من و شمع فروزنده

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    
در این تاریک راهِ کورِ وحشت زا
در این زندانِ بی رحمی
من تنها، من خسته
ندارم جز امیدی رنگ از او رفته
ندارم جز صدایی خوار و خاموش و درون خفته
در این تنهایی مفرط در این گوشه
ندانم رنگ زیبایی،نبینم نور آینده
ندارم صجبتی با کس جز این شمع فروزنده
به او گفتم غمت از چیست؟ به آن شمع فروزنده
چنان بی تاب و بی جان بود که از آه غمش در دل نکرد او صحبتی با من
جز اشکی داغ و سوزنده
به او گفتم چرا نالان و گریانی؟
نگفت بر من جز آهی سرد و دود اندود
دوباره گفتمش همدم چرا گریان چرا رخ زرد رخ زردی؟
نکرد او صحبتی با من،
دگر از دیده ام رفت و ندیدم من از او رنگی
پس از لختی به خود گفتم:
که آن اشکش، که آن آه پر از دردش
زاین زندان بی رحم بود؟
ز این تاریک وحشت زا؟
از آن امید بی رنگش؟

حسین آذرنیا
28/9/88
ساعت: 2:09 بامداد

امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  تاريخ ثبت و شماره سريال شعر لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



رای برای این شعر

0


این شعر را خواندند (اعضا)

سيد مهدی نژاد هاشمی (28/9/1388),نياز-ك (28/9/1388),سيد مهدی نژاد هاشمی (28/9/1388),حسین آذرنیا (28/9/1388),کريم لقمانی (28/9/1388),کريم لقمانی (28/9/1388),فکری (28/9/1388),حسین آذرنیا (3/11/1388),

نقطه نظرات

نظرها

نام: سید مهدی نژاد هاشمی کاربر عضو  ارسال در شنبه 28 آذر 1388 - 08:48

نمایش مشخصات سید مهدی نژاد هاشمی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
احساستان ماندگار دوست من

0
0


نام: نیاز-ک کاربر عضو  ارسال در شنبه 28 آذر 1388 - 09:50

نمایش مشخصات نیاز-ک سرزنده و رها باشید . به چند دلیل :
- شعرتون خوب و عالی بود .
- به سبک اخون نزدیک بود .
- و خیلی شبیه مرحوم تختی هستید .
موفق باشید .

0
0


@نیاز-ک توسط حسین آذرنیا Members  ارسال در شنبه 28 آذر 1388 - 10:05

نمایش مشخصات حسین آذرنیا سلام دوست عزیز
شما لطف دارید
شما فکر نمی کنید مرحوم تختی ناراحت بشن از این حرفتون؟
موفق باشید:)


نام: کریم لقمانی کاربر عضو  ارسال در شنبه 28 آذر 1388 - 11:44

نمایش مشخصات کریم لقمانی سلام جناب آذرنیاى عزیز
بعد ازچند ساعتى که نبودم خوشحالم که اولین شعرى که میخونم شعر بسیار زیباى شما بزرگوار است.
همیشه رنگ شادى و نشاط بینید
همیشه با امید درزندگى باشید
اگر غم هست تنها درشعر شما باشد
درونت خالى ازغمها دلت خالى زغم باشد@};- @};- @};- @};-
راستى حسین بزرگوار گیر دادى به عکسم اگر بدبود تاعوضش کنم البته چهره عکس رو میشه عوض کرد خودم نه @};- @};-

0
0


نام: بهرام ترکاشوند(عرفان) کاربر عضو  ارسال در شنبه 28 آذر 1388 - 12:07

سلام دوست عزیزم....با حرف نیاز کاملا موافقم....من هم یاد مهدی اخوان ثالث افتادم....درود بر شما و قلم پر مهر و احساس و هنرمندت....مرحبا...@};- @};- @};- @};- @};- @};-

0
0


نام: فکری کاربر عضو  ارسال در شنبه 28 آذر 1388 - 16:02

نمایش مشخصات فکری عزیز دل سلام معلومه بى خوابى زیاد مى کشى که تا دیر وقت میشینى که شعر هاى زیبا بنویسى @};- مواظب سلامتیت هم باش دوستت دارم موفق در خوبى و احسان و افراغ اندیشه باشى@};- @};- @};- @};- @};- @};-

0
0


نام: محمد تقی اقدام   ارسال در دوشنبه 21 دي 1388 - 04:12

سلام دوست گرامی

زیبابود
ریبابود
زیبا
سبکتون هم زیباتر


موفق باشید.

0
0



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.
  اگر نظر شما یک نقد سازنده و مفید برای شاعر است این گزینه را انتخاب کنید.