دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
باور سبز من سپیدارا
دوست دارم تو را و دریا را
هر شب از چشمهات می شنوم
نفس پاک صبح فردا را
بر نمی گیرم از دو چشمت چشم
رونقی داده ای تماشا را
مه ابهام آسمان در پیش
به کجا می بری دل ما را
برتر از آفتاب می تابی
چون نظر می کنم بالا را
رودها بی شکیب می رانند
تا تو در آب می نهی پا را
بی نصیبم ز لطف شبنم هم
کی توانم نوشت دریا را
چالوس، 11/4/1364










