0

غزل ٩) گريستيم...

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

رفتيم و در ميانه ي صحرا گريستيم
از بار غم به وسعـــت دريا گريستيم

ديوانگي كه مايه ي جان بود كم نشد
در آرزوي مردم دانــــــــــا گريستيم

عمري گذشت و آه به مانند صبحدم
امروز را به ماتـــــــم فردا گريستيم

جز مردمان مرده نديديم وسالــــــها
در حسرت ظهور مسيـــحا گريستيم

از تهمت و شماتت ابنــاي اين زمان
عمري بسان مريـــــم عذرا گريستيم

اي دوست اشك هيچ نمانده به چشم ما
از بس كه هم صداي غزلها گريستيم

امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  تاريخ ثبت و شماره سريال شعر لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   


پخش کننده آهنگ با مرورگر شما سازگاری ندارد قادر به پخش آهنگ نمی باشیم.

این شعر را خواندند (اعضا)

سيما عباسي (10/2/1388),نفيسه مقدادی (غزل) (10/2/1388),

نقطه نظرات

نظرها

نام: کاظم وکیلی(کهکشان) کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 12:41

نمایش مشخصات کاظم وکیلی(کهکشان) درود
خیلی زیبا بود
موفق و پیروز باشین@};-


نام: علی محامی کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 13:46

نمایش مشخصات علی محامی سلامی چون مهر بر خانم واحدی عزیز
خوشحالم که فرصتی شد تا باز هم از شما بخونم
بسیار زیبا سرودید ، مرحبا
آسمون قلمتون سبز و دشت دلتون بهاری باد
یا حق


@علی محامی توسط (شهرزاد) واحدي Members  ارسال در جمعه 11 ارديبهشت 1388 - 21:32

سلام جناب محامي عزيز
ديروز هرچقدر سعي كردم بر غزل زيباي شما چند خطي بنويسم، نظر ارسال نشد. ممنونم از محبت شما و غزل زيبايي كه از شما خوندم.
پاينده باشيد@};-


نام: اميد صباغ نو کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 15:24

نمایش مشخصات اميد صباغ نو سلام و درود ويژه به خانم شهرزاد واحدي عزيز
بابا نگو اينجوري. من دلم پره ميزنم زير گريه هااا. شعري با رديف خنديديم بنويس كه يه كم با هم بخنديم. حالا جداي شوخي شعر زيبا و با احساسي بود و من كارهاي شهرزاد واحدي رو دوست دارم و هميشه مي خونم .اميدوارم هميشه همينطور قلمت محكم و روان بنويسه . برايت شاديها را آرزو دارم هميشه . با مهر -اميد@};-


نام: محمد قادری فر(صبا)   ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 15:46

سلام شهرزاد جان.غزل قشنگت رو خوندم.اميدوارم بازم از اون غزلاي ناب كه من دوست دارم بگي.
@};-


نام: محسن پوراسماعيل ـآیه سفید کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 16:34

نمایش مشخصات محسن پوراسماعيل ـآیه سفید سلام
دوست عزيز
از خواندن اين غزل ناب بى نهايت لذت بردم
و همچينين اموختم
موفق باشيد@};- @};- @};- @};- @};- @};-


نام: همسايه   ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 18:14

سلام خانم واحدى..
عاشق غزلهاى غمگينم و عجيب به دلم نشست ولى خدا کنه شاعرش هميشه شاد باشه...البته مصرع دوم بيت دوم را چندبار خوندم و معنى اونو متوجه نشدم که ..در آرزوى مردم دانا گريستم..يعنى در حسرت مردم دانا يا آرزوهاى مردم دانا...چون اگر اينجورى باشه بايد مينوشتين..بر آرزوى...البته از بيشوادى همسايه هست عذر ميخوام...
شما در اکثر قالب شعرى تبحر دارين..آفرين..@};-


نام: مهدی غلامزاده کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 00:44

سلامی چو بوی خوش اشنایی


نام: مهدی غلامزاده کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 00:48

سلام بر شما خواهر عزيز
بسيار غزل عالي بود
امیدوارم مرا هم در زیبا سرودن شعر یاری نمایید.


نام: نفيسه مقدادی (غزل) کاربر عضو  ارسال در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1388 - 02:45

نمایش مشخصات نفيسه مقدادی (غزل) شهرزاد نازنينم سلام؛
خيلى فوق العاده بود، حسابى چسبيد گلم!
آفرین و تبریک زیاد برای خلق احساس نابت!
از محبتی هم که حسابی شرمنده میشم، خوشحالم که بهم سر میزنی عزیزم!
همیشه پر رنگ و زیبا بدرخشی...
حوارتا از اینا!
:* @};-



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.