکى از عزلگونه هاى سالهاى گذشته ام انداخت:
ای مدعیان جانب یغما مب********
از چشمه مرا تشنه به دریا مب********
امروز که نقد است جوانی به کف ما
با خواب خوش نسیه فردا مب********
عمری به من از کبر نظر هیچ نکردند
اینک به ریا تا به ئریا مب********
من خاک کف پای گنهکار که گشتم
بر دوش خود این خاک چو کالا مبردیم
ای آنکه دراین کارگه خسته ز تزویر
من را به خفا کشته، هویدا مب********
وه عادت زشتی ست در این جمع گرفتار
بی گریه بر این خلق، تمنا مب********
شمعی نفروزید و نگویید فلان بود
با خلق ریا سوی مصلا مب********
بر آنکه به دنیای توعاکف نظرش نیست
گو تا که مرا منزل عقبا مب********
زنده باشى
با مهر
نام: عاکف-م
ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 16:12
دوباره درود
نمیدانم چرا انتهاى مصرعها به این شکل افتاده!! چه بلایى بر سر ردیف شعرم آوردند به هر حال جاى آن را با (مب********) م-ب-ر-ى-د-م پر کنید
به ردیفِ غزلم اى که تو رحمى نکنى!
شده است خنده کنى بر من و اخمى نکنى؟
خدایا فرجام کارها را نیک گردان!
با مهر
نام: مسعود حاتمی
ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 16:55
سلام جناب چگنى زاده استاد عزیز
امید وارم همیشه سر زنده باشى
شعرى زیبا از شما خواندم و آرزوها و اهدافى
که همیشه مى ماندچون یک خیال و رویا
در پشت سر ما
ممنو ن از لطف شما به سروده های من
با اجازه شما را در مسنجر خود اد خواهم کرد
موفق و همواره تن درست
نام: ابوالفضل دادا
ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 17:54
نام: فرزانه شیدا ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 19:59
زیبا دوست داشتنى دلنشین.امید همواره موفق ومانا باشید
نام: علی سعادتخانی
ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 21:38
نام: حسین آذرنیا
ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 23:13
سلام جناب آقای چنگی زاده
بسیار زیبا و لطیف بود.
بابت لطفی که به من دارید و زحمت می کشید و دل نوشته های من رو می خونید ممنونم.
انشا الله که همیشه شاد وسر خوش سبز و خرم باشید.
نام: وحیدپورزارع
ارسال در دوشنبه 30 آذر 1388 - 23:42















