دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
برای شهید حسین پرنیان مرد شالیزار
ای شهید ای جاری گلگون
جایت از پندار ما بیرون
رفته ای با اسب خونین یال
ای شهید ای مرغ آتش بال
حجله ی تو مثل یک فانوس
گشت روشن با پر ققنوس
نور تو در باغ گل پیداست
روشنی بخش شب یلداست
نام تو با آفتاب آمیخت
صبح را در خانه هامان ریخت
پنجره تا روی سرخت دید
مهربان شد خانه با خورشید
مثل باران زیر هر بوته
نام خوبت کرده بیتوته
باغها از نام تو سرشار
باغبان با یاد تو بیدار
روی دست سبزه می باری
در دلت دریا مگر داری
چون بهار آمد کنار رود
بوی گیسوی تو با او بود
ساده می آیی چنان باران
ساده می رویی گل ریحان!
هر گل سرخی که می کاریم
زیر لب نام تو را داریم
ما تو را در قلبها جستیم
خواب را از چشمها شستیم
ای گل خوشبو تو را چیدند
از بلند شاخه دزدیدند
ای عزیز امسال، یکسالی است
جای تو در مزرعه خالی است
ارباستان، 19/1/1364
این شعر را خواندند (اعضا)
سید محمدعلی م (1/12/1387),










