آی مشتری !...آی مشتری !
آتیش زدم به هستی ام .
حراج شد جسم وُ تنم !
مفت وُ ارزون !
فقط نرخِ ....
یک لقمه نون !
میفروشم اعضای تنم ....
هر یاخته از پی
حرف آخر
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
قصه ای که غصه ای دوباره تو چشام گذاشت
حاصل فاصله هامون غم چشای خیسم بود
حرمت عشق تو بود که رو تنهاییم پا گذاشت
حس رفتنو چشیدم نبض گریه های آخر
بغض شیشه رو شکستم پای اون نگاهِ پرپر
رفتی و آشیونم پرِِ از صدای رفتن
رسم عاشقی همینه اشکای خیس رو دفتر
رفتی و دستام سردِسردن مثل زمستون
صورتم رنگ بهار بود شده عین خزون
تو دلم شادی عشق جوونه زد
رفتی و غم شده با دل تنهام هم زبون
تو چشات شادی اولین نگات نیست
تو نگات حرفای بی صدات نیست
لرزش دست و صدات کم شد و نیست
دیگه هل نمی شی و عین خیالت نیست
نگو وقت رفتن دل منه
فرصت عاشقیمون خیلی کمه
آدما حیرون بی هم موندنن
قلباشون تشنه جرعه ا ی از محبته
این شعر را خواندند (اعضا)
فکری (2/8/1388),حمید علی پور(حمیدا) (2/8/1388),حمید علی پور(حمیدا) (3/8/1388),حمید علی پور(حمیدا) (3/8/1388),نگارظريف (4/8/1388),محمد حسين ملکيان(فراز) (7/8/1388),سيد مهدی نژاد هاشمی (27/8/1388),نگارظريف (28/8/1388),نگارظريف (28/8/1388),مریم دست داده (7/11/1388),نگارظريف (19/11/1388),نگارظريف (29/11/1388),نگارظریف (24/3/1390),نگارظریف (6/4/1390),نگارظریف (8/4/1390),نگارظریف (7/10/1390),نگارظریف (27/10/1390),
نقطه نظرات
نظرها
نام: مسعود حاتمی
ارسال در شنبه 2 آبان 1388 - 21:12
نام: فکری
ارسال در شنبه 2 آبان 1388 - 21:27
نام: امید صباغ نو
ارسال در شنبه 2 آبان 1388 - 22:58
سرکار خانم ظریف درود
از ترانه تان لذت بردم . در ویرایش دقت کنید و غلطهای تایپی را تصحیح فرمائید . مثلا سرنوشت که سرونوشت تایپ شده .
شاد باشید
نام: حمید علی پور(حمیدا)
ارسال در شنبه 2 آبان 1388 - 23:47
















