دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
هوالمحبوب
اینهمه بارون که میاد
یه قطره شم مال تو نیست
از شب یلدا نازنین
یه لحظه شم مال تو نیست
یه عمری زیر بارونا
قدم زدی با این خیال
که چتر اون بشی یه روز امّا نمیشی - بی خیال
بغض داره ته صدات
خیسه دوباره گونه هات
از آسمون نیست -می دونم
باریده باز ابر چشات
خسته شدی ، بسه دیگه
پا ها تو رو زمین نکش
شبیه بچّه ها شدی !
رو آرزوت ، یه خط بکش
تلخه ، ولی حقیقته
باورکنی یا نکنی
باید فراموشش کنی
نخای ؛ میخای چیکار کنی؟
رسم زمونه است می دونی
ای کاش و امّا نداره
(مسافر) فصل بهار
چتری به همراه نداره
نوزدهم فروردین ماه یکهزار وسیصد وهشتاد وهشت
نقطه نظرات
نظرها
نام: مهدی صادقيان
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 10:35
سلام بر محمد غضنفرى
به جمع ما با اين ترانه ى زيبا خوش اومدى
اميدوارم همواره بهترينها رو ازت بخونم
عزت زياد
نام: سعيدمطوری(شمع شبستان)
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 11:55
سلام مسافر عزيز
اول به رسم ادب ومهر ورود شما را به کوچه شعر خير مقدم گفته واميدوارم هر روز زيباتر احساس بيان کنيد.
ترانه شما زيبا و با احساس است واقعا چتر را چه کس حاجت است در باران بهارى...
موفق وشاد باشيد.
نام: کاظم وکیلی(کهکشان)
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 12:47














