دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
غروب جمعه شد مولا، نمی دانم کجا هستی؟
دعای جمعه می خوانم، نمی دانم کجا هستی؟
سلام بر تو گل زهرا، الهی جان بقربانت
حبیبا ای گل نرگس، بگو جانا کجا هستی؟
همه جا یاد تو باشم، به کجا بنگرم مولا
هوای وصل تو خواستم، بگو مولا کجا هستی؟
شب جمعه نمی آیی، کجایی یوسف زهرا
دل بی تو به جان آید، نمی دانم کجا هستی؟
شب و صبح از رهِ عشقت، دل و جانِ نثار کردند
چه خوش باشد غم غیبت، تو از آل عبا هستی
یکی درد و یکی درمان، یکی وصل و یکی هجران
کدامیک برتو بهتر است، بگو مولا کجا هستی؟
ز تنهایی دلم خون شد، خدا را محرم رازی
بده توفیق پروازم، بگو جانا کجا هستی؟
شعری از حسین مظاهری کلهرودی
این شعر را به مولای عزیزم مهدی عج
تقدیم می نمایم
و همچنین دوستان محبوبم
محمد حسین چگنی زاده
حاج فکری
مهدی صادقیان
همسایه
امید صباغ نو
شوان کاوه
کریم لقمانی
دادا
و .......
این شعر را خواندند (اعضا)
حسين مظاهری کلهرودی (18/10/1388),سید عادل میرصالحی (18/10/1388),کريم لقمانی (18/10/1388),آیا (18/10/1388),حسين مظاهری کلهرودی (18/10/1388),راحم ژيان فرد (18/10/1388),فکری (18/10/1388),وحيدپورزارع (18/10/1388),حسين مظاهری کلهرودی (18/10/1388),حسين مظاهری کلهرودی (18/10/1388),حسين مظاهری کلهرودی (18/10/1388),حسين مظاهری کلهرودی (18/10/1388),هودیسه حسینی (19/10/1388),حسين مظاهری کلهرودی (19/10/1388),فکری (19/10/1388),حسين مظاهری کلهرودی (19/10/1388),حسين مظاهری کلهرودی (19/10/1388),حسين مظاهری کلهرودی (19/10/1388),حسين مظاهری کلهرودی (19/10/1388),حسين مظاهری کلهرودی (20/10/1388),افروز ايرانپور (29/10/1388),وحيدپورزارع (30/10/1388),زهراشعبانی (9/11/1388),حسين مظاهری کلهرودی (7/5/1389),حسين مظاهری کلهرودی (27/5/1389),
نقطه نظرات
نظرها
نام: کريم لقمانی
ارسال در جمعه 18 دي 1388 - 22:27
نام: ابوالفضل دادا
ارسال در جمعه 18 دي 1388 - 23:01
سلام
موفق باشى
ياد آورى مى کنم که دوم بهمن امسال ( ۸۸ ) اولين روز تولد شعر زلال است و در سايت شعر نو نيز ظهور خواهد کرد .
نام: آیا
ارسال در جمعه 18 دي 1388 - 23:24
... خدا
هفت بند نای یعنی هفت بار
واژگانت را ببلع آنگه برآر
سلام حسین جان
احساست زیباست پسرم . عشقت هم همین طور.
بدان که وقتی کسی قصد دارد راجع به بزرگواری چون آقا امام زمان صحبت کند بهتر آن است که نهایت تلاشش را بکند تا آداب صحبت را کاملا" بیامورد عزیزم .وقتی تو می خواهی با شعر راجع به آن بزرگوار صحبت کنی پس لازم است که قواعد شعر را کاملا" بیاموزی و رعایت کنی . چرا که ممکن است این ابیات روزی به دست اغیار افتد و بهانه کنند که : بفرما این هم یکی از عاشقان مهدی ! هنوز وزن و ردیف و قافیه را نمی شناسد اما داعیه شاعری و عاشقی دارد .
پس اگر تصمیم داری شاعری کنی ، آنهم راجع به بزرگواری چون آقا امام زمان ، برای جلو گیری از چنین اتفاقاتی لازم است که خودت را در شناخت قواعد شعر قوی کنی .
شعرت احساس زیبایی دارد اما ردیف و قافیه و وزن منسجم و محکمی ندارد . شعری را که می نویسی بارها و بارها باید ویرایش ، اصلاح و ادیت کنی . گاه می بینی از بیست بیت فقط دو بیت باقی ماند و هجده بیت به سطل آشغال سرازیر شد ، اشکالی هم ندارد این قاعدۀ کار است . حقیر چه شبها که تا صبح کوشیده ام و دویست سیصد بیت شعر نوشته ام ، اما صبح تنها یک دو بیت را برداشته و مابقی را راهی سطل آشغال کرده ام ، اما خدا را شکر با تمرین و ممارست به نتیجه رسیدم . چون می خواستم بشوم . شدم . تو هم اگر بیشتر تلاش کنی عشقی که در وجود توست ترا به توفیق می رساند . انشاءالله .
شکر ...
نام: فکری
ارسال در جمعه 18 دي 1388 - 00:21
عزيز دل داداش گلم خوبى من اين دست هاى مبارک را بوسه مى زنم که براى منجى عالم و بشريت مى نويسد من خاک پای توهستم عزیز بسیار سپاس گذارم که نام مرا در کنار نام اقایم و سرورم نوشتی خیلی دوستت دارم خدا تورا از یاران با وفا یشان قرار دهد و عاقبت به خیر شوی سلام مرا به خانواده محترمت برسان درود خدا بر همگی شما
موفق در خوبی و احسان و افراغ اندیشه باشی















