0

دوبیتی ها

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    





شکفتن



غم عشقی که در خود می نهفتم

شبی آن را به چشم خسته گفتم

دل من مثل ابری گریه سر داد

سحر شد مثل خورشیدی شکفتم





فیض دل



چرا همواره بی حاصل نشینم

چرا از فیض دل غافل نشینم

بیا تنها شو از روی صداقت

شبی هم رو به روی دل نشینم





جستجو



تو را ای عشق من شفاف دیدم

تو را چون چشمه های صاف دیدم

به دنبال تو گشتم پیر گشتم

تو را در پشت کوه قاف دیدم





تنهایی



دلم تنهاست ماتم دارم امشب

دلی سرشار از غم دارم امشب

غم آمد، غصه آمد، ماتم آمد

خدا را این میان کم دارم امشب





هوای عشق



اگر ای عشق پایان تو دور است

دلم غرق تمنای عبور است

برای قد کشیدن در هوایت

دلم مثل صنوبرها صبور است





دل دریایی



دلا ای حاصل تنهایی من

بیابانگرد من صحرایی من

من اینجا طاقت ماندن ندارم

کجا رفتی دل دریایی من؟





بی دردی



بجز وسواس ما را همدمی نیست

غمی و غصه ای و ماتمی نیست

خدایا از چه من دلشاد باشم

که درد بی غمی درد کمی نیست





دعوت



بیا روشن، بیا بی کینه باشیم

چو آه ساکتی در سینه باشیم

برای کثرت خورشید در خویش

بیا مثل دل آیینه باشیم





دل من



دل من مثل دشت لخت شالی است

همه جوبارهاش از آب خالی است

به دریا بردمش سودی نبخشید

دلم در آستان خشکسالی است





ترانه



نه دارم مهربانی های هابیل

نه بغض و بخل بی پایان قابیل

تمام حاصلم مشتی ترانه است:

مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل





امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

علی صدرا (3/5/1389),

نقطه نظرات

نظرها

نام: علی صدرا کاربر عضو  ارسال در یکشنبه 3 مرداد 1389 - 01:43

نمایش مشخصات علی صدرا زيباست



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.