آی مشتری !...آی مشتری !
آتیش زدم به هستی ام .
حراج شد جسم وُ تنم !
مفت وُ ارزون !
فقط نرخِ ....
یک لقمه نون !
میفروشم اعضای تنم ....
هر یاخته از پی
نامه های عاشقانه آرزو
نقطه نظرات
نظرها
نام: فرهاد حیدری
ارسال در چهار شنبه 13 شهريور 1387 - 11:19
نام: سعیدمطوری(شمع شبستان)
ارسال در چهار شنبه 13 شهريور 1387 - 11:23
سلام خانم آرزو
دلنوشته هاى شما سفیر کمال انسانى است که در عشق واقعى با تصویر کلمات اورده مى شود واى کاش این کلمات راهبردى بودند در جامعه تا دشت ها پر از شقایق بشوند براى همیشه ون در بهار وزود گذر اى کاش مى شدبا زنده شدن با این کلمات عشق را به ابدیت رساند و وفادارى را را به اوج خود رساند.
موفق وشاد وعاشق ابدى باشید.
نام: سعید مبلّغ ناصری
ارسال در چهار شنبه 13 شهريور 1387 - 11:33
نام: علی سوگوار ارسال در چهار شنبه 13 شهريور 1387 - 12:26
بانوى گرامى
این نوشته بیشتر به سر آغاز یک نامه عاشقانه یا یک داستان کو تاه عشقى مى ماند تا شعر کوتاه
سروده هاى کوتاه باید بصورت یک طرح تر سىم شوند
جسارت حقیر را ببخشید
نام: آرزو مطوری_ باران
ارسال در چهار شنبه 13 شهريور 1387 - 15:33
سلام آرزو جان
زیبا و با احساس نوشته بودى.
امیدوارم موفق باشید.


نام: مهدی صادقیان
ارسال در چهار شنبه 13 شهريور 1387 - 15:49















