خواندنی ترین شعرت را
در صفحه ای
سپید تر از بی حوصلگی
چکیده از جوهر شعرت
تجربه می کنم
آنگاه که
واژه واژه های قفس شده
میله های سرد
بهار با تو درختی است
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
تو از شکوفه پری از بهار لبریزی
تو سرو سبز تنی با خزان نمی ریزی
تو آفتاب بلندی ز عشق سرشاری
تو در خالی این شب ستاره می ریزی
تمام خانه پر از نور ناب خواهد شد
اگر به صبحدم ای آفتاب برخیزی
شبی که مرگ می آید به قصد کوچه ی عشق
چو بال شوق ز بالای ما می آویزی
بهار با تو درختی است بی نهایت سبز
دریغ و درد از این بادهای پاییزی
شبی چو ابر بیا تا به باغ خاطر من
چنان که با همه ی جان من در آمیزی
خرم آباد تنکابن، 7/10/1364
این شعر را خواندند (اعضا)
يوسف احمدی (31/2/1389),علی صدرا (4/5/1389),مهری جلیلوند (2/8/1389),شهاب طاهرزاده (27/8/1389),عباس فولادی (25/2/1390),فرشاد سلطانی (6/5/1390),فاطمه علی کرمی (26/10/1390),












