آی مشتری !...آی مشتری !
آتیش زدم به هستی ام .
حراج شد جسم وُ تنم !
مفت وُ ارزون !
فقط نرخِ ....
یک لقمه نون !
میفروشم اعضای تنم ....
هر یاخته از پی
چراغ قرمز
این شعر را خواندند (اعضا)
سپیده غریب (14/11/1387),
نقطه نظرات
نظرها
نام: م.نهانی ارسال در یکشنبه 13 بهمن 1387 - 10:51
سلام.تشبیه های خوبی در شعرتان هست.موفق باشید.
چهار راه تابوها...(اشتباه تایپی)















