0

آرزو

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    



کاش می شد که پریشان تو باشم

یا نباشم یا از آن تو باشم



تو چنان ابر طربناک بباری

من همه تشنه ی باران تو باشم



در افقهای تماشای نگاهت

سبزی باغ و بهاران تو باشم



تا در آیی و گلی را بگزینی

من همان غنچه ی خندان تو باشم



چون که فردا شد و خورشید کدر شد

من هم از جمله شهیدان تو باشم



تا نفس هست و قفس هست، الهی

من شوریده غزل خوان تو باشم

ارباستان، لنگرود، 5/9/1364

امتیاز: 3.0 از 5 (مجموع 2 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

سید محمدعلی م (30/11/1387),رامین بهبودی (17/3/1389),

ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.