خواندنی ترین شعرت را
در صفحه ای
سپید تر از بی حوصلگی
چکیده از جوهر شعرت
تجربه می کنم
آنگاه که
واژه واژه های قفس شده
میله های سرد
چهارپاره ی مرکب!سنگ کاغذ قیچی
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
روی آسفالت های بی معنی
از تصادف عجیب می ترسم
بوی خون می دهد شبم،یعنی....
اتفاقی همیشه در راه است
دیر می شد دوباره مدرسه ام
وسط خواب های تاریک ِ....
فکر می کرد به تو و عشقت
نیمکت ِ آخر ِ کلاسی که....
می جویدم ته مدادم را
روی تخته نوشت اسم مرا
با دوتا ضربدر که:ساکت باش!
باز تنبیه می شدم در جمع
توی تنهایی خودت ای کاش...
می شنیدی صدای قلبم را
زنگ تفریح بود و من بی تو
گوشه ی این حیاط کز کردم
توی لاک خودم فرو رفتم
از نگاه تو سر در آوردم
بغلم کن هنوز می ترسم
چشم های تو بازی ام دادند
گریه کردم به خاطر یک...[چی؟]
مشت می کرد دست من را باز
سنگ،کاغذ،[صدای تو]،قیچی
به خدا من بریده ام دیگر....
این شعر را خواندند (اعضا)
زهرا(شاپرک) (8/6/1388),مهیار فرآورده (8/6/1388),حامد بهاروند (8/6/1388),زهرا(شاپرک) (8/6/1388),ابوالفضل دادا (9/6/1388),محمد صادق (9/6/1388),سينا (9/6/1388),علی سعادتخانی (9/6/1388),مهران سالاري (9/6/1388),ژيلا مرادی (13/6/1388),علیرضا استادی (19/10/1388),عليرضا الياسی (27/4/1389),مجیدیاری (1/7/1389),سهیل شفیعی (4/10/1389),سهیل شفیعی (22/10/1389),علی یاوری (13/3/1390),نسیم نیک وش (22/4/1390),فاطمه نورعلیزاده (14/6/1390),
نقطه نظرات
نظرها
نام: زهرا(شاپرک) ارسال در یکشنبه 8 شهريور 1388 - 21:35
سلام!
موفق باشی دوست عزیز...لذت بردم...حسش کردم...

نام: احمد تمیمی
ارسال در یکشنبه 8 شهريور 1388 - 02:28
سلام.ورودتان را تبرىک مى گوىم. خیلى زیبا بود. اما در بند دوم ((تاریکى که )) فکر مى کنم درست باشد.
مانا باشید به مهر.
نام: هدی به نژاد (شمیم)
ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 09:01
سلام
ورودتون رو شادباش میگم
کار خوبى بود ... فقط اگر جاى شما بودم مصارىع مرکب رو کمى مرتبط تر با هم انتخاب مى کردم اىن کار به شعرتون رىتم و آهنگ بهترى مى داد ... هرچند همىنطور هم زىباست
موفق باشید
نام: ابراهیم ققنوس ارسال در دوشنبه 9 شهريور 1388 - 13:04
سلام . خوش اومدین
آفرین. زیبا و با ساختاری متفاوت. لذت بردم















