دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
دروغ
هست دلگیری ام از یار دروغ
ور کنم عشق تو انکار دروغ
من دروغ تو بپندارم راست
راست می گویی و انگار دروغ
آخر این لطف تو با من شوخی
ور دهی وعده ی دیدار دروغ
لاف حق می زدی عمری با من
راست گفتی ولی این بار دروغ
شعر من حرف دلم بود به نظم
گر نگویی بود اشعار دروغ
بود اصرار تو دیدار ولی
حالیا این همه اصرار دروغ
با الله این وعده نفس بود مرا
ز چه رو کرده ای اظهار دروغ
حرف واعظ مشنو چونکه از او
رو سپید است در انظار دروغ
صحبت واعظ و ناصح نا راست
حرف مشکوة مپندار دروغ
این شعر را خواندند (اعضا)
joker (11/2/1388), توکل مشکوه {مشکات} (18/6/1388), توکل مشکوه {مشکات} (6/8/1388), توکل مشکوه {مشکات} (2/5/1389),
نقطه نظرات
نظرها
نام: کاظم وکیلی(کهکشان)
ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 12:37















