من انیس غربت و تنهاییم

روزگاری میسرودم شعر ناب
با غزل من مینمودم درد دل
لیک اکنون شعر هم خشکیده است
چون ندارد اعتمادی دل به دل
مثل پیشین شعر من هموار نیست
نیست دیگر در غزلهایم صفا
یک طرف از دلبران بینم ستم
یک طرف هم از غزل بینم جفا
نیست دارویی که دردم برکند
یا شرابی که خمارم سرکند
آب شیرین و کنارم چشمه سار
نیست یک قطره لبانم تر کند
من انیس غریت و تنهاییم
گر چه با هم صحبتان در خانه ام
ای غزل بس کن سخن کوتاه کن
چون که من با خویشتن بیگانه ام

امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپی  اضافه کردن به لیست Favorites  دعوت از یک دوست برای دیدن این صفحه  فرستادن این شعر با نامه  گذاشتن این شعر در وبلاگ یا سایت خودتان  تاریخ ثبت و شماره سریال شعر لینک ثابت این شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این شعر

0


این شعر را خواندند (اعضا)

آذین پژوهش (22/7/1390),عماد بهاری (22/7/1390),فاطمه همدانیان (22/7/1390),علی صیاد رضایی نژاد (22/7/1390),علی صیاد رضایی نژاد (22/7/1390), مهرداد بهار (23/7/1390),ولی حسینی (30/7/1390),

ارسال نظر

نام کاربری: کلمه رمز:
نام شما: ایمیل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در این دستگاه ذخیره شود.
شاعر تمایلی به نقد شعر ندارد لطفا در ارسال نظر به این نکته توجه کنید.