تنها رفیق خلوت شبهای تیره ام
ای آشنای خوب
ای بهترین غزل!
هر روز خویش را
با نام و یاد تو آغاز می کنم
من عاشق تو أم
این عشق و شوق را
با خواندن نم
کن فیکون...
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
آخ برنجان رنج،رنجی
- آخ...
بسوزان سوز،سوزی را
بترکان ترک،ترکی را
- بدَف...
دف دف دَدف دَدَدَف دَدَف دَف دَف دَدف...هی ی ی ی ی ی
آآآها ها هاییی مست و نظر کرده مرا
بر در برقصانی مرا
با آن شراب عاشقی
برگو چه می خواهی طرب
دستم بگیر از این و آن و در به در وان مویه را دیوانه شو
احمق نشو پیرِ جماران،مردِ مرد، یانک ببین جیر پماران را چه شد؟؟
هی دل چه شد،هی دل چه شد...
دف دف ددف دددف ددف دف دف دددف ددف دف دف ددف...
گوید سروش آسمان
برگو چه حرفای نهان
دستم بگیرو دخترک را باکره در گل عذار
ویرانه شو،دیوانه شو
دردی بزن از ساغر و طبلِ طرب سودا بزن
بر پایه های عاشقی
آدم بکش،دزدی بکن،ناموس مردم را نگر
وزن و قوافی را بگیر
شعرت به دل موزون بزن
یاد محمد، خواجه ی شیراز کن محکم بزن
گوید که مولانا سماعِ سوزشی دیگر بزن
بر دف بزن،دف دف ددف دیوانه شو،دوری بزن...
- پروانه شو.های...
این شعر را خواندند (اعضا)
ستاره مشرقی(دلقک) (22/5/1389),ابوالفضل دادا (22/5/1389),محمد تركمان(پژواره) (22/5/1389),امير عابديان (22/5/1389),مازيار قاضي زاده (22/5/1389),مهناز شفیعی (22/5/1389),سعید رضا لیریایی داودی (26/5/1389),امين سوری (31/5/1389),پرستو جمشيدی (1/6/1389),سعید رضا لیریایی داودی (2/6/1389),سعید رضا لیریایی داودی (2/6/1389),امير عابديان (2/6/1389),رضا فولادی فرد (3/6/1389),
نقطه نظرات
نام: ابوالفضل دادا
ارسال در جمعه 22 مرداد 1389 - 10:53
و این است داد و فغانى که گویند دل را بگرفته است و انسان غرق عمق آن مى باشد
این است فریادى برخاسته از دنیاى حیرت انسان
دست مریزاد دوستم
نام: امیر عابدیان
ارسال در جمعه 22 مرداد 1389 - 15:42
نام: مازیار قاضی زاده
ارسال در جمعه 22 مرداد 1389 - 16:51
نام: سعید رضا لیریایی داودی
ارسال در سه شنبه 26 مرداد 1389 - 19:21
سلم دوست گرامی
به به
خیلی زیبا و ********** شکن بود
کار از ساختار شکنی و هنجاری شکنی گذشت
من عاشق شاعری هستم اینچنین
شعر قشنگتون منو یاد رضا براهنی انداخت
سبز و برقرار باشی


















نام: سعید رضا لیریایی داودی
ارسال در سه شنبه 26 مرداد 1389 - 19:22
سلم دوست گرامی
به به
خیلی زیبا و ف ی ل ت ر شکن بود
کار از ساختار شکنی و هنجار شکنی گذشته
من عاشق شاعری هستم اینچنین
شعر قشنگتون منو یاد رضا براهنی انداخت
سبز و برقرار باشی


















@سعید رضا لیریایی داودی توسط امیر عابدیان
ارسال در سه شنبه 26 مرداد 1389 - 19:57
بسیار ممنون جناب داودی عزیز..
من قبل از اینکه با تئوری رضا براهنی بشم چندتا کار از این دست کرده بودم،اما بعدا که آشناتر شدم کارم بیشتر رفت به اون سمت و نه از باب تقلید.
کار براهنی واسه شعر چندصدایی ستودنیست اما به نظرم خیلی جای کار داره و آقای علی باباچاهی هم رو یه ******** کار میکنه که قابل اارزش به نظر من نیست...
باری امیدوارم نقدهای خوبتون رو بر شعرام ببینم تا پیشرفت بیشتری حاصل شود.
یا هو
نام: سعید رضا لیریایی داودی
ارسال در سه شنبه 2 شهريور 1389 - 13:58
...
و جاده همچنان از چشمان من جاریست!
قدم به قدم
چاه!
نفس میکشد پیراهنی را
وز دهان عشق بوی گرگ می آید!
وز آغوش دشت بوی علف سوخته....!
***















