تنها رفیق خلوت شبهای تیره ام
ای آشنای خوب
ای بهترین غزل!
هر روز خویش را
با نام و یاد تو آغاز می کنم
من عاشق تو أم
این عشق و شوق را
با خواندن نم
گل بابا ( تقدیم به همه پدرانی که در بند و زندان هستند و کودک خردسال دارند)
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
لالالالا ، گل یاسم * گل تازه شده بازم
نباشی، ای گل بابا * همه دنیامو می بازم
لالالالا عزیز دل * بابات می ره که برگرده
نشی گریون همه جونم * نگی بابا رهام کرده
لالالالا بابات خَستس * دل بابا رو می شکونن
نمی دونن که غمگینه * نمی دونن ، نمی دونن
لالالالا گل مهتاب * صدات غم داره انگاری
می خوام برگردم امشب رو * چرا بابا ، نمی زاری ؟
لالالالا امید من * چرا امشب تو بیداری
شاید بابا رو می شناسی * که امشب رو نمی خوابی
بگیر دستای بابا رو * بزار آروم بشه بابا
دلش ، دلگیره از دنیا * نزار بابا بشه تنها
لالالالا خدا حافظ * میام خوابت گل بابا
می شم ماه شب تارت * خداحافظ، گل بابا
این شعر رو متفاوت با سبک شعریم که عاشقانه هست گفتم ، و اولین شعری هست که به این شکل می گم ، درون مایه شعر خیلی غمگینه اما حرف دل خیلی از پدرهای عزیز زندانی رو می زنه که دلشون برای فرزندشون پر می زنه (اصلا از شعرم تعریف نمی کنم و فقط قصد آگاهی خواننده رو دارم) ، خوب این هم یه جور عاشقانه هستش !، امیدوارم به دلتون بشینه .
یا علی
این شعر را خواندند (اعضا)
مريم احمدي(پريشان) (21/5/1389),محمد تركمان(پژواره) (21/5/1389),ستاره فدوی (21/5/1389),پرستو لشکری (21/5/1389),معصومه عرفاني (21/5/1389),فائزه پوراکبری(ساحل) (21/5/1389),محمد علی شیردل (21/5/1389),عباس استیری (21/5/1389),سيد اكبر كيان ارثي (21/5/1389),فاطمه(عسل)سراغی (21/5/1389),امین بیگی (22/5/1389),علی واحدی (23/5/1389),
نقطه نظرات
نام: مریم احمدی(پریشان) ارسال در پنجشنبه 21 مرداد 1389 - 12:22
سلام دوست عزیزم
طبق روال زیبا ودلنشین سرودین نمیدونم چرا ولی با شعراتون ارتباط خوبی برقرارمیکنم ..تبریک میگم عشق توی نوشته هاتون موج میزنه مضمون جالبی داشت دید وسیعی دارین که تونوشته هاتون حس میشه موفق وشادکام باشید
نام: سید اکبر کیان ارثی
ارسال در پنجشنبه 21 مرداد 1389 - 18:27
گل ناز بابونه
نگیر این همه بهونه
بابا
این بار نمی تونه
به میل تو
بمونه توی خونه
میره جایی
گه صدای گریه هات بهش نمی رسه
اشک چشمات هم نمی بینه
خوابت را اما
شبها
حتی روزها
هی می بینه
اگه خواستی واسه بابا بدهی نامه
آدرسم:
پشت حکایت غل و زنجیر
گوشه سیاهه یه زندونه
گل بابونه بابا
نام: عسل ارسال در پنجشنبه 21 مرداد 1389 - 21:56
لا لا لا .....
که بابا امشب تو زندونه ...
که بابا گشنه و خسته
همه در ها به روش بسته
......
سپاس و درود

















